تبليغاتX
دلاور
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 22:33

از مرگ می ترسانندمان

به نام آنکه مرگ در رهش را زندگی خواند

بزدلان بیت رهبری مردان ایمان و عزم را از مرگ می هراسانند

چون خود غرق در شهوت و دنیا و اموال بدست امده از خون مردمند

چون خود عاشق زندگی و هراسان ز مرگند

چون خود سرمست از غارت و تجاوز به مردمند

انگه بعد از سرکشیدن خون مردم مستانه می گویند می کشیم و غارت می کنیم

هر آنکه را سد راهمان گردد و مقابلمان طغیان کند

ای بیچارگان!!

فرزندان ایمان را ترس از مرگ نیست و نخواهد بود

آنان عاشقان مرگ در ره عقیده و سرزمین اند

آنان سرمست از مئ زندگی و عاشقان شهادتند

فرزندان ایمان با خود همیشه نجوا می کنند

که:

چه زیباست آن لحظه ای که فدای آرمان شوند

چه عاشقانه است غلطیدن در خونی که در ره الله ریخته شود

و چه رعناست جسدی که قربانی حق و حقیقت شده است

آنان می خندند و قهقهه می زنند بر نادانانی که از مرگشان می هراسانند

آن لحظه زیبای دیدار با محبوب

آن لحظه پر ز معنا

ان لحظه که عالمی حقیقت با خود به همراه دارد

واقعا مسخره است چنین تهدیدی و خنده آور است چنین ترساندنی

به قول رهبرمان

چنین است این ترساندن که به عاشق  دنیا بگویند:

اگر دست از کارت برنداری 100 ملیون بهت می دهیم

آن بیچاره چه چیزی بهتر از 100 ملیون می خواهد

مائی که عاشق مرگیم ما را با مرگ می ترسانند

ما که دیوانه چنین مرگی هستیم

ما صبحگاهان و شامگاهان دعایمان چنین مرگیست

دعایمان چنین است

خدایا!

مرگ با عزت  از هزاران و ملیونها زندگی پر ذلت و خفت  بهتر است

پس به ما چنین مرگی عنایت فرما

مجاهدی از دیار بلوچستان

 

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 3:12

رژیمی که نفرت کاشته وحشت کرده است

 

درگیری بامدادپنج شنبه پهره( ایرانشهر) به چندین جهت قابل بررسی و تحقیق می باشد این عملیات که مبارزین بلوچستان با اقتدار تمام پاسدارن رژیم را به عقب نشاندند و مجبور به فرارشان کردند از یک سو قدرت ایمانی مبارزین بلوچستان را به نمایش گذاشت و از سوئی ضعف و ترس و وحشت پاسداران پر ادعا را نمایان ساخت و نشان داد که چه ترس و وحشتی در پاسداران انقلاب وجود دارد که هنگام درگیری به خانه های مردم اطراف داخل شده و تقاضای پناه می کردند.

این عملیات از سوئی نفرت مردمی را نسبت به رژیم و پاسداران آشکار کرد که چگونه به کمک مبارزین شتافتند و  تا پایان درگیری مردم غیور پهره دلهایشان با مبارزین بود تا به هر صورتی می توانند به آنها کمک کنند.

فضای عمومی شهر ایرانشهر حکایت از نفرت و بغض عمیق مردمی از رژیم و پاسداران رژیم داشت و مردم وقتی صدای گلوله های مبارزین را می شنیدند از شوق اشک ریختند و به یاد روزهائی افتادند که جنایات وحشیانه رژیم را مشاهده می کردند و کسی نبود که به گلوله های غاصبان پاسخ دهد و جوانان اهلسنت ایرانشهر غرق خون خود بودند.

