تبليغاتX
دلاور
یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 23:30
 از دوستان بابت چند روز غیبت معذرت می خواهم و امید دارم من را مورد عفو  بخشش قرار دهند چون واقعا مدتی مصروف بودم و نتوانستم وبلاگ را آپ کنم البته از این به بعد هر روز با یک مطلب در خدمت شما خواهم بود البته در آدرس جدید چون دلاور در بلاگفا فیلتر شده است و برای دوستان داخل ایران بازدید مشکل است.

ضمنا از همه دوستان وبلاگ نویس و همچنین از مدیران سایتهای بلوچستان و اهلسنت می خواهم در معرفی آدرس جدید وبلاگ من را یاری دهند.

با تشکر از همه

دوستدار شما دلاور بلوچ

مطلب امروز در وبلاگ جدید:

حادثه میدان کوثر و وحشت خون آشامان ملت بلوچ

http://www.delaavar.mihanblog.ir

 

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 4:15
عملیات اخیر مبارزین در ایرانشهر که با استقبال عموم مردم بلوچستان و بویژه مردم ستمدیده ایرانشهر مواجه شد خواب از چشمان مزدوران خونخوار رژیم را ربوده است و دولتمردان از همان روز اول تلاش کردند شکست خود را بپوشانند و با تذویر و فریبکاری چنان وانمود کنند که در این عملیات پیروز شدند اما تهدیدات اسحاقی معاون فرماندهی نیروی انتظامی و  آخوندنکونام رئیس دادگستری رژیم در بلوچستان و سخنان اخیر سلیمانی نماینده خامنه ای در بلوچستان برداشتن پرده از حقائقی است که اینها خود بارها آن را انکار کردند و همیشه می گفتند جندالله دارای هیچ گونه حمایت مردمی نیست ولی عملیات ایرانشهر و حمایت گسترده مردم از جنبش و خشم مردم از جنایات رژیم چیزی دیگر را ثابت کرد و نشان داد که مردم بلوچستان از ظلم و ستم و تحقیر و تذلیل به تنگ آمدند و الان می خواهند خود سرنوشت خود را بدست گیرند.

اگر چه مزدوران رژیم تاب خوشحالی مردم را از عملیات ایرانشهر نیاوردند و صدها جوان و طلبه را فقط به خاطر اظهار خوشحالی از عملیات دستگیر کرده و به سیاه چالها انداختند و فکر می کنند با دستگیر کردن و شکنجه دادن و اعدام کردن می توانند جلوی سیل خروشان آزادی خواهان را بگیرند و این خواب است و خیال است و جنون

طی تاریخ وقتی متجاوزان و استعمارگران پی بردند صبر مردم لبریز شده است و مردم آماده قیام هستند دست به خشونت و جنایت زدند تا بدین طریق بتوانند چند روزی به استعمار و استثمار مردم و سرزمینشان ادامه دهند اما تاریخ گواه است  هیچ قدرتی نتوانسته با تکیه بر سرکوب و اعدام و کشتار و زندانی کردن و شکنجه دادند جلوی آزادی خواهان را بگیرد بریطانیای کبیر در هند هزاران نفر را کشت و هزاران نفر را به زندان انداخت اما نتوانست آزادی خواهی را خفه کند.

ایتالیا در لیبی بیش از ۵۰۰ هزار نفر لیبیائی را کشت و هزاران اردوگاه بپا ساخت تا با جمع کردن مردم در اردوگاهها و گرسنه نهادن آنها و قطع ارتباطشان با مبارزین به رهبری عمر مختار مانع آزادی لیبی شود ولی نتوانست و مردم لیبی بالاخره به آزادی رسیدند و هزاران مثال دیگر

عملکرد رژیم در بلوچستان اگر چه به ظاهر تکان دهنده است اما نوید آزادی می دهد نوید می دهد که مردم این سرزمین بیش از این به بردگی و ذلت تن نخواهند داد و به هر صورت ممکن به آزادی خواهند رسید.

همین اراده و عزم مردم است که مزدوران رژیم را دچار وحشت کرده است و اسحاقی خانواده ها را تهدید می کند و می گوید نگذارند فرزندانشان به مبارزین بپیوندند و نکونام مدارس و علمای اهلسنت را تهدید می کند تا از حمایت مبارزین دست بردارند و سلیمانی اوضاع منطقه را تشویش ناک و غیر قابل قبول اعلام می کند و زنگ خطر می زند.

رژیم از سوئی با نشان دادن چند بسیجی در کنار اسلحه در تلوزیون می خواهد بگوید که مبارزان در حال توبه هستند تا به زعم خویش مردم را مایوس و ناامید کند  و سرداران و سفید ریشان را فرا می خواند و می گوید باید تضمین بدهید که هیچ فردی از اعضای قبیله شما به مبارزین نپیوندد.

اینها همه از مقتدر شدن جنبش مقاومت و رشد روز افزون بیداری مردمی است که می خواهند به هر طریقی شده جلوی آن را بگیرند اما آیا واقعا می توانند ؟!

نه !هرگز این نبرد را خاتمه ای جز نابودی رژیم ظالم و ستمگر و محاکمه ستمگران و قاتلان مردم نیست امروز جوانان این دیار کاملا بیدار و آگاه هستند و هیچ ترفندی نمی تواند سد راهشان شود و مردم منطقه آگاه هستند و به هیچ وجه فریب دروغها و فریبهای وزارت اطلاعات را نمی خورند البته این امر برای رژیم و مزدورانش عیان است به همین خاطر رو به سرکوب آوردند ولی سرکوبگران را دیگر فرصت زیادی در دست نیست و به زودی باید در دادگاههای بلوچستان توسط مردم محاکمه شوند و به سزای کرده های خونین خود برسند.

دلاور بلوچ

 

 

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
یکشنبه دوم دی 1386 ساعت 0:59

نگاهی به دروغپراکنی غفاری فرمانده نیروی انتظامی رژیم در بلوچستان

 

طبق گزارش ایرنا غفاری فرمانده نیروی انتظامی رژیم جهل و جور در مراسمی که برای کشته شدگان نیروی انتظامی در درگیری ایرانشهر برگزار شده بود ادعاهای دروغین خود را مطرح کرد وی می خواست با طرح دروغ و افترا از درد زخم خوردگان نیروی انتظامی بکاهد و روحیه از دست رفته نیروهایش را که در جنگ با یک گروه کمتر از ده نفری مبارزین شکست خورده بودند را بازسازی کند.

غفاری که فرماندهی نیروهای بزدل رژیم در بلوچستان را به عهده دارد در این سخنرانی باز ادعای دروغین خود در باره شهادت مبارزین جنبش را مطرح کرد و گفت 50 در صد توان عملیاتی جنبش و 90 در صد توان سیاسی را از بین برده اند اولا که با ادعای دروغین شهادت 4 نفر چنین ادعای کلانی کرده است و دوما آیا واقعا جنبشی که رژیم را در منطقه به چالش کشیده است و در هر میدانی رژیم را با شکست مواجه نموده است استوار بر 4 نفر است؟!!

اگر واقعا چنین است پس در واقغ غفاری با طرح این ادعا بر ضعف و ناتوانی و عجز و بیچارگی رژیم مهر تائید زد و اعلام کرد که یک یا دو نفر به تنهائی می توانند با رژیم با مبارزه بپردازند و رژیم را در تمامی میادین با شکست مواجه نمایند.

اما غفاری به خوبی اقتدار جنبش را می داند و اگر 4 نفر نه بلکه 100 نفر هم شهید شوند جنبش با اقتدارش باقیست و جنبش امروز تبدیل به اندیشه و تفکری شکست ناپذیر شده است که این بادها هرگز تاثیری بر تنه تنومند آن نمی کنند و با شکسته شدن دهها شاخ و برگ نه تنها که جنبش ضعیف نمی گردد که روز به روز بر برگها و شاخه های جدیدش افزوده می شود تا برود و دمار از روزگار غفاریها در آورد.

