تبليغاتX
دلاور
سه شنبه ششم آذر 1386 ساعت 5:29
حدود سه دهه است که جامعه اهل سنت عموما وقوم ستمدیده بلوچ خصوصا توسط حکومت سرکوبگر  صفوی وبا هدایت بعضی از عوامل خود فروخته وملحد وبی دین به عناوین مختلف مورد ستم قرار گرفته است ،جه بسا به خاطر وجود یک فرد به قول آنها شرور در منطقه ای دهها جوان دستگیر شده وطبعا شکنجه شده یا به بالای دار رفته اند.یا به خاطر حمل مقداری کالا مثل پارچه یا گازوئیل به گلوله بسته شده اند ومیشوند

ادامه مطلب
نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 22:29

پس از وقوع حادثه مدرسه دینی زابل واشغال آن توسط افراد مسلح و تیراندازی به سوی طلاب ، دادگاه زابل مدیر این مدرسه را احضار نمود.
به گزارش خبرگزاری سنی آنلاین حافظ محمد علی مدیر مدرسه دینی زابل پس از مراجعه به دادگاه زابل پرونده ایشان به زاهدان منتقل شده و از آنجا به دادگاه ویژه روحانیت مشهد ارجاع داده شد.
وی پس از حضور در دادگاه مشهد بعد از ظهر امروز چهارشنبه 16/8/86 بطور موقت باز داشت گردید.
احضار حافظ محمد علی به دادگاه و بازداشت ایشان درحالی انجام گرفت که نسبت به افراد مسلحی که اقدام به شورش و اشغال مدرسه نموده بودند هیچگونه عکس‌العملی از سوی مراجع قضایی و نظامی صورت نپذیرفته، وهیچ ارگانی مسئولیت تأمین سلاح این افراد را به عهده نگرفته است و تاکنون سرنوشت مدرسه دینی زابل و امکانات تامین شده از سوی دارالعلوم زاهدان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد

سنی آنلاین

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ساعت 22:3

بسم الله الرحمن الرحيم 

در ادامه سياستهاي خصمانه رژيم آپارتايدي ولايت فقيه، عده‌اي از علما و جوانان اهل‌سنت دستگير و بعضا ربوده شده‌اند و به طور فجيعي مورد ضرب و شتم قرار گرفته  و وضعيت جسماني آنها نيز وخيم گزارش شده است كه در آخرين تحركات رژيم شيخ عبدالحميد دوسري از علماي به‌نام خوزستان (امام جمعه مسجد اروندکنار) بعد از آنكه با قيد ضمانت از زندان آزاد گشته‌اند دوباره رژيم اقدام به بازداشت ايشان كرده و به شش سال زندان محكوم كرده است.

 

جامعه اهل سنت خوزستان تحت شديد‌ترين تبعيضات اجتماعي، از بديهي‌ترين حقوق خود محروم بوده و در صورت كوچكترين فعاليت ( بويژه ديني)‌با ناملايمت دست‌پروردگان قلعه الموت خامنه‌اي روبه‌رو مي‌شوند.

در سالهاي اخير موج فشار‌ها و تهديدات رژيم در اين منطقه محروم روندي صعودي و روزافزون داشته و اعراب ساكن اين استان در بدترين شرايط به زندگي روزانه خود ادامه مي‌دهند.

 

در كردستان نيز بعد از دادن حكم تبعيد بسياري از جوانان فعال اين منطقه، رژيم با ربودن استاد ايوب گنجي از داعيان پرتحرك شهر سنندج، بعد از ضرب و شتم شديد تا سرحد مرگ، ايشان را راهي بيمارستان كرده و هم اكنون در وضعيت جسماني بدي به سر مي‌برند، اين در حالي است كه رژيم بعد از جمع‌آوري كتب و نوشته‌هاي بسيارشان كه در مورد صحابه و امهات‌المومنين نوشته شده بود  چندين‌بار ايشان را از حضور در مساجد منع كرده است.

 

بجنورد واقع در استان خراسان شمالي نيز شاهد تكان‌دهنده‌ترين صحنه سال خود بوده است.

بعد از آنكه برادران تركمن ساكن در اين شهر بعد از دو سال  زحمت شبانه‌روزي و خستگي‌ناپذير، سرانجام توانستند مسجدي را در اين شهرستان با كمك و همياري مردم آن بنا كنند رژيم با ددمنشي و مبغضانه  شب سه‌شنبه ۷/۸/۸۶ اقدام به شهادت اين مسجد كرده‌ و چندباره ياد و خاطره مساجد شهيد شده اهل‌سنت را در اذهان زنده كرده است.

قساوت و دشمنانگي رژيم خميني تا به حدي است كه حتي صداي اذان اهل‌سنت را نيز برنمي‌تابد و بديهي‌ترين حقوق يك انسان را كه همانا عبادت براي خداوند است ناديده مي‌گيرد.