مردم ایرانشهر به یاد تجاوز سربازان امام زمان دروغین پاسداران خمینی افتادند که چگونه ناموس بلوچ را مورد تعرض قرار دادند و هیچ کس را یارای پاسخ نبود و هزاران جنایت دیگر رژیم که دلهای مردم ایرانشهر را مملو از غم و غصه و نفرت کرده بود اما روز پنج شنبه ماجرائی دیگر بود و صداهای بلند الله اکبر فرزندان مردم ایرانشهر که ترس و وحشت بر غلدران و غاصبان بر جسم و اعضای پاسداران انداخته بود و مردم ایرانشهر روز پنج شنبه دیدند که چگونه فرزندانشان پوزه غلدران همیشگی را به خاک مالیدند و صفهایشان را تار و مار کردند.

آری ایرانشهر توانست نفرت سه دهه ای خود را از غاصبان آشکار نماید و دل مردم برای لحظاتی شاد شود و امیدشان قوی شود که دیگر می توانند طاغوت را به چالش کشند و حتی نابودش کنند.

رژیم سه دهه نفرت کاشت و مغرور بود هزارن جوان را به دار زد و به دین و مذهب مردم تاخت و هزاران جنایت دیگر اما الان دیگر وقت وحشت رژیم است و سراسر وجودش را ترس و وحشت فرا گرفته است و نمی دانند چه بکنند به جای بیان کشته شدگان خود به مردم عادی حمله ور شدند اما این بیچارگان نمی دانند که از این به بعد باید پاسخگوی هر عمل خود باشند و باید سزای هر عمل خود را بیابند و جوانان این مرز و بوم دیگر رژیم را برای راحت و آرام نخواهند گذاشت و انتقام هر تعرضی را خواهند گرفت.

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 21:27

دو هفته قبل  از عملیات پهره(ایرانشهر) مبارزین به رژیم هشدار دادند که از اعمال شیطانی دست بردارد و علماء و دیگر اسرای سیاسی را آزاد کند اما از آنجائی که رژیم پلید آخوندی جنایت  و تجاوز قتل و کشتار بازداشت و اعدام خمیره سرشتش شده به هشدار و ضرب الاجل مبارزین توجهی نکرد و دولتمردان تهران که بازیچه دست زابلیها شدند تصور می کردند شاید جنبش شوخی می کند و چنین چیزی با این همه تشدید امنیتی امکان پذیر نیست و مزدوران زابلی چنان به پاسداران تهرانی القاء کردند که جنبش ناتوان و ضعیف گشته و توان عملیات بزرگ را ندارد اما بامداد پنج شنبه پهره همیشه سبز و خرم بر تصورات زابلیها و اندیشه تهرانیها خط بطلان کشید و پوزه مزدوران زابلی را به خاک مالید و این بار مبارزین با تغییر مواضع قبلی از شمال بلوچستان خط مبارزه را به مرکز بلوچستان کشاندند و در روز روشن با شکست دادن هزاران نیروی  رژیم صفهای دشمن را در هم نوردیدند و با کمک مردم همیشه غیور پهره پاسداران امام زمان را ناکام گذاشتند.

در حقیقت تغییر استراتژی جنبش و همچنین تغییر موقعیت و حمایت مردمی آب سردی بر گمان و زعم دولتمردان ریخت و ثابت کرد بلوچستان از شمال تا جنوب و از زاهدان تا پهره(ایرانشهر) آماده حمله به طاغوتیان و متجاوزان هستند و ملت بلوچ با قلبی آکنده از نفرت نسبت به رژیم پا به پای مبارزین حرکت خواهند کرد و با دل و جان از مبارزین حمایت می کنند.

حمایت بی نظیر مردم پهره از مبارزین در درگیری بامداد پنج شنبه دولتمردان تهرانی و مزدوران محلیشان را خشمگین ساخته و پاسداران امام زمان مانند درندگان خونخوار به دنبال انتقام از مردم غیور پهره هستند تا شاید از درد خود بکاهند اما نمی دانند که این دیوانگی دردها و دردآفرینهای دیگری می آفریند تا انجا که سرزمین بلوچستان از لوث اشرار واقعی (پاسداران امام زمان) پاک گردد فقط برای مردم بلوچ باشد.