 

فرمانده نیروی انتظامی در این سخنرانی یک ادعا عجیب و خنده دار دیگری کرد و گفت مغز ایدئولوگ جنبش دستگیر شده است که واقعا دروغ را باید از غفاریها یاد گرفت و یا اینکه بزرگان غفاری همچون خمینی و خامنه ای باید به دروغ سازی این بچه بسیجی افتخار کنند که چنان دروغ می سازد.

در حقیقت بیچاره غفاری با این ادعا می خواهد کمی از دردهای وارده بر تنه پوسیده نظام بکاهد  ورنه خودش هم بر دروغ خود ایمان کامل دارد و می داند امروز یا فردا فرزندان جنبش این دروغش را تار و مار کرده و دهها مثل غفاری را به درک واصل می کنند و او خوب می داند که مغز ایدئولوگ جنبش کیست و این را جهان می داند و اگر فردی غیر از رهبرمان عبدالمالک بلوچ بود حتما او را به رهبری برمیگزیدند.

و غفاریها خودشان به یاد دارند که بعد از تاسوکی دهها بار ادعای دروغین شکست و نابودی جنبش را مطرح کردند ولی باز جنبش غفاریها را به جهنم فرستاد و امروز با فردا نوبت غفاریهای دیگری است و فرزندان این خاک و بوم تا نابودی و ریشه کن شدن کامل رژیم ضد بشری و مزدورانش این جنگ را ادامه خواهند اگر چه صدها هزار شهید شوند اما شهادت نه تنها مانعی نخواهد بود که درخت آزادی را آبیاری خواهد کرد و رشد خواهد داد.

غفاری که خود رژیم تفرقه افکن و محور شر و شرارت را نمایندگی می کند مبارزینی را که برای رسیدن به عزت و آزادی می جنگند را دارای اهداف تفرقه افکن معرفی می کند و تفرقه افکنی امام گمراه خود خمینی و خامنه ای را فراموش کرده است .

جوانان جنبش نه برای جنگ با قومی مخصوص و نه برای جنگ با مذهب مخصوصی قیام کردند بلکه فقط برای کوتاه کردن استعمارگران و ستمگران و رسیدن مردم به حقوق مشروعه خود قیام کرده اند و تا رسیدن به عزت و آزادی این نبرد را با تمام وجود ادامه خواهند داد.

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 10:7

آخوند بدنام باز به حرف در آمد

اسفند ماه سال گذشته که فرزندان غیور و با ایمان بلوچستان اتوبوس سپاه پاسداران را منفجر کرده و دهها سپاهی را به درک واصل کردند یک فیلم از مبارزین در خانه جای مانده بود که غوغا برپا کرد و لرزه بر تن همه خصوصا آخوند بدنام و جنایتکار و وحشی انداخت چون در آن فیلم مبارزین نقشه حمله به آخوند بدنام را طراحی کرده بودند آن فیلم سبب شد آخوند بدنام که تاکنون هزاران جوان را به بالای چوبه دار فرستاده است و هزاران مادر را داغدیده و هزاران خانواده را بی سرپرست کرده است چنان وحشت کند که فورا از علمای اهلسنت منطقه خواست احکام صادره وی را بازنگری کنند و به مردم بگویند که آخوند بدنام مطابق با اسلام قضاوت کرده است و بعد از ان آخوند گه گهی در رسانه ها ظاهر شده و به دیگر موضوعات می پرداخت اما دیروز سه شنبه زابلیها این آخوند بیچاره بدبخت را باز به تلوزیون کشاندند تا از وی چهره ای خبر ساز البته دروغ آفرین یا دروغ خوان به نمایش بگذارند و اخوند هم دیگه کم نیاورد و تا توانسته بود دروغ بافته بود و غالبا از روز پنج شنبه که درگیری ایرانشهر رخ داده بود تا دیروز خیلی بر مغز پوچش فشار آورده بود تا چنین دروغهائی از تلوزیون برای مردم بیان دارد.

زابلیها آخوند بدنام را به جلو انداختند تا فردا که دروغها برملا شد و بلوچستان با صدای یاسرها به لرزه در آمد همه کاسه و کوزه بر سر آخوند بدنام شکسته شود و زابلیها جان سالم بدر برند.

البته  زابلیها و آخوند بدنام از دروغ گفتن شرم ندارند و هزاران بار دروغ سازی کرده و بعد از مدت کوتاهی دروغهایشان برملا شده است مثلا تا الان بیش از صد بار رهبر جنبش مقاومت را به شهادت رساندند و دستگیر کردند و مجروح کردند و جندالله را از بین بردند و به غائله بلوچستان خاتمه دادند و غیر و ذلک ولی بعدا که صدای بلبل و انفجار شهر زاهدان را لرزاند نکونام گفت فعلا جندالله خیلی پیچیده شده است البته خبرنگاران هم با دروغهایشان عادت کردند و سوال نمی کنند پس حرفهای فلان تاریخ شما در تلوزیون چی شد؟

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 23:38
باری دیگر مبارزان بلوچستان ضربه محکمی به رژیم وارد ساختند و دهها پاسدار جنایتکار و خونخوار رژیم را به هلاکت رساندند و نشان دادند که مبارزین آرام ننشستند و هر لحظه منتظر فرصت هستند تا به دیو شیطانی حمله کرده و ان را نابود کنند.

آری مبارزین بلوچستان با نهادن کفن کف دستشان جهت رسیدن به عزت و آزادی از میان هزاران نیروی رژیم گذشتند و ناکامی رژیم را به نمایش گذاشته و از داخل شهر به ماموران رژیم حمله کردند و دهها پاسدار را به هلاکت رساندند.

مسئولین رژیم دست و پا گم کرده و جهت مخفی کردند شکست و رسوائی خود دست به کار شدند و اول ادعا کردند ۵ نفر را کشتند و بعد ۴ نفر و بعد سه نفر و هنوز بیانات متناقض در حال جریانند ولی هیچ ذکری از هلاکت دهها مامور خود که همه مردم ایرانشهر دیدند به میان نمی اورند تا رسوا نشوند که هزاران مامور نتوانستند در برابر یک گروه ده نفری ایستادگی نمایند و صبح پنج شنبه و سرزمین ایرانشهر گواه بود که چگونه سربازان امام زمان وقتی با شیرهای ایمان و آزادی مواجه شدند فرار را بر قرار ترجیح دادند و دیوانه وار به کوچه و پس کوچه ها پناه می بردند و مبارزان راه آزادی و عدالت مردانه وار موج دشمن شکستند و از میان هزاران نیرو خارج شدند.

آرای این قدرت ایمان و حقانیت است و هرگز باطل و دروغ در برابر این ایمان ایستادگی نخواهد کرد همانطور که در صحنه ایرانشهر ایستادگی نکرد و شکست خورد این جنگی است که فرزندان این خاک وبوم با ایمان و تکیه بر پروردگارشان آغاز کردند و این جنگجویان دلاور از روباه های ترسو هیچ ترس و باکی ندارند و راهشان را ادامه خواهند داد و تا تحقق عدالت و آزادی این مسیر را ادامه خواهند داد و چهره های بزدل گونه پاسداران را یارای مقابله با دلیر مردان را نیست  و چنین بود امروز ایرانشهر که ماموران رژیم به جای تیراندازی به سوی مبارزین اسمان را نشان می گرفتند تا جانشان را نجات دهند اما نجاتی در کار نیست اگر امروز نجات کردید فردا هلاک خواهید شد.

سردمداران بزدل فرزندان مومن بلوچستان را از مرگ می هراسانند اما نمی دانند که این رادمردان تاریخ خود خواهان فدا کردن خود در راه ایمان و سرزمین و دینشان هستند و خود بر خود بمب می بندند تا دشمنان انسانیت را از صفحه هستی نیست کنند و اینها عاشقان مرگ در راه آزادی و عدالت وبرابری و اسلام هستند.

