سه جوانمرد بلوچ
در هشتم آبان
چه مردانه
بوسه بر چوبه دار زدند
در صبحدم هشتم آبان
تکرار تپش
در دل تاریخ بلوچ
آسمان گشت کبود
از نامردی فرعون زمان
نسل یهود
*****
چون در این روز
حنظله با
مهاجر و عمران
سه مجاهد
سه جوانمرد بلوچ
از دسته مردان
در زاهدان مرکز استان
بدستور فرعون زمان
وارد صحنه اعدام شدند
در آنجا
بر جمع تماشائی خموش
گرد آمده همچون موش
با نعره تکبیر به الله
با جوش و خروش
فریاد به پیکار زدند
با لعنت به شیطان بزرگ
چه مستانه
بوسه بر چوبه دار زدند
پای دار
مرد مردانه لگد
بر سینه جلاد ستمکار زدند
با عشق به دیدار خدا
همچون منصور
فریاد اناالحق
بر سر دار زدند
در واپسین دم عمر
با پیامی
به ملت مظلوم بلوچ
نعره پیکار زدند
ای جنظله
ای مهاجر و عمران
صد عز و شرف
بر غیرت تان
بر مردانگی و همت تان
بر ایمان قوی
بر جرات تان
بر نام نکو
بر شهرت تان
ای مردان جوان!
نامتان جاوید بود
در دل فرد فرد بلوچ
تا هست جهان
ای قهرمانان جوان!
جمع باشد خاطرتان
که رایگان نرود
خون با ارزش تان
چون بیایند در این راه
هزاران یار دگر
مطمئن باشید
کز این سه دار
بروید صدها دار دگر
بر سر هر دار
جسدی یابی
با حالت زار
زین باند تبهکار
از مشهدی نامرد
و ز زابلی بی شرف
و ز هر ظالم و جبار
غافل از کیفر کردار
اینها ندانند مگر
این قانون خداست
کز خار بروید خار
و زدار نه روید جز دار!؟
تسلیت و تبریک ،
از رحلت این یاران با وفا
تسلیت و تبریک
بر امیر عبدالمالک سردار
تسلیت و تبریک بر مجموعه جند خدا
تسلیت و تبریک
بر قوم بلوچ
تسلیت و تبریک
بر همه اهلسنت ایران
ای مسلمین جهان!
ای مردم ایران
بار دگر جمع شود خاطرتان
خون این مردان جوان
خود ضامنی مطمئن است
از پیروزی توحید و قران
بر حکومت مشرک ایران
ای مردم صاحب ایمان!
کار ما کار جهاد است
تا حد توان
هیچ اشراری نباشد به میان
این تلاشیست بحق
از جانب مظلومان زمان
پس ای حامیان حق و عدالت
یادمان دارید هنگام دعا
در محضر آن خالق سبحان
این بود تنها خواهش مان
از تمامی اهل شرف
از همه مردم با وجدان
در کشور ایران
ای حنظله با مهاجر و عمران!
یادتان زنده هست
در دل مظلومان بلوچ
تا هست جهان
م بلوچ از مکران
شما زنده هستيد وهرگز از ياد مردم مظلوم و ستمديده بلوچ نخواهيد رفت.
با خون خود سرزمين بلوچستان ابياري نموديد شهید عبدالحمید سراوانی و بهزاد ناروئی و احمد دهمرده شما افتخار ملت ما هستي روحتان شاد.
حانی
یادی از سه قهرمان شهید (گزارشی از یک مصاحبه)
۸ آبان ۱۳۸۵ ساعت۸:۳۰ در خیابان بزرگمهر زاهدان در ملا عام سه فرزند غیور و دلیر و برومند بلوچستان بعد از ۲ سال بازداشت در زندان اوین تهران توسط جلادان رژیم پلید آخوندی به دار آویخته شدند و دار فانی را وداع و به دیدار پروردگارشان شتافتند. من در مصاحبه ای با یکی از همرزمان این شهدا گزارشی از سرگذشت این سه قهرمان تهیه نمودم که در اینجا تقدیم خوانندگان عزیز می دارم.
