تبليغاتX
دلاور - دستگیری علما از سوی منادیان انسجام
دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 22:8

پس از گذشت 10 روز از دستگیری دوتن از علمای برجسته اهل سنت در شهرستان جوانرود توسط حکومت، هنوز اطلاعی از وضعیت آنان در دست نیست! در حالی که براساس قانون کسی که مورد اتهام قرار می گیرد بایستی پس از چند روز با حضور وکیل و اطلاع خانواده در دادگاه صالحه اتهام وی مورد بررسی قرارگرفته و به صورت علنی محاکمه گردد. اما اکنون بیش از سپری شدن 10 روز نه تنها در این مورد قانون اعمال نگردیده بلکه به صورت فراقانونی کماکان به بازداشت مخفی آنها ادامه داده می شود و هنوز محل نگهداری آنان نامعلوم و به صورت رسمی مشخص نیست که بازداشت شدگان به چه اتهامی دستگیر شده اند؟!؟فعالیت و رایزنی مردم جوانرود و علمای منطقه از ساعات اولیه بازداشت آغاز گردیده ولی تا به حال نتیجه قطعی نداده است.پس از ورود مأموران در ساعات غیر اداری و غیر معمول به منازل آن دو عالم؛ با ممانعت افراد خانواده مواجه می شوند.فرزندان ماموستا سید حسین حسینی به محض مشاهده ورود بدون اجازه و یواشکی (!؟!)مأموران حکومت، بلافاصله از ورود آنان جلوگیری به عمل آورده و مانع ورود آنان به حریم شخصی و خانوادگی خویش می گردند،گرچه با مداخله و وساطت ماموستا حسین حسینی از درگیری و برخوردجلوگیری می شود ولی به هرحال  این  اقدام شجاعانه خانواده ماموستا حسینی در قبال اقدام غیردینی ـ هم از دیدگاه اسلام بنا به نص صریح قرآن که می فرماید:«یا أیّها الذین امنوا لا تدخلوا بُیُوتاً  غیر بُیُوتِکُم حتّی تستأنسوا وتُسلّموا علی أهلها...» و هم به لحاظ قانون که ورود بدون اجازه به حریم شخصی و خصوصی افراد ممنوع است ـ، امری است پسندیده و درخور تقدیر، ولی از این منظر که مجریان قانون نظام اسلامی، نظامی که سنگ ام القرای جهان اسلام را به سینه می زند چرا این اندازه از اسلام و قانون اساسی مملکت بی خبرند و یا باخبرند و آن را زیرپا می گذارند مقداری جالب توجه است! البته داستان تنها بدینجا ختم نمی شود ـ علی الظاهر، جرمی که ماموستایان بازداشت شده اهل سنت مرتکب شده اند(!) و احتمال می رود بابت آن محاکمه شوند برگزاری نماز جمعه در یک مسجد موقوفه ای در حاشیه شهر جوانرود است. مبرهن است در هر محکمه یکی از شروط صلاحیّت قاضی، آگاهی و تسلط بر علم قضاست مخصوصاً در مورد موضوع مورد قضاوت. در رایزنی های اطرافیان با دادگاه ویژه روحانیت ابتدا موضوع دستگیری و بازداشت را حاشا کرده و سپس گفته اند: چون نماز جمعه برگزار کرده اند بازداشت شده اند، به آنان گفته شده که مگر اقامه نماز جمعه در ام القرای اسلامی جرم است؟ در حالی که در مسجد الأقصای تحت اشغال یهود این موضوع جرم نبوده است.راستی مجریان قانون در کشور ما چرا آن اندازه با احساسات مذهبی مردم بازی می کنند، و آشکارا و در روز روشن قانون مملکت را زیر پاگذاشته و بدان پشت می کنند؟ مگر همین قانون به آنان قدرت واختیار نبخشیده؟ مگر به واسطه همین قانون نیست که آنان خواص جامعه گشته اند؟ مگر قانون اساسی نیست که می گوید پیروان مذاهب اسلامی اعم از شافعی و حنفی و ... آزادند تا در مناطق خویش بر اساس مذهب خود عمل نمایند؟ پس چگونه است که افراد غیر سنی در مناطق سنی نشین اراده خود را بر آنان تحمیل می کنند و برای آنان قانون و جرم و دادگاه و غیره تعیین می نمایند؟! راستی تا کی نمی خواهند حقیقت دین وحقوق بندگان خدا را بپذیرند؟ددمنشی بیش از 30 سال رژیم بعث با مسلمانان و مردم عراق به کجا کشید و بازنده میدان بالأخره چه کسانی بودند؟ بیش از نیم قرن جنایت و توحش اشغالگران قدس علیه مسلمانان فلسطین آیا توانست   آنان را از شرکت در نماز و دیگر شعائر اسلامی منصرف سازد؟ماموستایان دستگیر شده به لحاظ زهد و تقوا، شجاعت و ایثار شهره خاص و عامند، و این موضوعی است که حتی دشمنان آنان قادر به انکار آن نیستند. و در طول سالهای طولانی منشاء خدمات و مجاهدتهای ارزنده ای برای مسلمانان منطقه بوده اند. مردم جوانرود هم با اقتدا به ائمه خویش قطعاً از برگزاری شعائر دینی خویش صرف نظر نخواهند کرد ومصمم تر از گذشته حقوق مسلم و تضییع شده خود را مطالبه می نمایند و هیچگاه چنین برخوردهای ناسنجیده و غیر قانونی و غیراسلامی اراده آنان را سست نخواهد کرد.جمعه گذشته و در واقع اولین جمعه ای که آن دو امام جمعه مسجد پمپ بنزین  جوانرود ـ ثلاث باباجانی غایب بودند مردم با حضور جدی تر و مصمم تر نشان دادند هیچگاه حاضر نخواهند بود ارزشهای دینی خویش را به خاطر هیچ ملاحظه ای نادیده بنگارند. و علیرغم بستن درب مسجد، در زمینهای اطراف با حضوری چشمگیرتر نماز جمعه را اقامه نمودند.امید است مسئولان حکومتی به خود آمده و این خصلت نامشروع و خودخواهانه را در خود بمیرانند و هیچگاه چنان انتظاری نداشته باشند که مردم اهل سنت جهت ادای فرایض دینی خویش از آنان اجازه بگیرند. عبادات تکلیفی است الهی و تنها «اله» و آفریننده انسان لیاقت و شایستگی آن را دارد که از او کسب اجازه شود و او نیز این اجازه را به بندگان خویش عنایت فرموده؛ و اگر کسانی باشند که توقع داشته باشند مسلمانان بابت ادای فرایض الهی و ایمان و اسلام خویش از آنان کسب اجازه کنند باید بدانند این خصلت ناپسند و طاغوتی است. این همان خو و خصلت مردود فرعون بود که به ساحران ایمان آورده به موسی می گفت: «ءامنتم قبل أن ءاذن لکم...»؟! آیا ایمان آوردید قبل از این که من به شما اجازه بدهم...  فاعتبروا یا اولی الأبصار

نقل از اسلام کورد

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
 





Powered by WebGozar