سلطه طلبان می خواهند با دروغ  اتهام جلوی حق و حقیقت را بگیرند در صورتیکه که هیچ قدرتی نمی تواند در برابر حق و حقیقت ایستادگی نماید و همه فروخواهند پاشید همانطور که امروز در میدان ایرانشهر فروپاشید و ماموران تا دندان مسلح میدان را ترک کرده و به عقب فرار کردند و حتی پشتشان را نگاه نمی کردند.

ماموران رژیم که توان رویاروئی و مقابله با سربازان بلوچستان را نداشتند مجبور شدند بعد از شکست و فرار وقتی میدان را خالی دیدند به حوزه علمیه حمله برند و خواهران و برادران طلبه را گلوله باران و دستگیر کنند و به دروغ اتهام حمله به مدرسه را به مبارزان مدافع همان حوزه ها می زنند تا بدین صورت بتوانند مردم را از حمایت مبارزین بازداردند اما این جاهلان و بی خردان نمی دانند که این جوانان فرزندان همین مردم هستند و اهل البیت ادری بما فی البیت و نیازی نیست شما اهداف مبارزین را برای مردم بیان کنید.

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 2:18

وقتی رهبر مملکت سید علی دروغ تحویل دهد

علی خامنه ای که رهبری رژیم توتالیتر و فاشیستی شیعی ایران را در دست دارد در دیداد شرکت کنندگان در نخستین اجلاس روسای قوه قضائیه کشورهای اسلامی در تهران گفت : امت اسلامی باید از هر فرصتی برای نزدیک شدن به هم استفاده کند!!!

این اظهارات توسط سکاندار رهبری ایران در حالی اظهار می گردد که خود جمهوری به ظاهر اسلامی ایران  بزرگترین عامل تفرقه و تنش بین اهلسنت تشیع در سراسر جهان و در ایران بوده است و سیاستهای فاشیستی رژیم تهران موجب رشد جنگ و اختلاف و تفرقه بین مردم ایران و جهان اسلام شده است ؛ رژیم تهران با حمایت از گروههای فاشیستی همچون جیش مهدی در عراق و مسلح کردن کامل این گروه و سپاه محمد در پاکستان و گروههای مسلح یمن و ... جنگ بین شیعه و سنی را شعله ورتر نموده است و این غرب نیست که گروه های افراطی و جنایتکارشیعه را مسلح و در برابر جمعیت یک ملیاردی مسلمانان قد علم می کند و تمام تنشها و جنگهای بین شیعه و سنی پس از روی کار امدن انقلاب شیعی در ایران بوده است و قبل از آن چنین اختلافاتی به چشم نمی خورد.

 

 علی خامنه ای در بخشی دیگر از سخنانش بی عدالتی و تبعیض حاکم بر کشورهای اسلامی را نتیجه تسلط فرهنگی غرب خواند.

وی در همین راستا افزود :  امروز دنیا تشنه عدالت و امنیت است و در کشورهای به ظاهر متمدن و مدعی آزاداندیشی در غرب، برخوردهای بسیار تبعیض و  تحقیرآمیزی با مسلمانان می شود در حالی که در کشورهای اسلامی از جمله ایران، اقلیت های دینی با کمال آرامش و آزادی به زندگی عادی خود ادامه می دهند و به ادای اعمال دینی خود مشغولند!!!!

این بخش از سخنان رهبر رژیم فاشیست  ایران واقعا نفاق و دو روئی و تقیه این آخوند پلید را به نمایش می گذارد و نشان می دهد که رهبر قاتل و ادمکش جمهوری ضد بشری ولایت فقیه که مستقیما مسئول جنایتهای ضد بشری علیه مردم ایران و بویژه جامعه اهلسنت است روی گذشتگان خود امثال کلینی و مجلسی و خمینی را سفید کردند.

رهبر فاشیست رژیم فاشیست که خود دستور تخریب مسجد شیخ فیض اهلسنت دادند و خود هم در آن شب نظاره گر این جنایت بودند و نیروهای سپاه که مستقیما تحت قیادتش علیه مردم ایران و جامعه اهلسنت و مردم بلوچ جنایت می کنند و مردم می کشند و جوانان را اعدام می کنند و هزاران جنایت دیگر چطور به خود جرات می دهد که دم از عدالت و برابری و عدم تبعیض سخن گوید.

رهبر فاشیست تبعیض حاکم بر کشورهای اسلامی را نتیجه مداخله غرب می دانند اما از تبعیض در ایران چیزی نمی گویند و تبعیض حاکم  علیه اهلسنت و از اینکه فرزندان اهلسنت در تمام مراحل زندگی اعم از زندگی در اجتماع ، تحصیل در مدارس و دانشگاه و استخدام در ادارات و ... از سوی نمایندگان و دست پروردگان خامنه ای مورد تبعیض و تحقیر و تذلیل قرار می گیرند طبق اصل تقیه پنهان می کنند و آیا واقعا این غرب است که در ایران علیه اهلسنت و مردم بلوچ تبعیض و بی عدالتی روا  میدارد و جوانانش را به دار می زند و علمایشان را شهید می کند و فرزندانش را در بازداشتگاهها شکنجه می دهد و دانشجویانش را به دانشگاه راه نمی دهد و تحصیل کردگانش را ترور و یا بی کار می کند و دهها سوال دیگر.......

رهبر فاشیست از اقلیتهای دینی و آرامش و آزادی انان می گوید اما آیا اهلسنت هم دارای آزادی و ارامش هستند یا اینکه هیچ گونه ازادی ندارند و مساجدشان تخریب می شوند و مدارشان تصرف می شود و هر کس بخواهد از عقیده اش دفاع کند باید به تک سلولها انداخته شود ، ما فقط طی همین چند هفته اخیر شاهد بدترین اهانتها و برخوردهای غیر انسانی وغیر اسلامی بودند تا حدی که رهبر مذهبی اهلسنت در سخنرانیهایش مولانا عبدالحمید می گوید ما جاده و برق و آب نمی خواهیم بلکه آرامش و عزت می خواهیم و این خود نشانگر اوج توهین و تحقیر اهلسنت می باشد.

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 1:31

تسلیم شدن مخالفین یا پوشش بر ضعف و ناتوانی

 

مدتی است که رسانه های وابسته به رژیم از تسلیم شدن مخالفین و به اصطلاح اشرار بلوچستان خبر می دهند و تصاویر افرادی را پخش می کنند که توبه نامه در دست دارند و از عملکرد گذشته خود توبه می کنند و ....

 

این تسلیم شدنها و توبه ها در صورتی انجام می گیرد که جامعه بلوستان آبستن یک انقلاب فکری و ذهنی است و در طول یک سال گذشته مردم منطقه به قدری آگاه شدند که حاضر نیستند به هیچ صورتی نظام را تحمل کنند و بیشتر مردم خواهان حقوق خود و بویژه خواهان وت واجهی با همان بدست گرفتن سرنوشت خود بدست خود هستند و دیگر حاضر نیستند سرنوشتشان بدست بیگانگان و اجانب باشد .

امروز در هر جای بلوچستان بحث از حق تعیین سرنوشت هست و همه مردم از بیگانگان بیزارند و لحظه ای هم وجود بیگانگان را در بلوچستان تحمل نمی کنند و همانگونه که فلسطینیها خواهان خروج یهودیان از سرزمین اشغالی هستند مردم بلوچ هم خواهان خروج بیگانگان از سرزمین خودشان هستند و روز به روز به تنفر و عداوت مردم بلوچ با غاصبان و متجاوزان اضافه می شود به همین خاطر بود که چندی پیش دستور دادند که هیچ رسانه ای حق ندارد اخبار بلوچستان را منتشر نماید زیرا بلوچستان امروز با تمام ایران فرق دارد و مردم بلوچ همه آماده جنگ و نبرد هستند و برای جنگ هم اسلحه به اندازه کافی دارند و هم کوههای محکم که سربازهای بیچاره تهرانی تاب پیمودن یکی از آنها را هم ندارند.