شهید اول عبدالحمید هرمز زهی از اسپندک سراوان با نام مستعار عمران اولین فرمانده نظامی سازمان جندالله ایران بود این فرزند برومند بلوچستان در سن 20 سالگی با رهبری سازمان امیر عبدالمالک بلوچ آشنا شد و از آنجائیکه خود شاهد نابودی و زوال ملتش توسط دژخیمان رژیم بود و از مظلومیت مردم ستمدیده دیارش رنج می برد و از آن همه ظلم و ستم و تجاوزی که عمال رژیم بر علیه مردم مظلوم و ستمدیده روا می داشتند به تنگ آمده بود با امیر عبدالمالک بلوچ پیمان یاری بست و پس از مدتی به خاطر استعداد و رشادتهای بی نظیرش در زمینه نظامی به سمت فرماندهی نظامی سازمان آزادی بخش مردمی جندالله ایران نائل گشت. وی در عملیاتهای بسیاری علیه مزدوران رژیم شرکت داشت از جمله عملیات بزرگمهر که منجر به هلاکت ۱۰ نفر مزدور نیروی انتظامی (الگانسها) و منهدم کردن خودروهایشان در خیابان بزرگمهر شد و عملیات مرصاد خاش که در آن بیش از ۱۰۰ پاسدار مزدور رژیم به هلاکت رسیدند وی نیز در عملیات سرباز که در آن بیش از ۲۰۰ خودروی رژیم و ۶ هلی کوپتر شرکت داشتند که در نهایت به علت مقاومت غیورانه فرزندان مومن بلوچستان مجبور به عقب نشینی شدند شرکت داشت.
این قهرمان غیور در اواخر سال ۱۳۸۲ در سن ۲۳سالگی ۳روز بعد از ازدواجش در زادگاهش روستای اسپندک دستگیر شد و در دستگیری وی بیش از هزار نفر از مزدوران پلید رژیم آخوندی شرکت داشتند وی طی این دو سال در زندان اوین تهران در بازداشت به سر می برد و علی رغم شکنجه های غیر انسانی رژیم کوچکترین تزلزل تغییر و یا تردیدی در عقائد و آرمانهای مقدسش پدید نیامد و در حین بازداشت موفق به حفظ کلام الله شد و بعد از نبردی مردانه و اسارتی با شرفانه دلیرانه به پای دار رفت و به گواهی مردم با چهره ای خندان و تکبیر گویان به جوخه دار بوسه زد. شهادتت مبارک
شهید دیگر احمد دهمرده با نام مستعار مهاجر جوانی ۲۵ساله از زاهدان بود این جوان غیور در سن ۱۸ سالگی پای در مبارزه علیه ظلم و بی عدالتی نهاد و رشادتها و جوانمردیهای بسیاری در جهت ریشه کنی ظلم و جور و ستم از خود نشان داد. وی پس از تشکیل سازمان جندالله ایران به این سازمان پیوست و در تمامی عملیاتها دلیرانه و جراتمندانه می جنگید و بنابر مهارتها و رشادتهایش در اواخر سال ۸۲با دو رزمنده دیگر جهت به هلاکت رساندن آخوند پلید خامنه ای به تهران اعزام شد و بعد از طراحی و قبل از اجرای عملیات متاسفانه دستگیر و روانه زندان اوین شد.
این شهید غیور به مانند دو یار دیگرش تا آخرین لحظه با پایمردی و استقامت در برابر دژخیمان زمان ایستادگی نمود و هیچ باکی از مرگ در راه هدفش نداشت و حتی در آخرین نامه اش که به امیر عبدالمالک ارسال کرده بود از ایشان خواسته بود که بدون توجه به مسئله آنها راه و هدف مبارزه و جهاد را ادامه دهند و نگران آنان نباشند آین شهید در نامه اش نوشته بود : شهادت برای ما افتخار است و ما خوشحالیم که به شهادت می رسیم . امیر نگران ما نباشید و راه خودتان را که خیلی مقدس است ادامه دهید.
و بالاخره به این آرزوی دیرینه خود رسیده و بامداد ۸ آبان با شهادت افتخار آمیز خود به همه ما درس عزت و غیرت دادند. این شهید هم در زندان قران کریم را کاملا حفظ کرده بودند.
برادر کوچکتر این شهید بزرگوار اسماعیل دهمرده سال گذشته جهت عملیاتی به چابهار اعزام شده بود و پس از به هلاکت رسانیدن رئیس اطلاعات چابهار در راه بازگشت شهادت گویان به شهادت رسید.