آری عملیات پنچ شنبه پهره اشاره ای بود و هشداری که حقیقتش نزدیک است و فقط یک گوشمالی کوچک که رژیم متوجه اقتدار مردمی و نظامی و ایمانی جنبش بشود و انتقام ۳ هنوز در راه است و انگه است که بلوچستان تبدیل به قتلگاه متجاوزان و ستمگران شود.

رژیم با دستگیر کردن علما و طلاب و جوانان پهره خشم انتقام را فزونی بخشید و این خشم تا لرزاندن تهران و کوتاه کردن دستش از ظلم بر بلوچستان آرام نخواهد شد و آرامش فقط در عزت و آزادی است و بس.

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 18:48
خبر فوری از نوبندیان      خبر فوری از نوبندیان      خبر فوری از نوبندیان

به گزارش خبرنگار تفتان از نوبندیان دیشب درگیری شدیدی بین نیروهای رژیم و مبارزان بلوچ در منطقه نوبندیان رخ داده است که طبق اطلاعات اولیه چندین مامور به هلاکت رسیده و سه پاسدار به اسارت مبارزین در آمدند.

گزارش تفصیلی این درگیری در ساعات آتیه برای بازدیدکنندگان محترم منتشر خواهد شد

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت 4:0
بسم  تعالی
 با سلام و  آرزوی سلامتی ؛ و اقتدار برای مجاهدین واقعی اسلام و شیفتگان  شریعت ناب محمدی (صلی الله علیه  وسلام )و آورگان سر به بیابان زده و فدائیان ملت غیور بلوچ که همچون خاری در چشم بد خواهان و دشمنان اسلام و مسلمین پیوسته  قرار داشته و دارند.

  ای غیرتمندان وهجرت کنندگان از خاک وطن  بی تکلف و بی پرده می خواهم با شما سخن بگویم سخنی از دل ؛سخنی که حرف دل صد ها هزار جوانان مظلوم بلوچ در حصار زنجیرهای تنیده شده دژخیمان زمان بر پیکره ی این ملت بی ادعاست

 ای جوانان بی پناه ی که آواره ی کوهها و بیابانها شده اید تا ملت خودرا آگاه کنید که انسانند و حق  دارند در این کره خاکی با عزت و سربلندی زندگی کنند. افسوس که حرف و عمل بحق شما را مدعیان آزادی و دموکراسی در دنیا کنونی نخواسته و نمیفهمند.

 ما جوانان و احادملت بلوچ از زن و مرد و پیر و جوان و شهری و روستای و آنهای که ذره ای ایمان و آگاهی از زندگی انسانی دارند ؛ خوب حرف تان را می فهمند ؛ ای مجاهدین سرافراز بادل و جان با شما سخن می گوییم بشنوید صدا ی مارا و بفهمیدو قبول کنید حرف مارا  دلهای پرخون جوانان بلوچ و اهلسنت ایران در سرتاسر کشور دعا گوی شما هستند ؛ ما می فهمیم و درک می کنیم درد شما را ؛ آوارگی شما بخاطر این مردم را ؛ گرسنگی و تشنگی شمارا ؛ دوری از وطن و خانواده و قوم و خویش را ؛ درک می کنیم سردی و گرمی و شب  بیداری و ترس از اسارت و.....شمارا به  خدا قسم دلهای ما با شما است.

 ای جوانان بی ادعا و فداشده ی آزادی این ملت در بند و اسیرشد ه در حصار حکومت ظالمانه  این ظالمان ؛ ما شمارا فراموش نکرده ایم ؛ هر لحظه منتظر پیروزی و نصرت الهی برای شما و شنیدن خبر ظفرمندی وپیروزی شما برستمگرانیم ؛ اما شما اگر از ما حرکتی نمی بینید و نمی شنوید ؛ نه بخاطر فراموش کردن شماست  ؛ نه بخاطر راحتی ماست ؛ و نه بدلیل بی تفاوتی ؛  بخاطر گیج شندن ماست ؛ بخاطر نداستن و نشناختن راه است بخاطر گرفتار کردن ما در زندگی  فلاکت بار روزانه است ؛ بخاطر موقعیت مکانی و زمانی منطقه است بخاطر نبود ویا کمبود ایمان است و...........
ای مجاهد بیست و چند ساله آفرین بردور اندیشی و سخنان صادقانه و مخلصانه و بی ادعایت ؛امروز صدا و تصویر بی غل وغش تورا امیدوارنه ما در منازلمان که از هرطرف در محاصره دشمن کینه توز است  نظاره می کنیم و امیدبه سلامتی وعزت شمارا از الله ذوالجلال  طلب می کنیم
  و السلام علیکم