 در چنین وضعیتی آوردن چند نفر پای تلوزیون و دادن توبه نامه بدستشان واقعا خنده آور است و ناتوانی و ضعف و زبون حالی رژیم را ثابت می کند که برای بقای خود دست به هر اقدامی می زند در زبان عربی ضرب المثل معروفی است که الغریق یتشبث بکل حشیش : کسی که در حال غرق شدن هست به هر خس و گیاهی چنگ می زند تا خود را نجات دهد اما چنگ زدند به خس و خار غریق را نجات نمی دهد به همین صورت رژیمی که در حال زوال و فناست و آخرین لحظات خود را پشت سر می گذراند به چنین شیوه هائی متوسل می شود تا نشان دهد که هنوز مقتدر است و مخالفانش در حال توبه هستند اما زهی خیال باطل

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 17:56

حمله مسلحانه به يکي از مساجد اهل سنت در زابل و کشته شدن دو نفر/شروع عمليات تروريستي وزارت اطلاعات رژيم بر عليه بزرگان اهل سنت و بلوچ

طبق گزارشي از "س. س." گزارشگر راديو بلوچي اف ام از زاهدان, دیروز شنبه  5 مهر برابر با 27 اکتبر یکی از مساجد دینی اهل سنت  در زابل مورد حمله مسلحانه قرار گرفت.طبق خبرهای پراکنده که از منطقه  بگوش می رسد تاکنون دو نفر از طلاب  به شهادت  رسیده اند

گويا تعداد کشته ها و زخيمها بيشتر از اين ميباشد که هنوز رقم موثقي در اين باره دريافت نشده است

 اخیرا خبرهایی از طرف "گروه تندرو" همچون  دستگیری  سه "تروریست"  که قصد ترور علما را داشتند و یا  هشدار "غفاری" به  توطئه به اصطلاح دشمن در  از بین بردن علمای شیعه  و سنی    برای ایجاد  اختلاف  قومی مذهبی  و یا ورود گروهی مسلح  به استان  برای  ترور شخصیت های برجسته شیعه و سنی  از طرف   سران انتظامی  و استانی  انتشار پیدا کرد.

با توجه به اینکه انتشار اینگونه خبرها تاکنون در استان سابقه نداشته و  مسئولین  همیشه دم از اقتدار و امنیت می زده اند و  اگر  نا امنی  در استان صورت ميگرفت آن را هرگز به گروه های سیاسی نسبت نمي دادند بلکه  برای ایجاد  ذهنیت منفی نسبت به ملت بلوچ  در جامعه داخل و خارج آن را به  اشرا ر و قاچاقچیان مواد مخدر  نسبت مي دادند و یا  برای  حفظ   امنیت روانی  جامعه و  همچنین  امنیت شغلی خود از  انتشار  چنین اخباری  جلوگیری مينمودند -

 پخش چنين خبرهاي ساختگي که کاملا  با  سخنان  قبلی "غفاری " -"نکونام" - "دهمرده" و" شهریاری " از قبيل "پیشرفت  شاخص های امنیتی استان" بطور کل در تضاد آشکار است, از اينجهت  بنظر ميرسد اظهارات اين افراد توطئه و يا شايعه اي بيش نيست.این شایعه پراکنی فقط  برای جوسازي برای یک سری عملیات تروریستی بر ضد علمای  اهل  سنت و بزرگان بلوچ توسط گروه های ویژه وزارت اطلاعات رژيم در منطقه که همکنون در حال عملي شدن است ميباشد

گفتني است که در يک فيلم" اعترافي" که چندي پيش در سايت "راديو بلوچي اف ام "منتشر شد دو نفر از  مامورین وزارت اطلاعات  که در  پوشش طلبه " مولوی محمد عمر سربازی " را چند ماه پيش بوسيله موادي سمي  بشهادت رساندند,اعتراف نمودند که  قصد داشته اند بسياري از علمای اهل سنت را  با همین شیوه بقتل  برسانند که باعث تنفر بيش از حد ملت بلوچ گرديد 

همچنين مطلع شديم که علما و ريشسفيدان منطقه شرايط امنيتي خود را بازنگري کرده و از ادعاهاي دلسوزانه اي که از طرف "غفاريها" و امثال ايشان متعجب شده اند و دريافته اند که آنها  از آن گربه ها نیست اند که برای رضای خدا موش بگیرند  .

گزارش راديو بلوچي اف ام


"س.س." از زاهدان

20071028

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 2:6

نگاهی بر مطلب تحلیل مذاکرات جندالله با دولت ایران

چند روز پیش مطلب مفیدی از پیام امید راجع به مذاکرات جنبش مقاومت مردمی ایران و رژیم ولایت فقیه در سایتهای بلوچی منتشر شد که جا دارد نظرات خود را در مورد این مطلب بنویسم با اینکه باید از پیام امید و تلاشهایش در راستای حقوق مردم بلوچستان تشکر و قدردانی نمود اگر چه نمی توان با تمام نظرات مطروحه ایشان موافقت کرد.

تاریخ مذاکرات بین جنبش مقاومت مردمی و رژیم ولایت فقیه به آغاز فعالیت جنبش برمی گردد و چون جنبش مقاومت همیشه تلاشش اجتناب از درگیری و کشتار بوده است در طول مبارزات سعی نموده است از دیالوگ و گفتگو به عنوان اولین راه مبارزه استفاده نماید و جائی که تمام راههای گفتگو به بن بست می رسد از اسلحه به عنوان تاکتیک استفاده نماید به همین دلیل جنبش راه را برای مذاکره مسدود ننموده اگرچه هدف جنبش رسیدن مردم بلوچ به همه حقوق ملی و مذهبی می باشد ولی جنبش تا رسیدن به این هدف از تاکتیکهای مفید و مطابق با واقعیتهای موجود در منطقه استفاده می کند و اگرچه رژیم همانطور که شما دوست عزیز پیام امید بیان کردید دارای تیمهای ماهر مذاکره کننده داشته است ولی جوانان بلوچستان با درایت و تدبیر همیشه رژیم را در طرحهایش ناکام کردند و مذاکره و گفتگو را به نفع مبارزات ختم کردند.

گاهی شاید در کوتاه مدت مذاکرات بین طرفین روند مبارزات را کندتر نماید ولی این مذاکرات در دراز مدت به نفع مبارزات خواهد بود و شاید رژیم در این مدت به تجدید قوا و طراحیهای جدید بپردازد ولی در جنگهای چریکی فرصت بیشتر به نفع چریکهاست زیرا رژیم همیشه دارای اقتدار است و اغلبا به خاطر هماهنگی نیروها دارای استراتیژیهای نزدیک به هم است ولی گروههای چریکی دارای قدرت کم  و حملات غیر هماهنگ که در فرصت بدست آمده به تجدید قوا می پردازند و تاکتیهای خود را تغییر می دهند تا رژیم را سرگردان کنند و بعد از آن با تاکتیکی جدید به صحنه آیند  و در این فرصت بدست آمده در کنار تجدید قوا به فعالیتهای تبلیغاتی و فرهنگی و آموزشی و عضو گیری  و اقتصادی می پردازند.

و هدف از مذاکرات توافق با رژیم غاصب و متجاوز ولایت فقیه نیست زیرا اولین هدف جنبش سرنگونی نظام دیکتاتور حاکم است و مذاکرات فقط به خاطر حل مسائل و مشکلات عمده به وجود آمده است که در صورت تن دادن رژیم به مذاکرات با حضور نمایندگان سازمانهای بین المللی خود به خود مسئله بلوچستان تبدیل به مسئله بین المللی می شود و مبارزات رسمیت پیدا می کند به همین دلیل است که جنبش این گزینه را رد نمی کند و در این میان استفاده های خود را از این مذاکرات می برد.