قهرمان شهید بهزاد ناروئی با نام مستعار حنظله و همچنین معروف به شیر بلوچستان جوانی ۲۳ ساله از شهرستان زاهدان بود وی یکی از یاران امیر عبدالمالک بود که از دوران کودکی با هم دوست بودند و بعد از تشکیل سازمان فورا به آن پیوست. وی یکی از شجاع ترین و غیورترین و دلیرترین فرزندان بلوچستان بود که در اظهار حق و دفاع از عقیده ، ناموس و سرزمینش از هیچ کس ترس و واهمه ای نداشت و بی باکانه مظالم و ستمگریهای رژیم را در بین مردم بیان می داشت. وی نیز در تمامی عملیاتهای سازمان جندالله ایران دلیرانه شرکت کرد و پایمردانه جنگید و شعله های خشمگین وجودش را با نابودی اهریمنان متجاوز تسکین داد از جمله رشادتهای این جوان سلحشور و مومن می توان به بمب گذاری در برابر ساختمان وزارت اطلاعات واقع در میدان آزادی زاهدان اشاره کرد. وی سرشار از روحیه سلحشوری ، غیرت و شجاعت و فرماندهی بود و به گفته امیر عبدالمالک: اگر من بخواهم لشکری را به نقطه ای اعزام کنم حتما حنظله (بهزاد ناروئی) را به عنوان فرمانده لشکر بر می گزینم.
این شیر مرد بلوچستان در حالی که زاهدان را به قصد شرکت در عملیات کوه سفید سراوان ترک داد ، در مسیر زاهدان خاش توسط مزدوران رژیم دستگیر و به زندان اوین انتقال داده شد.
این جوان غیور بلوچستان در طی ۲ سال بازداشت در زندان اوین هیچ گاه از بازگو کردن و افشای جنایات رژیم خودداری ننمود و بی باکانه در برابر بلند پایه ترین مقامات حکومتی و امنیتی رژیم از حق سخن می گفت و سر انجام ۸آبان ۸۵ ساعت ۸:۳۰ بامداد خندان و تکبیر گویان جام شهادت را سرکشید این شهید هم در طی بازداشت کلام الله مجید را حفظ نمود. یادش زنده و راهش مستدام باد
لازم به ذکر است این هر سه قهرمان بلوچستان با خیانت یک بلوچ خود فروخته به نام عبدالرحیم شه بخش فرزند پیر بخش به دام مزدوران رژیم افتادند و این خائن توسط شاخه نظامی سازمان جندالله دستگیر و بعد از محاکمه گلوله باران شد.
دلاور بلوچ
For Abdolhamid Sarawani, Behzad Naroui and Ahmad Dahmarda
And now they stay tall shining in history!
02-11-206
By G. Hosseinbor
At a time that everybody thought that the surrender of the Baluch people have been completed and the submission of
Today every Baluch is feeling guilty for underestimating his own power and strength and not doing the good things that he could have done but now all of us are tapping in our inner resources to unleash the giant within us. The Islamic Republic of Iran did not hung the three young Baluch but killed the sense of tolerance of tyranny in every single Baluch. A Baluch who was ready to tolerate tyranny and oppression yesterday, is not prepared anymore to take nonsense from anybody. Now the giant has been awakened. The Baluch have found the lion within themselves. They are breaking the limits and the limitations that have been imposed on them. They are breaking the mental barriers that have imprisoned them. They are seeking freedom. They are seeking glory. The Baluch people will never be the same again.
There are always people who complain when the darkness comes and there are always people who lit candles to generate light instead of complaining. Time for complaining is over. Time for action has come.
The psychology and the mentality of the Baluch people are changing from blamers to achievers. Everyday that passes we see that the psychology of achievement is getting more established in the culture of the Baluch people. The cultural of Baluch people has always been a culture of accomplishing outstanding tasks and overcoming rough and tough conditions. The conditions of
A people who have survived for thousands of years, it is their destiny to survive for thousands of years to come. As it was the task of our grandfathers to continue our survival, it is our responsibility today to guarantee the well-being and survival of this generation and pass it to a competent, confident and well-equipped generation of the future.
Millions of people have gone from this world and millions will come to this world. But only a few are known and if you are remembered. Abdolhamid Sarawani, Behzad Naroui and Ahmad Dahmarda will be remembered for ever in the history of
History is in the making and no history for
G. Hosseinbor
آن زمان که بنهادید سر به پای آزادی
دست خود زجان شستید از برای آزادی
تا مگر به دست آرید دامن وصالش را
می دوم به پای سر در قفای آزادی
در محیط طوفان زا ماهرانه در جنگ است
نا خدای استبداد با خدای آزادی
دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین
میتوان تو را گفتن پیشوای آزادی
خوش به حال آنان که می کنند در این محفل
دل نثار استقلال جان فدای آزادی
تو دار سرا هق گشت دژمن تي هونوار انت و نمروت
مات وبراتان ترا شاباش گشت سرمچاران دژمني ديم سياه كت
سراوانی و ناروئی و دهمرده نميران انت ايي كوم سرمچاران انت
دودا په شما پهر بندان ايت كوم بلوچ په شما ناز كنان انت
دودا
دلاور بلوچ