 

آري رژيمي كه خود را اسلامي‌مي‌نامد و بانگ وحدت و انسجام برآورده مساجد اهل‌سنت را ضرار مي‌خواند و در شهادت آنها كوچكترين شكي در خود راه نمي‌دهد.

رژيمي كه جوغه‌هاي قتل و كشتار را به حرمين شريفين مي‌فرستد، بر سر مسجد شهيد شده شيخ فيض محمد مشهد بولدوزرها حاضر مي‌كند، بر مسجد مكي گلوله و آتش مي‌فرستد ..چه باك از شهادت مسجد غريبي در خراسان شمالي دارد؟

 

آري صفويان زنده‌اند...و هم‌چنان به نابودي عقيده و ملت اهل‌سنت تمايل دارند.

اما در سيستان - منطقه غرباي اهل‌سنت- سرانجام رژيم و اعوانش با يورش غير انساني به مدرسه محمديه اسلام‌آباد لوتك، بر كتاب قطور ظلم و ستم خود برگي تازه افزودند.

 

بعد از ماهها دسيسه و توطئه، صرب‌زاده‌گان تربيت‌شده الحاد و بي‌ديني، بغض و حقد دفينشان را علني كرده و اقدام به تصرف اين مدرسه ديني كرده‌اند.

بعد از سر كارآمدن دولت جامدانديش و انحصارگراي پاسدار احمدي نژاد، كرسي‌ها و مديريت‌هاي حساس استان تماما به زابلي‌‌هاي افراطي و متحجر سپرده شد و اين

استان محروم_‌ اهل سنت –  به كشتارگاه ملت بلوچ تبديل گشته است.

 

اعدام و بازداشت به بيشترين حد خود در سالهاي آخر رسيده و علنا وفاداران انجمن حجتيه و سرسپرده‌گان رژيم به قلع و قمع مردم اين استان مي‌پردازند و در مقابل ديدگان جهان روزانه دهها جوان اين مرزو بوم را به چوبه دار مي‌كشند.

اما در اين اثنا منطقه سيستان كه 45 درصد آن را اهل‌سنت تشكيل مي دهد به كانون مانور و عربده‌كشي نوكران و اعوان رژيم تبديل شده است كه در آخرين اقدام آنها مدرسه محمديه را تعطيل كرده و بر ميليونها سرمايه مردم مظلوم منطقه تسلط يافته‌اند.

 

هم‌چنانكه رژيم در سالهاي قبل با تعطيلي مدارسي چون حوزه اهل‌سنت صالح‌آباد خراسان برنامه‌هاي ضد اسلامي خود را آغاز كرده بود اين‌بار نيز با همان شيوه – و با پيش كردن عده‌اي ناآگاه- خصومت خود را نسبت به اسلام و عقيده اسلامي بيش‌تر از پيش علني كرده است.

 

شوراي مركزي جامعه اهل‌سنت ايران با محكوم كردن اقدامات خصمانه رژيم غير اسلامي و غير مردمي ولايت فقيه، مسئول تمامي اين حوادث را شخص اول حكومت مي‌داند...

كسي كه مستقيما در قتل و شهادت علما و فرزندان اهل‌سنت دست داشته و نقطه به نقطة  مناطق اهل‌سنت از وحشي‌گريهاي شخص مذكور يادگاري از خون و آتش برداشته است...

 

كسي كه امسال نيز با خدعه‌اي ديگر جهانيان را به تعجب واداشت و آن چيزي نبود جز نامگذاري سال 86 به عنوان سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي.

سالي كه به تمام معنا دستان پليد و خون‌آلود خود را به سوي جامعه اهل‌سنت دراز كرد و از تجاوز او  شجر و حجر نيز در امان نماندند.

 

به راستي كه ظلمت شب ظالم به اوج رسيده و دست‌پاچگي و موهومات او را رم داده است و به هر سويي زهر مي‌پاشد.

 

اما  فرزندان اهل‌سنت زنده‌اند و دير يا زود پاسخ گستاخي‌هاي او را خواهند داد و ديگر آن روز راه گريزي نيست...پس قبل از آنكه موعد شما و اعوان شما به سر رسد بهتر و نيك‌فرجام‌تر آن است كه دستان غدر و خيانت خود را از سر اين ملت كوتاه كرده و به تجاوز و هتك حرمت خانه‌هاي خدا و بندگانش پايان دهيد.

 

شوراي مركزي با اظهار همدردي با تمام قربانيان اين حوادث از خداوند متعال براي آنها صبر و بردباري و اجز جزيل خواهان است و هم‌چنين كليه اقشار جامعه را به همياري و همكاري با اين سواد اعظم كه لحظه‌هايش را از درد و رنج سرشار كرده‌اند فرا مي‌خواند.