 دوستان بلوچ باید شرائط مبارزین را درک کنند و بدانند  که مبارزین در بلوچستان مشکلات خود را دارند و  همانطور که همه می دانند یکی از شرائط تاثیر گذار در جنگهای چریکی حمایت یک حکومت از چنین مبارزاتی می باشد ولی مبارزات در بلوچستان از پشتیبانی هیچ حکومتی برخوردار نیست  و هم از نظر اقتصادی و نظامی دارای مشکلات زیادی هستند ولی با این همه مشکلات مبارزه را ادامه می دهند.

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 23:29

غوغای رسانه ها و مسئولین برای هلاکت یک آخوند بسیجی

با کشته شدن یک آخوند بسیجی توسط افراد مسلح ناشناس در شهرستان خاش مسئولین و رسانه های وابسته به رژیم غوغا برپا کرده و امریکا و انگلیس و اسرائیل و وهابیان سعودی و  طالبان و القاعده را مسئول این حادثه روستای افتخار آباد خاش معرفی کردند توکلی را علی زمان و ... قرار دادند تا بدین طریق به تفرقه و جنگ مذهبی در این منطقه دامن زنند.

رژیم جمهوری ضد بشری ایران همیشه برای حفظ بقای خود به احساسات مذهبی مردم پناه برده است و با توسل به احساسات مذهبی مردم صدای حق طلبی مردم را خاموش نموده است و مردم بیچاره همیشه فریب سیاستهای مکارانه رژیم را خوردند و در چنین مواقعی رژیم حتی وابستگان خود را از بین برده است تا به اهداف شوم خود نائل گردد چنانچه سران نظام در راستای حفظ اقتدار از کشتن افرادی همچون احمد خمینی هم ابا نورزیدند.

 

و آخوند توکلی در حالی کشته شد که با دستگیری عوامل شهادت بزرگترین عالم بلوچستان مولانا محمد عمر سربازی دستهای جنایتکار و خون آشام سران نظام در این جنایت افشا شد و برای باری دیگر بلوچستان غرق ماتم و سوگ برای بزرگترین عالم دیارشان شدند و تمام بلوچستان در خشم و غصه به سر می برد و رسانه ها و مسئولین با شرمی سکوت کرده بودند و امکان دارد که جوانان بلوچستان خشم و غصه خود را با به هلاکت رساندن یک آخوند بسیجی اظهار کردند اما هلاکت یک آخوند آیا این همه غوغا داشت؟

اگر چه با انقلاب خمینی بلوچستان همیشه شاهد خون و اعدام و کشتار بوده است و هیچ گوشه ای از تاریخ ننگین رژیم ولایت فقیه بدون خون و خون ریزی نبوده است و در هر گوشه ای از این تاریخ خونین یا عالمی و یا جوانی و یا کودکی و یا زنی و یا .... به خاک و خون کشیده شده است و هر بار مسئولین و رسانه ها یا سکوت کردند و یا قرباینان را با اتهامات واهی خودساخته متهم کردند و خود و رژیمشان را تبرئه کردند.

آنگاه که بسیجیان و انصار حزب الشیطان علمای بزرگ اهلسنت را به شهادت می رساند هرگز فکر نمی کردند که روزی از خون پاک مولوی صیاد و مولوی ابراهیم و مولوی دادرحمان و مولوی نعمت الله و مولوی عبدالحکیم و مولوی عبدالملک و مولوی ناصر و مولوی عبدالستار و مولوی یارمحمد جوانانی برخیزند و در برابر رژیم بایستند و اقتدار رژیم را در منطقه به چالش بکشند تا حدی که رژیم برای مقابله با انان بیاید و آخوندهای بسیجی خود را هم بکشد تا از شورش مردمی جلوگیری نماید و آنهائی که دیروز در و دیوار مسجد مکی را به گلوله می بستند امروز در و دیوار حسینیه های خود را هم به رگبار بندند.

آری کشتن یک آخوند بدبخت که هیچ ارزشی برای نظام ندارد برای مزدوران نظام امری سهل است تا امثال شهریاریها با تکیه بر احساسات مذهبی مردم شیعه به جنایات خود علیه شیعه و سنی ادامه دهند.

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت 23:33

بازی مسخره و بچگانه تهران و واشنگتون جاری است و برخی فقط منتظر حمله به ایران و به زعم خود رویای آزادی در این بازی می بینند اما آیا واقعا چنین امکانی به قوت وجود دارد و آیا آمریکا و همدستانش به فکر رهائی مردم ایران از چنگال خون آشام رژیم ولایت فقیه هستند یا فقط دنبال منافع خود و پیشبرد اهداف خود اگر چه به دوستی و رفاقت با تهران بیانجامد؟

در اوضاع کنونی ما با دو سوی قضیه مواجهیم از یک سو وضعیت موجود امریکا و از سوی دیگر وضعیت رژیم پوسیده ولایت فقیه

اوضاع منطقه و خصوصا وضعیت خونبار عراق و افغانستان سیاستمداران ایالات متحده را به سختی پریشان و سردرگم کرده است و  امریکائیان دنبال راه خروج از بحرانهای موجود هستند و به گمان غالب نمی خواهند برای خود بحرانی دیگر بیافرینند و در این میان نیاز به کمک دارند و مذاکرات بغداد دلیل این امر می باشد که ایالات متحده جهت نجات از بحران عراق نیاز به کمک تهران دارد و اگر منافع آمریکائیان با دوستی با تهران تامین گردد هیچ ابائی در ان نخواهند داشت و عدم دموکراسی و حقوق بشر در ایران هیچ تاثیری بر سیاستگذاریهای کاخ سفید نخواهد داشت همانطور که می بینیم طی مدت نزاع تهران و واشنگتون رژیم تهران به صورتی وحشیانه تر به جنایت در ایران پرداخته است و فقط طی چند ماه صدها جوان را به دار زده است و هزاران نفر را به سیاهچالها انداخته است و این همه جنایت هیچ تاثیری بر سردمداران کاخ سفید نگذاشته است و مسئله آنها فقط هسته ای شدن تهران است و لاغیر همانطور که آمریکا از حامیان سرسخت رژیمهای مستبد عرب منطقه است و دارای بهترین روابط دوستانه با آنها می باشد.

در جانب دیگر قضیه رژیم در حال فروپاشی ولایت فقیه است که هم از درون با اختلافات شدید روبرو هست و هم مردم ایران به فکر رهائی از این غول وحشی افتاده اند و هم اقوام ایرانی که طی انقلاب خمینی با بدترین نوع تبعیض و تحقیر و استبداد و استثمار مواجه بودند به پا خواسته اند و همه این اوضاع از یک سو و دخالتهای  تهران در کشورهای همسایه و پرورش دادن گروههائی نظیر حزب الله و جیش مهدی رژیم را با مشکلات در سطح بین الملی دچار نموده است و از آنجائی که تقیه و دروغ و مکر و فریب در بنیان فکری و ایدئولوژیکی سردمداران تهران قرار دارد آنها هم به فکر حفظ نظام خود هستند تا پرداختن به جنگی که شاید رژیمشان را تکه پاره نماید و قدرتشان را از بین ببرد.

سردمداران تهران برای بقا و حفظ نظام خود حاضرند همه چیز خود را قربان کنند حتی به قول خمینی اگر توحید هم در تضاد با منافعشان باشد حاضرند توحید و امامت را در راستای حفظ این نظام زیر پا بگذارند به همین جهت ما شاهد منافقت و چند چهره ای سران نظام در بیان سیاستهایشان می باشیم.

امثال خامنه ای و احمدی نژاد و فرماندهان نظامی شعارهای چنین و چنانی سر می دهند و آمریکا را شیطان بزرگ خطاب می کنند ولی در عین حال دیپلماتها چیزی دیگر می گویند و با نمایندگان شیطان بزرگ بر یک میز می نشینند و لبخند می زنند و این دوگانگی همان نفاق و تقیه ولایت فقیه را به نمایش می گذارد که با شعارهای بلند و بالا برای خود در جهان اسلام دریچه محبوبیت بگشایند تا بهتر به ترویج تشیع بپردازند و با فرستادن نماینده برای مذاکره بغداد دنبال حفظ اقتدار خود هستند که هیچ امری برایشان مقدس تر از قدرت نیست و نخواهد بود.