جمعی از جوانان بلوچستان

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
جمعه بیست و هفتم مهر 1386 ساعت 18:17

نامه دختر بلوچ به رهبر جنبش مقاومت(جندالله)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الذین آمنو والذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله والله غفور رحیم.

 

با عرض سلام و ادب خدمت برادر بزرگوار محترم و دلسوز جناب امیر صاحب

امیدواریم همیشه خوش و خرم باشید از اینکه این نامه را برای شما می نویسم بسیار خوشحالم ما جمعی از خواهران هستیم و همیشه برای شما دعای خیر می کنیم و از اینکه خداوند بر ما لطف و کرم فرموده و چنین رهبری برای ما برگزیده است او تعالی را شاکریم واقعا ما لیاقت این را نداشتیم که خداوند در حق ما چنین لطفی بکند اما این فضل و کرم خداست که شامل حال ما گناهکاران شده است.

واقعا نمی دانم چه برای شما بنویسم امیدوارم که در تمام کارهایتان موفق باشید و ان شاء الله پیروز چون خداوند فرموده است (جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا) حق همیشه پیروز است و باطل نابود می شود ان شاء الله.

برادر بزرگوار برای ما دعا کنید برای این دین فروشان دعا کنید که دین خود را برای دنیا فروختند و به خاطر دراهم و دنانیر دنیا جهنم را خریدند.

این را بدانید که با کمک و مدد الله تمام کارها درست می شود شرط اول یقین و ایمان مستحکم است که شما از بنده این را بهتر می دانید و ما سعی می کنیم چنان ایمان و یقینی همراه با عشق و محبت الله و رسول الله صلی الله علیه و سلم  در دل خود و مردم پیدا کنیم .

ما با تمام وجود از شما حمایت می کنیم و هر صبح تمام خواهران را جمع می کنیم و برای آزادی زندانیان و برای سلامتی و پیروزی شما از ته دل دعا می کنیم و مطمئنیم که صد در صد الله دعای ما گناهکاران را قبول می کند گر چه گناهکاریم اما مسلمانیم و از نعمت ایمان الحمدلله برخورداریم.

 

آرزوی ما این است که مانند زنان صحابه رضی الله عنهن در میدانهای جنگ روبروی کفار ستمگر و متجاوز بایستیم و با تمام قوا بجنگیم ان شاء الله

در ضمن اگر از ما کاری بر می آید با جان و دل حاضریم انجام دهیم ما خوشحال می شویم از اینکه به شما کمک کنیم.

بعضی وقتها فکر می کنم که کاش من هم همراه شما در میادین بودم اما حیف که همه اینها خیال است و بس که خدا کند هرچه زودتر به حقیقت بپیوندد.

البته خیلی چیزهای دیگر می خواستم بنویسم که نمی شود چون در راه خطر موجود است و حامل نامه شاید از بردنش امتناع کند ان شاء الله اگر آنجا آمدم تمام حرفهایم و درد دلهای مردم مظلوم را به شما خواهم گفت.

در آخر برای شما آرزوی سلامتی می کنم و این را بدانید که چیزی دیگر نداریم ولی دعای ما همیشه همراه شماست.

الله هم شما را دوست داشته که برای این کار بزرگ انتخاب کرده است ما هم شما را از جان و دل دوست داریم و حاضریم جان خود را برای شما فدا کنیم.