 

مطمئنا وضعيت اهل‌سنت بعد از روي كارآمدن پاسداران افراطي رو به بهبودي نخواهد رفت مگر آنكه اين جامعه به پا خيزد و در راه عقيده و ايمان خود پيمان اتحاد و يك‌پارچگي ببندد...آري درد ما تفرقه و دوا در وحدت است.

 

امروز بيش از هر زمان ديگر جامعه اهل‌سنت به اتحاد و وحدت نياز دارد و بايستي كوچكترين روزنه‌هاي تفرق و تمزق را بر كساني كه تاب اذان مساجد را ندارند مسدود كرده و يك‌صدا و يك‌دست گستاخي‌هاي ظلمت‌پرستان را پاسخ دهيم.

 

برنامه‌هاي و سياستهاي رژيم در ادامه طرح‌هاي ضد اسلامي است كه سطح دنياي اسلام را در بر گرفته و هم‌اكنون مهم‌ترين هدف آنها در از بين بردن اهل‌سنت ايران خلاصه شده است.

 

از اين رو ما تمام دنياي اسلام را مخاطب قرار داده و از آنها مي‌خواهيم كه نسبت به برادران خود احساس مسئوليت كرده و از مساعدت و ارائه راههاي كارگشا دريغ نكنند.

بدون شك اين آتشي است كه دامان همه ما را خواهد گرفت..اگر ديروز اهل‌سنت ايران در اين آتش گرفتار آمد امروز عراق و افغانستان مي‌سوزد و فردا دامان هرآنكه شهادتين را بر زبان آورد خواهد گرفت.

 

اين ندايي است كه اهل‌سنت و هم‌چنين خردمندان ايراني بر دنيا مي‌خوانند و تاريخ ثبت خواهد كرد... پس قبل از آنكه فساد و الحاد اين افعي، تمام سرزمينهاي شما را در برگيرد و قبل از آنكه دست‌پروردگان ارسالي اين مركز جور و ستم ممالك شما را هدف قرار دهند – كما اينكه در عراق و افغانستان و . ..شروع كرده‌اند –  براي پيشگيري و درمان به موقع، به ياري اهل‌سنت ايران شتافته  و از هرگونه اهمال و بي‌تفاوتي خودداري كنيد.

 

جا دارد كه خردمندان اهل‌تشيع را نيز فرا خوانده و آنها را نيز نسبت به اين حوادث تذكر دهيم:

 

رژيم آنچه را كه انجام داده و خواهد داد تماما در زير پرچم ايران و به اسم تشيع انجام داده است ...آيا وقت آن فرا نرسيده كه شما نيز فرياد دادخواهي سر داده و مبتدعان و خرافيان را جهت رسوايي شناسايي و معرفي كنيد؟...به ياري ظالمان و مظلومان بشتابيد ..ظالمان را از ظلم نگه داشته و مظلومان را ياريگر باشيد.

 

اهل‌سنتي كه امروز اين چنين مورد هجوم قرار مي‌گيرد و از بديهي‌ترين حقوق انساني محروم گشته روزگاري نه چندان دور به درازاي بيش از هشت‌صد سال بر اين ديار حكم رانده و فرزنداني كم‌نظير تحويل داده است...

ركودي كه در فرهنگ و تاريخ اين مملكت به وجود آمده در نتيجه تسلط ( از سال 907 ه به بعد  )خرافيان و مهمل‌بافان بوده كه جز دماري و نابودي اين مملكت خدمت ديگري نداشته‌اند ..

 

و اين حق شماست كه در مقابل اين ظلم تاريخي به پا خاسته و فرزندان اين خاك پر گهر را به روشنايي روشنگري بيدار كرده و بار ديگر همه ما را بر صبح مجد و سرافرازي اين مملكت شاهد آوريد.

 

در پايان شكوه و گلايه خود را به درگاه پروردگار - ناصر مظلومان- مي‌بريم و عاجزانه از او مي‌خواهيم كه ظالمان را اگر قابل هدايتند به راه راست مستقيم كرده و اگر هم‌چنان بر عصيان و ظلم خود اصرار دارند ريشه آنان را از زمين بركند.

 

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران.

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
چهارشنبه نهم آبان 1386 ساعت 0:7
بنده از نزدیک شاهد درگیری دیشب مدرسه اسلام اباد بودم کسی از صدای گلوله ها متفرق نشد بلکه با سنگ واجر عبد الباسط را جوانان که عموما زاهدانی وطلاب بودند هدف قرار دادند که او مجبور به عقب نشینی به داخل منزلش شد گر چه حدود دو خشاب فشنگ به سمت مردم وطلاب شلیک کرد و آجری هم به پایش اصابت کرد واخر سر فرار کرد ودرب منزلش را بست ولامپها را هم خاموش کرد! که طلاب وفادار به استاذ محترم مولانا حافظ محمد علی حفظه الله جا جلو درب منزلش رفتند وحتی به داخل منزلشان تعداد زیادی اجر انداختند که بنده به خاطر وجود زنان واطفال مانعشان شدم! در ضمن شعار هایی با صدای بسار بلند مثل مرگ بر خامنه ای مرگ بر منافق والله اکبر داده شد وبه خودروی ماموران اطلاعاتی هم خسارات شدید وارد شد که سر نشینانش طوری فرار کردند که حتی نتوانستند درب های ماشینشان را ببندند !!
نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
چهارشنبه نهم آبان 1386 ساعت 0:4