لذا هر دو سوی ماجرا دنبال نجات خود هستند و در این میان مردم ایران به قربانگاه فرستاده می شوند و هیچ کس نیست که سراغشان را بگیرد و سیاستمداران و احزاب در انتظار روز موعود حمله به سر می برند و به زعم باطل خویش می پندارند که امریکا در کوله بارش گوهری بنام آزادی دارد تا به مردم ایران هدیه نماید غافل از اینکه هیچ بیگانه ای نمی تواند به ملت ایران یا به دیگر ملل جهان آزادی دهد.

انتظارهای بیهوده خلل در راه مبارزات ایجاد نموده و مردم بیچاره و مظلوم ایران را در دلدل ولایت فقیه بیش از پیش فرو می برد و شاید به جائی رسد که دیگر خروج از این باطلاق مشکل شود لذا نشستن و منتظر بود به ارمغان بیگانگان هیچ سودی برای ما ندارد و دموکراسی و آزادی که از جیب دیگران باشد به نفع همانها خواهد بود نه به نفع مردم آزاده ایران زمین.

لذا ما باید در فکر رشد بیداری مردمی و قیام عمومی و مبارزه خود مردم برای آزادی باشیم و این تنها راه رهائی از چنگال استبداد و استعمار می باشد و بس

دلاور بلوچ

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 20:59

اين سوألى است که ھمه ما با آن درگير ھستيم و به گمان من جواب درستى براى آن نيافته ايم٬ ما بلوچ ھا اعتقاد به مبارزه مسالمت آميز براى رسيدن به حقوق خود داريم و تا حد امکان از اصول آن نيز پيروى کرده ايم و ميکنيم٬ زيرا پيروى از اصول مبارزه مسالمت آميز منطقى ترين راه حصول حقوق سياسى اجتماعى است. مسلمانان بوسني و ھرزگووين در سالھاى ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳ نيز از اين اصل پيروى کردند٬ و به مدت ۳ سال قربانى سربھاى ناسيوناليست شدند٬ تا جايى که نزديک به دويست ھزار نفر از مردم بوسنى بدست جلادان ناسيوناليست سرب قتل عام شدند و اتحديه اروپا و امريکا به تحريم تسليحاتى مردم بوسنى ادامه داد٬ وقتى که اتحاديه اروپا و امريکا دست از تحريم تسليحاتى مردم بوسنى برداشت ديگر خيلى براى قربانيان اين جنگ جھنمى دير شده بود ولى مردم بوسنى با امکانات تسليحاتى اندکى که داشتند توانستند جلوى قتل عام صدھا ھزار انسان ديگر را بگيرند. مسلمانا بوسنى به مبارزه مسلحانه روى نياورده بودند که يک ديکتاتور را براندازند بلکه از جان خود دفاع ميکردند و کسى نميتوانست آنھا را تروريست بخواند چونکه مبارزه مسلحانه نميکردند بلکه مسلحانه از مردم خود در مقابل ھجوم و حمله ناسيوناليستھاى سرب دفاع ميکردند. بنابر اين براى جھان و سازمان ملل متحد منطقى بود که حق دفاع مسلحانه مردم بوسنى را به رسميت بشناسند. ما بلوچھا در ايران سرنوشت مشابھى با مسلمانان بوسنى داريم٬ ما به ايران حمله نميکينيم و نکرده ايم بلکه تشيع٬ امامت و امت به مردم بلوچ يورش آوارده است که بنياد بلوچ و مذھب سنى را در بلوچستان بيخ بکند. ما مردمى صلح طلب٬ قانع به آنچه که درايم و دور از دغدغه ھاى سياسى ھستيم٬ اين رژيم ملايان امام زمان است که به خانه و مسجد ما ھجوم آورده است٬ اين سربازان گمنام امامت و امام زمان ھستند که جوانان بلوچ مارا به جوخه اعدام و چوبه دار ميفرستند. اين شياطين ولى فقيه ھستند که کودکان بلوچ را به رگبار مسلسل مي بندند٬ اين مأموران ولي فقيھ ھستند که کشتن بلوچھا را مصلحت نظام ميدانند. ھر انسانى حق دارد از خانه خود٬ زندگى خود٬ از خانواده خود٬ از سرزمين خود دفاع کند٬ چه اين دفاع مسلحانه باشد يا مسالمت آميز. قانونھاى جنايى غربى اعم از آمريکا و اروپا به  شھروندان خودشان حق دفاع مسلحانه را ميدھند٬ به عنوان مٽال در آمريکا اگر به منزک کسى تجاوز شود٬ صاحب خانه حق دارد که مھاجم را به رگبار ببندد و محاکمه نيز نشود. براى دفاع از حقوق شھروندان است که در آمريکا شھروندان اجازه حمل سلاح دارند. اين نوع دفاع٬ مبارزه مسلحانه ارزيابى نميشود. آمريکا و اروپا به خود اجازه ميدھند که تروريستھا را د ھر کجاى دنيا که باشند نابود کنند٬ چرا؟ براى اينکه از کشور خود٬ شھروند خود و از خانواده خود دفاع کنند. پس چرا بلوچ اجازه دفاع از سرزمين٬ شھروند و خانواده خود را نداشته باشد.

ما بلوچھا به ايران حمله نکرده ايم٬ ما ھيچ بخشى از خاک ايران را اشغال نکرده ايم بلکه رژيم ولايت سفيه است که به ما حمله ور شده و

قانونھاى جھل و عصر حجر را بر ما تحميل ميکند و ھيح راھى براى اعتراض مسالمت آميز و مذاکره براى ما نگذاشته است٬ ھمه راھھاى گفتگو را بسته است٬ بنابر اين تنھا راه گفتگو با اين رژيم جھل وجنايت٬ مقاومت مسلحانه است٬ به فعاليتھاى بلوچھا در اعتراض به ستمھاى ملى٬ مذھبى٬ فرھنگى٬ اجتماعى و سياسى مبارزه مسلحانه نميشود گفت بلکه مقاومت مسلحانه گفت٬ چونکه اين رژيم سفاک فقط

به مقاومت مسلحانه جواب ميدھد.

تا امروز تنھا راه گفتگو با سردمداران رژيم ولايت سفيه مقاومت مسلحانه است. دولت جمھورى اسلامى  حتى اجازه فعاليت خيريه و امدادى به بلوچھا براى کمک رساندن به افراد آسيب ديده طوفان گونو را در بلوچستان نداد٬ که تصور چنين رفتارى براى ھر انساى که از ھر مسلک و مرامى باشد امکان بذير نيست. چرا به سازمانھاى امدادى و خيريه بلوچ اجازه فعاليت کمک رسانى نميدھد؟

مقاومت مسلحانه بلوچھا تحت ھيچ منطقى قابل محکوم کردن نيست٬ تا زمانى که مقاومت مسلحانه بلوچھا شکل تھاجمى بر عليه دولت ايران نگيرد به اين معنى که بلوچھا وارد نبرد مسلحانه براى تسخير شھرھاى ايران فارس نشين ايران نشوند٬ مقاومت مسلحانه بلوچھا

طبيعت تدافعى خواھد داشت و ھيح دولت و سازمانى آنھا را مقصر براى دفاع از خود نخواھند دانست. و بلوچھا امکانات حمله تھاجمى به

شھرھاى ايران نيز ندارند.

اين بايد دليل ما بلوچھا باشد که جنگ ما با جمھورى اسلامى مقاومت بر عليه ستم ملى٬ مذھبى٬ سياسى٬ اقتصادى و اجتماعى است و يک

مقاومت دفاعى است و نه تھاجمى٬ و مقاومت مسلحانه حق طبيعى ماست.