 

شما خودتان برای هیچ عملیاتی نیائید می دونیم شما شهادت را دوست دارید اما امروز مردم به شما نیاز شدید دارند و برای بر افراشتن پرچم حق کسی دیگر مثل شما پیدا نمی شود هنوز برای شهادت خیلی زود است ما از شما خواهش می کنیم که کارهایتان را به بقیه مجاهدان بسپارید باز هم به عنوان یک خواهر از شما خواهش می کنم که این پیشنهاد ما را رد نکنید.

 

ما هم در خدمت شما هستیم و اگر دستور دهید گوسفندی (مامور) برای شما بفرستیم و یا همینجا به درک واصل کنیم در ضمن فکری برای این ماشینهای زرد و سفید و آبی (خودروهای سپاه و مرصاد) هرچه زودتر بردارید.

 

با آروزی سلامتی و پیروزی مجاهدان و مبارزان

خواهر مخلص و دوستدار شما

از بلوچستان

 

 

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 18:49

فرمانده نیروی انتظامی را ترس فراگرفته است

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا فرمانده نیروی انتظامی بلوچستان غفاری که یکی از جنایتکاران مشهور بلوچستان است و دستش به خون هزاران جوان بلوچ آلوده است طی گفتگوئی از ورود مبارزان به شهرهای بلوچستان خبرداد اما طبق عادت همشیگی و به اقتدای امام راحلش این خبر را با دورغهای بزرگی در هم امیخت و گفت مبارزین قصد ترور علما و ریش سفیدان شیعه و سنی را دارند!

اما این دروغگوی جاهل فراموش کرده است که مبارزین جان خود را فدای علما و ریش سفیدانشنان خواهند کرد و این رژیم پلید و همکاران و خود غفاری بوده اند که طی تاریخ بیست و هفت ساله شان علما و ریش سفیدان بلوچ و اهلسنت را به طرق مختلفی به شهادت رساندند.

این رژیم بود که حاجی بلوچ خان اسماعیل زهی را به شهادت رساند

این رژیم بود که مولوی عبدالملک ملازاده را به شهادت رساند

این رژیم بود که مولوی نعمت الله را با توطئه تصادف به شهادت رساند

و این رژیم بود که بدست عواملش مولانا محمد عمر سربازی ره را به شهادت رسید

و صدها عالم و اندیشمند و سفید ریش بلوچ بدست غفاریها و یا عوامل خود فروخته  جام شهادت نوش فرمودند و با خون خود درخت آزادی و عدالت و حق و حقیقت را آبیاری کردند و امروز از خون همان بزرگان جوانانی برخواستند و راه ان بزرگان را ادامه می دهند.

غفاری خوب می داند که امروز بلوچستان اعم از زن و مردش و خرد و کلانش به برکت خون شهدای این سرزمین بیدار شده اند و اماده نبرد با ظالمان و متجاوزان هستند و هرگز تسلیم نخواهند شد و این گونه افتراها و دروغها دیگر تاثیری بر مردم بلوچستان ندارند و این نبرد تا آزادی و برقراری عدالت و برابری ادامه خواهد داشت.

غفاری در این گفتگو علما و دیگر جوانانی را که حقوق مردم را مطالبه می کنند را تهدید کرد ولی این بیچاره نمی داند که این تهدیدها به نفع نبرد بلوچستان می باشد و مردم پی خواهند برد که راهی برای رسیدن به عدالت و برابری جز برداشتن اسلحه وجود ندارد.

وقتی در یک جامعه خفقان چنان حاکم باشد که یک جوان به خاطر یک انتقاد به سیاه چال افتد و یک جوان به خاطر یاد دهانی قانون اساسی به حکومت مورد تهدید قرار گیرد و یک عالم به خاطر دفاع از مردم و بیان حقوق مردم تهدید و ترور گردد دیگر مبارزه مدنی معنائی ندارد و تنها راه باقی مانده اسلحه می باشد و باید پاسخ غفاریهای را با همان چیزی داد که خودشان بدان متوسل می شوند.

آری وقتی در یک مملکت به جای نمایندگان مردم نظامیانی مثل غفاری دارای قدرت هستند و مردم را تهدید می کنند و با زور اسلحه بر مردم حکومت می کنند باید مردم هم نظامیانی تربیت و پرورش دهند تا قدرت را از دست این نظامیان متجاوز گرفته و به نمایندگان مردم تحویل دهند.