حضرت مولانا عبدالحمید طی نشستی با اساتید حوزه ی دارالعلوم زاهدان وعلماء حقانی سیستان اظهار کردند دیگربه هیچ عنوان حاضر نیستم دراسلام آباد حتی یک  کلاس از طرف ما دایر شود.

با توجه به مشکلات امنیتی و دخالت های ارگانهای مختلف دولتی در امورحوزه ی دارالعلوم محمدیه و اصرارمردم مناطق دیگربراستقرار مولانا حافظ محمد علی دران مناطق؛شیخ الاسلام تصمیم گرفتند این حوزه را به روستای عظیم آباد در یک کیلومتری شرق روستای اسلام اباد منتقل نمایند.

فعلا برای تهیه کردن اتاق موقت (کانتینر)اقدام شده است ویکی ازافراد خیٌرمنطقه قول داده است صد بار آجر جهت احداث ساختمان جدید مسجد حوزه ی جدید التاسیس فراهم خواهد کرد.

مولانا حافظ محمد علی فرمودند:مدرسه نام آجر وساختمان نیست مدرسه نام فکروعقیده است هرجااستاد وشاگرد باشند مدرسه همانجاست چه دراتاقی باشند چه در خیمه چه زیر درخت!پس مردم دیندار اهل سنت ناراحت نشوند که بنای ظاهری مرکز دینی را از دست دادند.

لازم به ذکر است خشت اول این حوزه توسط دولت رافضی بعد از انقلاب گذاشته شده است که بعد ازتحویل به دارالعلوم زاهدان ساختمان آن توسعه یافت وزمین موقوفه آن توسط مرحوم حاج رحمان خان براهویی وقف شده است واگر بنا باشد مدرسه به کسی ارث برسد باید به بازماندگان آن مرحوم برسد نه به فرزندان ملائی که فقط متولی حوزه تا سال ۱۳۶۹بوده است.

والسلام 

http://somalzi3km.blogfa.com/

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 20:43
اهل سنت ایران واستبداد ولایت فقیه
انقلاب ایران دربهمن ماه1357 انعکاس بسیارگسترده ای درسطح جهان داشت. شعارها ومرگ گوئیها و وعده های توخالی و فریبنده، ستم دیدگان را به امید آزادی و رسیدن به حقوق ازدست رفته شان، به خیابانها کشاند.

وشعارهای فریبنده ای همچون شعارآزاد سازی قدس ونیزشعاراستقلال،آزادی درهمه جا طنین افکند و رهبران جهان اسلام خوشبینانه ازآن استقبال کردند،ولی دیری نپایید که کینه ها وعداوتهای نهفته درسینه های بیمارگونه رهبران انقلاب فاش و عقده های چندین ساله آنان نسبت به جهان اسلام و اماکن مقدسه مسلمین برملا گشت وبه موازات آن مسیرآزاد سازی قدس ازکربلا ونجف وپس ازمدتی از راه مکه ومدینه، تعیین گردید.

سردمداران انقلاب با شعارهای توخالی وعاری ازحقیقت و در راستای تحقق آرزوهای استبداد وخود کامگی خویش، توده ها را بسیج کردند وبرای رسیدن به اهداف شومشان برادامه جنگ تحمیلی وبی حاصل ایران وعراق پافشاری وبه آرمانهای ملت وانقلاب خیانت کردند.

گروههای سازمان یافته ای همچون مجاهدین خلق،فدائیان خلق وتوده ای هارا یکی پس ازدیگری با حیله وترفند ازمیان برداشتند تا پایه های لرزان حکومت استبدادی خویش را مستحکم سازند، به همسنگران و همرزمان قدیمیشان همچون آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری و... پشت کردند.

طالقانی را مسموم ومنتظری را خانه نشین نمودند وعلامه احمد مفتی زاده ازرهبران کرد اهل سنت را راهی سیاه چالهای مخوف کردند وبدین طریق همه قول وقرارهایی که درمورد اعطای حقوق اهل سنت ازجمله اجازه بنای مسجدی که درتهران داده بودند را زیرپا گذاشتند وازمرزشرافت وانسانیت وصداقت گذشتند وبرسکوی شرارت وخیانت تکیه زدند.