 

 

پيام اميد

 

سپتامبر ۲٠٠۷

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 0:30

"خواهان این نیستیم که خون کسی ریخته شود یا انسانی حقوقش پایمال شود ولی اگر بنا بر این باشد که شما حق ما را به روش قانونی ندهید ما حق خود را به همان روشی که شما آنرا از ما گرفتید آنرا از شما پس می‌گیریم."

این جمله بسیار پر معنی و با قدرت از دهان کسی خارج شد که رژیم خفقان و ارعاب جمهوری اسلامی را به جنگ سیاسی ، مسلکی و مذهبی طلبیده و ارکان رژیم را بلرزه درآورده است. وحشت درونی رژیم از قیام مسلحانه مردم بحدیست که برای کشتن یکنفر دو سپاه مجهز و تا دندان مسلح و کامل را به بلوچستان اعزام نمودند. از همان ابتدا فرماندهان مزدور اعلام کردند که ویرا در محاصره کامل دارند و راه فرار ندارد. بارها وعده 24 ساعته داند که همه چیز تمام است ولی از آنجا که رژیم مثل همیشه با دروغ و سیاست ترور و مشت آهنین قصد برخورد با واقعیات را دارد و همیشه زیر پوشش مظلومیت! امیال و افکار شیطانی خود را بمرحله اجرا میگذارد ..... حدود 40 نفر از کشاورزان و روستائیان و مسافران عبوری و مردم عادی را ناجوانمردانه هدف گلوله های تانک و خمپاره و بالگردهای جنگی نموده و هر بار نیز اعلام کردند که غائله تمام شده است! 

رژیم مانند همیشه توسط بوقهای دولتی و حقوق بگیر ، دو بار وی را کشته و سه بار زخمی و دو بار اسیر کرده است! بار آخر حدود دو هفته پیش ویرا در پاکستان کشتند ولی هنوز این سردار سرزمین یعقوب لیث سرفراز ، زخم های شدید و کشنده به بدنه لرزان رژیم متعفن و خونخوار میزند. پروپاگاندهای دولت جمهوری ضد خدا و بشر ، تهمت های بسیار بوی زده و ویرا جاسوس و حقوق بگیر غرب (صد البته نه شرق) ، عنصر فریب خورده ، کافر حربی ، قاچاقچی ، ضد انقلاب ، تروریست ، آدمکش ، حقوق بگیر وهابی ، طلبه بن لادن ، عضو طالبان و .... نام نهاده ولی مردم آزاده بلوچ و کلا جنوب شرقی ایران دست و دل خود را بروی وی گشاده و از عبدالمالک ریگی بعنوان یعقوب لیث زمان نام میبرند.

دولت مهرورزی تا کنون تعدادی از اعضاء خانواده ویرا در ملا عام اعدام وگروهی از اعضای خانواده و حتی زنان و کودکان وابسته را دستگیر و در بیغوله های رژیم ، زیر شکنجه و آزار روحی و روانی قرار داده و به اسارت گرفته اند. بار ها بطور مستقیم و غیر مستقیم با ترفندهای مختلف قصد کشتن ویرا داشته اند که نه فقط بی نتیجه مانده بلکه نفس حیوانی رژیم را بر همگان هویدا نموده است. سعی کامل سپاه پاسداران و قوای ارعابی آن است که کشتار بلوچها را انگ انسانی بزنند و حقایق کشتار بیگناهان و ویرانی و بیکاری و فقر و ظلم را در سیستان و بلوچستان سرپوش گذارند.

بیش از یکسال است در سیستان و بلوچستان حکومت نظامی کامل برقرار است ولی هنوز ضربه های مهلک و ناگهانی عبدالمالک ریگی چنان رژیم منفور را مستاصل و گمراه نموده و چنان مزدوران ارسالی در زیر فشار روحی و روانی بسر میبرند که آمار خودزنی ها زیاد و بارها ماموران از روی ترس و حماقت بر روی همقطاران خود آتش گشوده و یکدیگر را زخمی یا به قتل رسانده اند و طبق معمول آنانرا شهید اعلام کرده اند.

هنوز در جنوب شرقی ایران فقر و ناعدالتی و اعمال خشونت بیداد میکند و رژیم بجای مرحم بر زخمهای عمیق عمومی فقط وعده و وعیدهای دنیای دیگر را میدهد. ایران به بسیاری از ریگی ها نیازمند است تا حق مردم ایران را از این ضد انسانهای زمانه بگیرند.

راهت برقرار و پر همراه باد ریگی

 ورجاوند

نقل از تفتان

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 0:11

جنبش مقاومت (جندالله) از آغاز تا الان

تقریبا اواخر  سال 82 بود که چهار جوان از مناطق مختلف بلوچستان (زاهدان ، سراوان ، سرباز و خاش) که جهت دیدار دوستی به روستائی در سراوان رفته بودند بعد از گفتگوئی مفصل و طولانی در مورد حوادث جاری در ایران و سیاستهای تبعیض آمیز رژیم ولایت فقیه و ظلم و ستم و تجاوز و توهین به مردم بلوچ و اهلسنت بدون اینکه میزبان خود را مطلع کنند برنامه ای برای راه اندازی یک تشکل مطرح نمودند اگر چه آنوقت فکر نمی کردند بتوانند به پیروزی برسند و حتی می گفتند از این زندگی پر ذلت و خفت همان بهتر که کشته شویم و شاهد ذلتهای بزرگتری نباشیم.

این چهار جوان قبل از آن در راستای اصلاح جوانان و رشد جامعه و مبارزه با اعتیاد فعالیتهای زیادی کرده بودند و خصوصا در شهر زاهدان کمتر جوان بلوچی بود که این چهره ها را نشناسد زیرا که این جوانان و خصوصا فردی که بعدا به عنوان رهبر این گروه برگزیده شد به هر مجلسی و هر محفلی می رفتند و جوانانی را که به دام اعتیاد افتاده بودند را نصیحت می کردند و حتی بعضی وقتها گریه می کردند و به جوانان می گفتند دشمن از این که شما معتاد شوید خوشحال می شود چون اعتیاد هر جوانی از قدرت این ملت و مردم می کاهد و این خواسته و آرمان دشمنان ماست و در این زمینه موفقیتهای زیادی بدست آوردند و بسیاری از جوانان که  قبلا اینها را نمی شناختند به دعوتشان لبیک گفتند و از مواد خانمانسوز مخدر دست کشیدند.

به همین خاطر بود که با آغاز فعالیت برای ایجاد یک تشکل جمع کثیری از جوانان به این گروه نوپا پیوستند و آنجا بود که این جوانان پی بردند که می توانند به هدف خود برسند و بعد از تشکیل چندین جلسه همه اعضاء به اتفاق آراء جوانی را که از نظر سنی از همه کوچکتر ولی از نظر علم و دانش و استعداد و صلاحیت از همه برتر بود را به عنوان رهبر گروه تعیین کردند و اگر چه حرکت در ابتدای کار بود و اعضایش از 30 نفر بیشتر نبودند اما با تاکید رهبری کمیته مرکزی و  شاخه های مختلف معین شدند و در همان آغاز یک شاخه نظامی و یک شاخه فرهنگی و یک شاخه سیاسی که هر کدام فعالیتش جداگانه البته تحت نظارت کمیته مرکزی باشند ساخته شد و وظائف و مسئولیتهای همه برای مسئولین و اعضای شاخه ها بیان گردید و به صورت مکتوب مدون شد.

فعالیتها آغاز شد و در مدتی کوتاه این تشکل کوچک که به خاطر اینکه خود متعهد به اسلام بودند و 100 درصد مردم بلوچستان مسلمان هستند نام جندالله را برای خود برگزیدند و در هر سه زمینه نظامی و فرهنگی و سیاسی به موفقیتهای کلانی دست یافتند و تبدیل به یک جنبش عظیم انقلابی شدند که هزاران جوان بلوچ از اقشار مختلف بدان پیوستند  و جنبش برای اولین بار در مردم بلوچستان امید رهائی و آزادی  پیدا کرد و بر خلاف گروههای گذشته که منحصر در عملیات نظامی  و یا دور از وطن منحصر در فعالیت سیاسی مایوسانه ای بودند  جنبش  با تشکیل دادن گروه فرهنگی و تبلیغاتی و سیاسی  و نظامی مقتدر موفقیتهای چشمگیری را نصیب جنبش ملی بلوچستان گرداند.