غفاری را ترس و وحشت فرا گرفته است چون بنای دیوار چین و حفر خندق و نصب چشم الکترونیکی در مرز نتوانست جلوی مبارزین را بگیرد و مبارزین داخل شهرها هستند و هر روز سی دی و نوارها و اعلامیه های مبارزین در شهرها منتشر می شود و شورای تامین شرق کشور با تمام امکانات در برابر مبارزین شکست خورد الان آقای غفاری فریاد می زند که در بلوچستان بیست و پنج گروه مسلح فعالیت می کنند و هر آن ماموران رژیم را خطر تهدید می کند.

آقای غفاری بداند که با بیست و پنج گروه طرف نیست بلکه با یک ملت زجر دیده و ستمدیده مواجه است که تا دمار از روزگار غفاریها در نیاورند آرام نخواهند نشست و غفاریها باید فردا در دادگاه عدالت بلوچستان محاکمه شوند و به سزای اعمال ننگین خود برسند.

دلاور بلوچ

 

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 12:57
قرار بود دیشب رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران با تلزویون پیام آزادی گفتگو کنند که بنا بر برخی مسائل رهبر جنبش نتوانست در این مصاحبه حضور یابد و به جای ایشان آقای کمال ناروئی سخنگوی دوم جنبش مقاومت مردمی با این تلوزیون مصاحبه کردند.

جهت گوش دادن به مصاحبه بر بشنوید کلیک کنید:

بشنوید

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 22:30

آن مردان تنها کیستند؟

تقدیم به دلاوران جنبش مقاومت (جندالله)

 آنان که اینگونه عاشقانه دل در گرو رهائی وادی عشاق نهادند و با خون خویش اینگونه بی پروا درخت آزادی را سیراب میکنند و اینگونه با شهامت به  صف ضحاکان زمان تاخته تا دست ناپاکشان را از پیکره پاک بلوچستان بریده و به این وادیه نشینان عاشق اجازت عشق بازی با خاکشان را تقدیم کنند.

آنان که اینبار با خورشیدی تابان آمده اند تا سایه پلید دژخیمان را از ظلمت خاکشان بزدایند.

آری آنان آخرین امید بلوچستانند ،آخرین اتحاد و آخرین مبارزین که از پیکره همین خاک برخاسته اند و همه چیزشان را فدای دین،شرف،و ملتشان کرده اند و جانشان را بر کف دست گذاشته و منتظر گلوله های دشمنند،چرا که مردن برای سرزمینشان افتخارشان است و بدین خاطر است که از وجود تک تکشان پیکره یک لشکر به لرزه می افتد و با صدای الله اکبرشان سوی رگبار دشمن که همه چیزش را به شیطان فروخته آسمان را نشان میرود.

آری ،آنان لشکر حقند که این بار تنها برای آزادی سرزمینشان گرد هم آمده اند و با رشادتهایشان پیام امید و رهائی از چنگال این مستکبران را نه تنها به بلوچستان بلکه بر جای جای ایران به ارمغان آورده اند.

خدای یار و یاورتان باد دلاوران

یارمحمدزهی _خاش

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 23:52

واکنون پای بی حرمتیتان چنان از گلیمتان درازتر که کلام خدا به زیر

چکمه هاتان اینگونه لگدمال و پاره پاره میکنید و نامتان مسلمان می نهید

ای بی شرفان، می پندارید غیرت دارید که دست بر روی زنان و دختران

بلند می کنید مگر توان رویارویی با دلاورمردان بلوچ ندارید .کلام خدا به

کمرتان زند که اینگونه بی شرمانه به آن لگد می زنید.

بدانید این اشتباهتان پاسخی بس سنگین خواهد داشت.