آن کسانی که خارمسیرشرارت بار وسد انحصارطلبی وخود کامگیشان بودندبا نیرنگ ازسرراه برداشته شدند.حتی به سید احمد خمینی خانه نشین نیزرحم نکردند واورا مسموم ساختند.

تارهای عنکبوتی ولایت فقیه را برگرد ملت تنیدند ودربیدادگاه های خویش تازیانه جور و ستم را بر مردم بی نوا نواختند.

بسیاری از آزادی خواهان و دانش وران را اعدام و جمع کثیری از زندانیان بی گناه را درسیاه چالهای قرون وسطایی خویش به قتل رساندند.

به بهانه های واهی،همچون عدم التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه،دانشجویان وقشرتحصیل کرده وبویژه اقلیتهای اهل سنت را ازاستخدام درادارات دولتی وحقوق مسلم اجتماعی وسیاسی محروم کردند وقشربی سواد وخود رای وخود سر را بر سرملت حاکم ساختند.

مستبدان رژیم درتریبونها و درمحافل ومجالس، خشونت وترور را دراذهان قشرکج اندیش تزریق کردند و به دنبال آن نوچه ها وعمال تروریستی آنان موجی ازخشونت و ارعاب وترور را در داخل وخارج از کشور به راه انداختند، که قتهایزنجیره ای درتهران، مشهد و... وشهادت بیش از ده هزار

نفر از روحانیون سرشناس اهل سنت ایران، نمونه کوچکی از جنایات بیشمار رژیم است.

ولایت سالاران ایران که دربدوانقلاب با قیل وقال مدعی گسلاندن زنجیرهای ظلم وستم و رهانیدن انسانها ازاسارت و سلطه استکباربودند با گذشته نازیباوعملکرد سفاکانه خویش نشان دادند که خود مردم را به سوی ظلمت و بردگی و استبداد رهنمون اند و درآفرینش وایجاد فتنه و آشوب رهبرند وبنام اسلام ودین هرجنایت وهرخیانت وظلم وغارتی را مرتکب شدند.

ارتشاء، فساد اداری، سوء مدیریت، جور، اختناق،ارعاب،ترور، بازداشتهای غیرموجه، شکنجه، زندان، اعدام، تفتیش عقاید، تضییع حقوق اقلیتهای قومی ومذهبی، تخریب اماکن مقدسه وتوهین به مقدسات اهل سنت، بیکاری،گرانی، تورم، به تاراج رفتن بیت المال، حیف ومیل ثروت ملی کشور و... و...و... محصول چندین ساله انقلاب سیاه ولایت فقیه است.

مردم به ویژه اهل سنت ایران با تمام فشارهایی که ازناحیه عمال رژیم مستبدولایت فقیه دیده وتحمل کرده اند تا هنوز نمرده وبلکه حساستر وهوشیارترشده اند وبا وحدت ویکپارچگی درپی احقاق حقوق پایمال شده چندین ساله خود برآیند وبیش ازاین به زورگویان وقیم مآبانی که بدترین جفاها را برتوده های مظلوم روا داشته اند اجازه ندهند که با سرنوشتشان بازی کنند وخواسته

هایشان را به بازی بگیرند.

هرچند جو حاکم بر کشور یک جوخفقان آور وپلیسی به تمام معنی است وعرصه را برحق خواهان تنگ وتنگتر کرده وحق تنفس آزاد را از همگان سلب کرده است، ولی این جو زجرآورباید با دستهای گره کرده مردم شکسته شود وخروش آزادی خواهی و فریاد استبداد ستیزی کاخ های بی بنیاد ولایت سالاران را به لرزه درآورد و رژیم پوشالی و ستمگر آنان را در هم نوردد که این کاربه یاری خداوند وهمدلی همه اقشارمردم شدنی است وبزودی زود مرگ برجهان ستمگران خواهد گذشت ونهال آزادی به بارخواهد نشست.

میگویند: پیش ازخروج تاتارها مردم ازظلم فئودالها، خوانین وشاهان خود کامه، آنفدربه جان رسیده بودند که این طور دعا میکردند:

ای خدای زمین وسیاره             پادشاهی فرست، خونخواره

عدد مردمان  زیاد   کند            هر یکی را کند دو صد پاره  

بالاخره دعای مردم مقبول گشت وتاتارها خروج کردند و هرکس وهمه چیز را درهم نوردیدند "کشتند وبردند وسوختند"  تاتارها تاختند و به دار آویختندو همگان باختند.

اکنون اهل سنت ایران دراین فکرند که چگونه دعا کنند و از دست چه کسی رهایی خود را بخواهند؟

ازدست عمال اطلاعات وبازداشتهای بی رویه ویا ازدست نمایندگان ولی خودکامه فقیه وقیم مآبی آنان، ازدست دخالتهای بی جای دفترولی خود کامه فقیه درعزل ونصب ائمه جمعه وجماعات وسیطره بر مراکزدینی وحوزوی اهل سنت ویا ازدست رسانه های گروهی وشیخهای رذل رژیم که افسار گسیخته به مقدسات اهل سنت توهین میکنند وبی شرمانه دم ازوحدت و تساوی حقوق میزنند.