شاخه فرهنگی و تبلیغاتی جنبش با استفاده از تکنولوژی روز توانست به بهترین وجه با رژیم مقابله نماید و مردم بلوچستان را از آنچه که بر آنان روا داشته می شود آگاه نمایند.

مردم بلوچستان در طول سه دهه و یا بیشتر استثمار مغزی و فکری شده بودند و سردمداران تهران ذهن و فکر مردم را با امکانات و وسائل فراوان خود تخدیر و تحمیر کرده بودند ولی جوانان در شاخه فرهنگی با وسائل و امکانات محدود رژیم را در این زمینه با شکست مواجه کردند و پیام جنبش را به سرتاسر بلوچستان رساندند و از انجائیکه بیشتر مردم بلوچستان از انترنت محروم هستند شاخه فرهنگی با تکثیر هزاران سی دی و نوار صوتی و پخش آن در سرتاسر بلوچستان به رشد فکری و سیاسی و آگاهی از حقوق مدنی و سیاسی و اجتماعی افزودند  و یاس و نومیدی که سالها بر سر مردم سایه افکنده بود را زدودند و الان کمتر فردی در بلوچستان هست که از سیاستهای ضد انسانی رژیم آگاه نباشدو در فکر رهائی از آن نباشد.

 و جوانان فعال در شاخه سیاسی  همچنین به پیروزهای بزرگ و موفقیتهای عظیمی دست یافتند و توانستند با سیاستهای رژیم در بلوچستان به خوبی مبارزه نمایند و در زمینه سیاسی هم رژیم را شسکت دهند.

رژیم تهران همیشه نیروهای مبارز بلوچ را در خارج مواد فروش و یا وابسته به وهابیت و تروریسم و در داخل وابسته به آمریکا و استکبار جهانی معرفی کرده است و از این سیاست دوگانه و منافقانه بهره برداری نموده است که به فضل خدا و با تلاش مستمر شاخه سیاسی با همکاری شاخه تبلیغاتی این سیاست رژیم در داخل با شکست مواجه شد و مردم بلوچستان چهره مکار رژیم را دریافتند و در جامعه جهانی هم شاخه سیاسی جنبش با رهنمائی رهبری جنبش تمام اتهامات رژیم را خنثا نمود تا اندازه ای که تلاشهای رژیم برای اینکه اتحادیه اروپا جنبش را در لیست گروههای تروریستی  قرار دهد ناکام ماند و در زمینه اتهامات رژیم  مبنی بر اینکه مردم بلوچ مواد فروش و قاچاقچی هستند شاخه سیاسی جنبش با همکاری احزاب بلوچستان و شخصیتهای ایرانی توانست ذهن جهانیان را  تغییر دهد و دنیا را تفهیم نماید که واقعیت در بلوچستان خلاف آنچیزی است که رژیم ادعا می کند.

جنایت در بلوچستان با انقلاب خمینی آغاز شد و هزاران جوان بلوچ اعدام و تیرباران شدند و رژیم همیشه این اعدامیها را وابسته به موادمخدر می دانست ولی شاخه سیاسی جنبش با برقرار نمودن ارتباط با احزاب و سازمانهای سیاسی و سازمانهای مدنی و حقوق بشری و دادن گزارشهای مستند و مدلل رژیم را وادار نمود تا اعتراف به سیاسی بودن مسئله بلوچستان نماید و در حقیقت شاخه سیاسی جنبش که متشکل از جوانان تحصیل کرده بلوچستان است در یک سال به موفقیتهائی دست یافت که برخی احزاب سالها بدان دست نیافتند.

 

اما در زمینه نظامی امروز در بلوچستان شکست و رسوائی رژیم برای همگان آشکار است و مزدوران و سردمداران رژیم خود به شکستشان در برابر جنبش اعتراف کردند و جنبش مقاومت در مدت کوتاهی توانسته است بیشتر گروههای نظامی بلوچستان را زیر یک پرچم گرد آورد امری که سالها ناممکن به نظر می رسید اما رهبر جنبش که  بالقطع رهبری  شایسته و لایق و مدبر و توانا است توانست این امید مردم بلوچستان را به مراحل پایانی برساند و تلاشها برای ادغام دیگر گروهها هم ادامه دارد که در آنصورت ما شاهد یک نیروی مقتدر نظامی در بلوچستان خواهیم بود.

دلاور بلوچ

 

 

 

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: نقد و بررسی 
سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 7:39

حادثه اخیر چابهار و مزدوران رژیم در بلوچستان

پس از حادثه چابهار و دستگیری عواملش رژیم و مزدورانش این پیروزی را که توسط پلیس پاکستان آفریده شد جشن گرفتند و تا توانستند از خود و عملکرد خود تعریف و تمجید کردند و فراموش کردند که چند جوان بی تجربه که نفرت و خشمشان آنان را وادار کرده بود چنین اقدامی کنند دو ساعت جاده اصلی یک کشور را با اسلحه های سبک و سنگین مسدود کرده و دهها خودرو را نزدیکی دهها پایگاه و پاسگاه متوقف کردند و بیش از بیست نفر را در روز روشن بدان سوی مرز بردند و از افتخار آفرینان سپاه و سربازان امام زمان هیچ خبری نشد و همه در لانه هایشان مخفی شده بودند همانطور که عادت همیشگی شان است.

اما دولت پاکستان بر دوستان ایرانی خود منت نهاد و صله ملیاردها تومان اهدائی استاندار را با دستگیری عوامل حادثه چابهار داد و این هم چنان سر وصدائی نداشت که چند جوان بی تجربه و آموزش ندیده را دستگیر کنند.

اما برای استاندار جاهل و تیم متعصبش  همین دستگیری به خاطر شکستهای مکررش در برابر جنبش یک معجزه آسمانی بود و استاندار و تیمش فورا سر و صدا براه انداختند و جشن و پایکوبی برگزار کردند و دستگیری چند جوان را پیروزی بزرگی برای خود قلمداد کردند و تا توانستند گوش اربابان تهرانی خود را پر کردند که ما چنین کردیم و چنان کردیم غافل از اینکه بودجه های ملیاردی بلوچستان ایران به جیب مسئولان و پلیس پاکستان رفته است تا نانی برای استاندار فقیر و بدبخت بلوچستان ایران بپردازند.

یکی دیگر از مسئولان نظامی استان که در جنایت و آدم کشی شهره آفاق است منظورم غفاری فرمانده نیروی انتظامی است هم از دیگر سجاده نشینان قدرت در بلوچستان از  نیروی انتظامی و عملکرد افتخار آفرینش در حادثه اخیر که ده کیلومتر با محل حادثه فاصله نداشتند تعریف و تمجید نموده که فورا دست به کار شدند و به خوابگاههایشان رفتند و بالای تختها نه ! بلکه زیر تخخوابها پنهان شدند تا اینکه صدای گلوله ها به پایان رسید و باز هم نیم ساعتی استراحت کردند تا کاملا از امنیت منطقه مطمئن شوند.

غفاری در نطق مطبوعاتی خود به مردم بلوچستان اهانت کرد و حتی اشارتا علما و روحانیت اهلسنت را که گاها به حقوق تضعیع شده مردم اشاره می کنند تهدید نمود.

او طی سخنانی توهین آمیز مردم بلوچ را نادان و جاهل و اشرار و قاچاقجی معرفی کرد و  گفت :کسانی که تا دیروز معتاد و (بدکی) کوله باری می کردند و کالا قاچاق می کردند امروز سیاسی شدند و دم از حقوق می زنند