به خدا سوگند از خونتان نخواهیم گذشت وبند بندتان آنچنان جدا خواهیم

کرد که دیگرتوان ماندن خون در رگانتان نباشد چنان تکه تکه های تنتان

ماران سمی بیت رهبری به آسمان بفرستیم که باران نامردی بر بلوچستان

ببارد و از رحمتش سایه ظلمت تا ابد از سر بلوچستان رخت بربندد.چه

 زود عاقبت کاوه های ماربردوش و شیبک های جلاد دیروز از خاطر

نکونام ها و شهریاری های امروز رفته که اینگونه گستاخانه به حریم

خانه که هیچ به کلام خدا بی اهانتی می کنید .

شاید می پندارید کس نمی داند از یکسو سنگ اسلام به سینه میزنیدواز

سوی دیگر آنرا بازیچه ای برای چپاول و زورگوی قرار داده اید و تفرقه

بین مسلمین (شیعه و سنی) سرلوحه کار خویش قرار دادید .

 سنگ علی به سینه میزنید ای بی شرفان و قرآنی که در سینه اش جاوید

به زیرچکمه پاره پاره.

به خدا سوگند اگر علی می بود لحظه ای برای جهاد درنگ و ذولفقارش

غلاف نمی کرد و خونتان چنان می ریخت که جوی خون نامردان سراسر ایران بپیماید و ازعمان به خزر سرازیر.

و آنانی که مردانگی علی سرمشقتان است اینگونه خموشید؟

اما بدانید که دلاورمردان بلوچ فریب این شیادان نمی خورند وهمچنان از

کشتن این سگهای هار ابایی ندارند.

ای بی خردان مگر از تکه تکه های تن پاسداران سپاهی پایگاه میرحسینی

در آن اتوبوس فروزان چند روزی گذشته که اینگونه فراموش کرده اید و

چون سگهای هار پاچه هر مسلمانی می گیرید.

به خدا سوگند تا قطره ای خون در رگانمان باشد

باشد که از خونتان ریزیم تا که حریمی امن برای ایران فردا به ارمغان

آورد.

 

یارمحمدزهی(خاش)

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 4:59
سلام بر دلاوران بلوچ
سلام بر شیر مردان بلوچ
سلام بر آهنین مردان و استقامت پیشگان راه آزادی
سلام بر استقامت رهروان راه جهاد و دفاع از مام میهن
سلام بر شهیدان راه خدا
سلامی از بلوچستان مهد دادشاهان که تاریخ گواه است چگونه داد مردم از شاه ستاندند و اینک سلام بر مردان مرد از تبار دادشاه و از تبار چاکر و گوهرامها که اینک به مانند صلابت بی مثال کوه ایستاده اند تا داد مردم را از دست خفاشان خون آشام باز ستانند.
سلام بر شما
و درود بر شما

فرزند بلوچستان
نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 23:44

تروریست یا مبارز آزادی

 

سایت وابسته به پاسدار خونخوار محسن رضائی یکی از طراحان سپاه جنایتکار انقلاب خمینی که حقیقتش برای همه مردم ایران روشن است مطلبی از فاشیستی دیگربنام شریف لکزائی که زخم دو تن از نزدیکانش که آخوند بودند و در عملیات افتخار آفرین تاسوکی به درک واصل شدند بر دل دارد را منتشر کرده است که جهالت و تعصب نویسنده را به خوبی ترسیم نموده است.

نویسنده با اینکه ضعف و ناتوانی و عجز نظام را در برابر مبارزان راه آزادی و عدالت و مجاهدان راه حق اعتراف نموده است سعی نموده است با یک نوشتار همه مظالم و ستمهای رژیم را در بلوچستان و سائر نقاط نادیده گیرد که مختصری از جنایت رژیم و مزدوران محلیش را در طی چند سال اخیر به ایشان متذکر شوم و علل و عوامل اصلی قیام جوانان اهلسنت را برایشان بیان دارم اگر چه به یقین می دانم که ایشان و خانواده اش بهتر از من از جنایاتشان با خبرند چون خاندان لکزائی از طراحان جنایت در بلوچستان بوده اند و الان هم معاونت فرماندهی سپاه در بلوچستان به عهده یکی از اعضای خانواده همین شریف لکزائی می باشد.