ازدست چه کسانی ؟  ازدست همه وهمه کس، ازولی خودکامه فقیه گرفته تادژخیمان سیه چالها، ازبیدادگاه های رژیم گرفته تا هیئتهای نظارتگر آن، ازشورای نگهبان گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت نظام، ازمحافظه کاران گرفته تا به اصطلاح، اصلاح طلبان. از راس هرم گرفته تا قاعده آن!!!ازدست همه وهمه کس، درواقع همه ایشان سروته یک کرباسندوخونخوارترازتاتارها هستند، اگرمغولها بنام "یاسا" مردم را قتل عام میکردند، اینان بنام"ولایت مطلقه فقیه والتزام عملی به آن" خون مردم را میمکند وبرگرده مردم حکمروایی میکنند.

 ولایت سالاران ازقطره های خون بی گناهان برای خود سفره های رنگین ساخته وبا زر و زور و تزویرملت را به زنجیرکشیده اند وبا زندگی مردم معامله کرده ومیکنند. هرچند که دیگر رضای ایشان رنگ باخته وماسک ازچهره های کریهشان برداشته شده است و نسل انقلاب علیه بیدادهایشان به پا خواسته است.

http://somalzi3km.blogfa.com/

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 1:23
عبدالعزیز مولودی

  طی روزهای آخر ماه رمضان و دریک اقدام بی سابقه در سطح شهرهای کردنشین (سنندج،سقز،بوکان و..) نیروهای امنیتی و انتظامی با استفاده از روشهای خشونت آمیز به تجمع هزاران روزه دار حمله و تعداد زیادی از آنها را دستگیر کردند. معمولا روزهای آخر ماه رمضان را مردم کرد به صورت عادی با تجمع در مساجد یا خانه های خود به عبادت مشغول می شوند ،در حالیکه کمترین نشانی از تظاهرات عمومی در آنها مشاهده نمی شود. این در واقع حداقل حقوق مذهبی جامعه اهل سنت در ایران است که به اعتقاد من بیش از سایر گروههای اجتماعی و سیاسی در سالهای اخیر مورد نقض قرار گرفته است."مکتب قرآن" جریان شناخته شده منسوب به علامه احمد مفتی زاده که خود در حال حاضر در حال گذر از یک بحران درون گروهی است، مانند سالهای قبل و در پی فراخوان عمومی ، اعضا و عموم مردم را ‏برای شرکت در مراسم مذهبی"مولودی خوانی" گرد هم آورده و به اجرای مراسم پرداختند،از جمله گروههای مورد حمله بودند که انعکاس وسیع خبری یافت. اگر چه شمار کثیری از دستگیر شدگان در شهرهای مختلف بعد از ظهر مدت کوتاهی آزاد شدند، اما ‏تعدادی ازاعضای هماهنگ کننده  "مکتب قرآن" در این شهرها همچنان در بازداشت بسر ‏می برند ، از آزادشدگان نیز کارت شناسایی اخذ نموده اند‏.

 

هر سال در ایام ماه رمضان ، مسئله روئیت اول ماه  رمضان و شوال برای شروع و خاتمه روزه داری در کردستان توام با فشارهای آشکار و نهان نهادهای مذهبی دولتی بر مردم و مخصوصا روحانیت غیردولتی اهل سنت است.فشارهایی که با کنترل نامحسوس امنیتی مبنی بر نحوه رفتار روحانیون اهل سنت در ابتدای ماه رمضان و انتهای آن ، عملا آرامش درونی را از آنها سلب می نماید. یکی از جنبه های نقض حقوق بشر در کردستان و دیگر شهرهای کرد و اهل سنت نشین کشور ، ایجاد فضای سنگین امنیتی برای روزه داران و روحانیون اهل سنت است.امری که دردوره گذشته با آن تقریبا کنار آمده بودند، اما بسته شدن فضای سیاسی و به تبع آن نابردباری محافظه کاران سنت گرا دوباره این مشکل را در کشور دامن زده است. این در حالی است که در سالهای اخیر مسئله اعلام رسمی رمضان یا عید در شهرهای مذهبی مانند قم نیز مسئله ساز بوده و برخی از مجتهدین به رای خود در این زمینه عمل نموده اند و منتظر اعلام رسمی نمانده اند.علاوه بر آن، اهل سنت در ایران تاکنون از داشتن جریانات شناسنامه دار رسمی ، به دلیل مخالفت کلی با آن از سوی مراجع مربوط محروم بوده ، اما جریانات شناخته شده متنوعی با گرایشهای فکری مختلف در میان آنها وجود دارد. جماعت دعوت و اصلاح ،مکتب قرآن ، طریقه های صوفی و سلفی در کنار تکایا و خانقاه های قادری ونقشبندی از جمله این جریانات است که به شیوه های مدرن یا سنتی اداره می شوند.

 

         باید خاطر نشان کرد که نحوه برخورد با اهل سنت در ایران بعد از انقلاب ، همواره از سیاست خارجی جمهوری اسلامی و جریان حاکم بر آن تبعیت کرده است. روابط خصومت آمیز خارجی با کشورهای عربی و بالعکس معمولا با یک دوره فشار بر اهل سنت در داخل روبرو بوده و در شرایط مساعدتر ،این فشار تقلیل یافته است. اتهام وهابی بودن از جمله اتهام های بی اساسی بوده است که تا حال به روحانیون با مشی معتدل و رادیکال زده شده و بسیاری از آنها اخراج ،بازداشت و زندانی شده اند.ضمن اینکه نمی توان انکار کرد که رادیکالیسم محدود سنی در ایران، از نتایج نابردباری قدرت سیاسی در حوزه مذهبی بوده و هست. امری که شاید در گیرودار درگیری های سیاسی ،از نظر بسیاری از فعالان سیاسی محلی وملی دور مانده و به غفلت از آن گذشته اند.  

 

در مورد حوادث اخیر که برای اعضای مکتب قرآن پیش آمده است ، این نکته قابل ذکر است که بنا به توصيه ی علامه احمد مفتی زاده (که بعد از آزادی از زندان و قبل از فوت آن مرحوم اعلام شد) پيروان مکتب قرآن در سياست دخالت نمی کنند و اصولا اعتقادی به حضور سیاسی در جامعه ندارند. بنابر این از هرگونه اتهامی در این خصوص بری ودور می باشند.

 

         مسئله آزادی های اساسی و از آن جمله آزادی عقاید مذهبی و انجام مراسم مذهبی آزاد نه تنها از بدیهیات اولیه جهان معاصر بلکه از اصول مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. بر اساس قانون اساسی ، فعالیت های مذهبی پیروان مذاهب اسلامی دیگر(غیر شیعه) آزاد و نیاز به هیچ مجوزی ندارد. بنابراین دخالت در این گونه مسائل غیر قانونی بوده و در حکم محدود نمودن و نقض حریم خصوصی و عمومی مذاهب اسلامی دیگر می باشد.    

 

        به نظر می رسد که محافظه کاران حاکم در زمینه محدود نمودن فضای مدنی کشور(مخصوصا از نظر مذهبی) فقط سایر مذاهب اسلامی را در نظر نداشته بلکه اصولا با هر"غیرخودی" به تعبیر خودشان مشکل دارند.از انتشار اخبار مربوط به ممانعت از برگزاری نماز عید فطر فعالان سیاسی ،روشنفکران و اعضای نهضت آزادی در تهران، می توان دریافت که نحوه برخورد در این زمینه با آنچه در کردستان صورت گرفته، مشابه است.(در تهران نیز مانع از برگزاری نماز شده و افراد بازداشت شده نیز بعد از اخذ کارت شناسایی آزاد شده اند.) 

-----------------------------------

منبع : http://moloudi.blogfa.com/post-152.aspx

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 22:16

در تلاشی جدید برای تشدید فشارها بر اهل‌سنت در ایران و خصوصاً در استان سيستان و بلوچستان، بعضی از سایتهای داخلی اخبار و گزارشهای کذبی درباره آمار طلاب خارجی در مدارس اهل‌سنت سيستان و بلوچستان پخش کردند.
دراین سایتها ادعا شده که تعداد طلاب خارجی که از کشورهای عربستان و پاکستان در مدارس اهل‌سنت سیستان و بلوچستان مشغول به تحصیل هستند بالغ بر ده‌هزار طلبه می‌باشند و این طلاب سعی در نشر وهابیت و ایجاد اختلاف و تفرقه بین شیعه و سنی دارند.

در يکی از اين سايتها آمده است:
"برخی طلبه‌های خارجی در سیستان و بلوچستان که با وهابیون در ارتباط هستند، مجوز اقامت در ایران را نیز در اختیار دارند. تعداد طلبه‌های خارجی در مدارس دینی این استان نزدیک به 10 هزار نفر است و بیشتر از کشورهایی چون پاکستان و عربستان سعودی وارد این استان شده‌اند. در چند سال اخیر، وهابیون فعالیت‌های گسترده خود را متوجه ایران و به ویژه مناطق مرزی و سنی نشین کرده‌اند و با صرف هزینه های کلان، سعی در ایجاد تفرقه در بین شیعیان و اهل تسنن ساکن در این مناطق دارند و نیز تلاش می‌کنند با سوء استفاده از برخی کمبودها در مناطق فقیرنشین، جایگاه اجتماعی خود را ارتقا دهند".
يکی دیگر از اخبار کذبی که در این سایت‌ها آمده این است که نوارها و سی‌دی‌های علمای وهابی در تکفیر شیعه و کشتار شیعیان در خیابانهای زاهدان آزادانه به فروش می‌رسد. این اخبار بعد از آن به میان می‌آید که  اخیراً شبکه سوم با  پخش برخی مصاحبه‌ها با اشخاصی که به زعم خود مذهب اهل‌سنت را ترک کرده و به مذهب شیعه  گرویده‌اند، باعث اعتراضات و محکومیت شدید از سوی علما و مردم اهل‌سنت گردید.