جنایت و کشتار و قتل عام و تجاوزبه زنان و دختران بلوچ در نصرت آباد و حصاروئیه در سال هفتاد که داستان غم انگیزش بسیار دراز است و یک دوست  مبارز در موردش کتابی مستند با تصاویر نوشته و به زودی منتشر خواهد شد.

جنایت وحشیانه گورناک که خانه های مردم و مسجد و مدرسه روستا با خاک یکسان شدند و در مورد این جنایت هم  عبدالواحد آرمیان کتابی بنام تخریب گورناک نوشتند.

گلوله باران و بمباران نمازگزاران مسجد مکی که بعد از تخریب مسجد اهلسنت در مشهد در برابر مسجد مکی تجمع کرده بودند و شهادت دهها جوان و پیر در این حادثه المناک از دیگر شرارتهای رژیم و مزدورانش در بلوچستان علیه اهلسنت بود.

 

تحقیر فرهنگ و توهین به مذهب مردم بلوچستان و اهلسنت ایران از مواردی است که نیاز به تشریح ندارد و منتشر نمودن سریالها و فیلمهائی علیه مذهب و فرهنگ مردم امروز هم شاهد زنده این امر هستند.

ترور و  زندانی نمودن علما و اندیشمندان اهلسنت و تخریب و توهین به آنان از دیگر شیوه های استعماری رژیم تهران بوده است و هنوز هم خون مولوی عبدالملک و مولوی عبدلناصر و مولوی یارمحمد و مولوی الهیاری و دکتر کاظمی و دکتر احمد صیاد و شیخ ضیائی و مولوی نعمت الله و مولوی عبدالحکیم و مولوی موسی فریاد انتقام سر می دهند.

تجاوز به ناموس دختران و زنان بلوچستان که برخی همچون تجاوز به دختر 12 ساله کنارکی و تجاوز به سه دختر دانش اموز در بمپور افشا شدند و صدها مورد دیگر توسط خانواده قربانیان بنابر غیرت بلوچی مخفی ماندند.

ترویج مواد مخدر و سوق دادن جوانان بلوچستان به سوی مواد فروشی و استفاده از مواد مخدر از دیگر جنایات رژیم در بلوچستان بوده است که سپاه پاسداران با گسترش دادن فقر توانسته عده زیادی از مردم این خاک و بوم را به این بلای خانمانسوز سوق دهد.

کشتار و اعدام هزاران جوان بلوچ که لیستش طولانی تر از آن است که بیان گردد از یاد لکزائیها رفته است فقط همین قدر بس که نماینده منتصب دولت در زاهدان آقای شهریاری خود اعتراف کرد که بیش از هفتصد جوان بلوچ منتظر اعدام در زندانهای مخوف رژیم هستند.

جدا از اینکه مردم بلوچ در سرزمین خود هیچ حقی در تعیین سرنوشت خود ندارد و حتی برای نفس کشیدن هم باید از بیگانگان تهرانی اجازه بگیرند.

این همه ظلم و ستم و تجاوز بود که بالاخره صبر جوانان صبور و شریف این دیار را لبریز نمود و آنان را به پاسخگوئی واداشت و آنان را وادار کرد تا در پاسخ خشونت بپاخیزند تا خود نظاره گر مرگ تدریجی خود نباشند.

آنان نه برای اعدام بلکه برای نجات از اعدام بپا خواستند

آنان برای کشتن نه بلکه برای نجات از کشتن قیام کردند

آنان برای خونریزی نه بلکه برای نجات از ریختن خون هموطنان خود جان خود را فدا نمودند.

آنان بپا خواستند تا پای اهریمنان را از سرزمین بلوچستان قطع نمایند و در سرزمین خود آزادانه زندگی کنند.

و تاسوکی آغاز این نبرد بود که با قطع پای متجاوزان آغاز شد و این نبرد را نهایتی جز پیروزی حق بر باطل و آزادی و سربلندی مردم بلوچستان نیست و نخواهد بود.

  دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: جهاد و مبارزه 
 





Powered by WebGozar