چندین سال است که مدارس اهل‌سنت سيستان و بلوچستان تحت نظارت "شورای هماهنگی مدارس سيستان و بلوچستان" مشغول به فعالیت هستند و هیچ‌یک از فعالیتهای این مدارس بر مسئولین و عموم مردم استان پوشیده نیست.
مسئولین و مردم استان به خوبی بر این امر واقف‌اند که حتی یک طلبه از کشور عربستان یا پاکستان در مدارس اهل‌سنت سيستان و بلوچستان مشغول تحصیل نبوده، حتی که آمار کلی طلاب در مدارس وابسته به "شورای هماهنگی مدارس اهل‌سنت سيستان و بلوچستان" به سه هزار طلبه نمی‌رسد و در مدارسی که خارج از این شورا فعالیت می‌کنند این رقم از چند صد نفر تجاوز نمی‌کند.
لازم به ذکر است که طلاب خارجی در مدارس استان فقط از کشور افغانستان و تاجیکستان بوده که البته تعداد آنها بسیار اندک می‌باشند و بقیه طلاب همه از داخل کشور هستند. علت روی آوردن طلاب اندکی که از افغانستان و تاجيکستان به مدارس استان آمده‌اند، محرومیتی است که در این دو کشور وجود دارد.
حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان آمادگی کامل خود را جهت ارائه آمار دقیق و واقعی طلاب مدارس اهل‌سنت اعلام می‌دارد تا در اختیار کسانی که به دنبال حقیقت هستند، بگذارد.
برای چنین سایتها و خبرگزاریهایی مناسب نیست تا گزارشات مغرضانه و سودجويانه را بدون تحقیق منتشر نمایند و باعث تشویش اذهان، ناراحتی مسئولین و تشدید فشارها بر اهل‌سنت گردند.
 هدف از نشر این اکاذیب جز تشدید فشارها بر اهل‌سنت و خصوصاً مدارس آنها چيز ديگری نمی‌تواند باشد.

سنی آنلاین

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 22:13

رژیم ولایت فقیه ایران که در حال حاضر قالب یک رژیم رافضی را به خود گرفته است در طول انقلاب برای پیش برد اهداف شوم خود از سه عامل عمده ی  زر، زور و تزویر استفاده کرده و افراد زیادی را فریب داده ودردام های عنکبوتی خویش گرفتار ساخته است، این رژیم به ظاهر، ازیک طرف دم ازوحدت و یکپارچگی امت اسلامی می زند وبرطبل توخالی آن می کوبد و در این راستا جیره خواران زیادی راهم درکشورهای اسلامی و غیراسلامی پرورش داده و از آنان استفاده ی ابزاری می نماید و ازطرف دیگر، عاملان و کار گزاران این انقلاب خونبار، هیچ اعتقادی به باورها ومقدسات مذهبی و دینی مسلمانان ندارند و ازسرمایه های معنوی و اخلاقی کاملابی بهره اند و خودشان را تافته ای جدابافته از دیگران می پندارند و دین را وسیله ای برای سرکوب مردم به ویژه اهل سنت، قرارداده اند، اینان دارای یک سری ویژگیهای منحصربه فرداند که درنوع خود در سطح کل جهان مانند آن را نمی توان یافت، این خصوصیتها که به برخی ازآنها در زیر اشاره می شود درحقیقت ماهیت و چهره ی حقیقی سردمداران این نظام استبدادی را نمایانتر می سازد و دوگانگی رفتار و گفتار و تضاد در قول و عمل آنان را بر ملا می نماید.

ایران تنها کشور به ظاهر اسلامی است که در پایتخت آن- تهران -، اهل سنت با وجودی که بیش از پانصد هزار نفر سنی در آن زندگی می کنند، از حق داشتن مسجد، ممنوع و محروم هستند و ولایت سالاران اجازه ی ساختن آن را نمی دهند و سنی ها مجبوراند برای اقامه ی نمازهای جمعه و عیدین به سفارتهای پاکستان و سعودی مراجعه و در آنجا اقامه ی نماز نمایند و در ایام رمضان به صورت مخفیانه در منازل اجاره ای نماز تراویح را ادا کنند

تنها کشور اسلامی است که در صدا و سیما ی آن، اذان اهل سنت بگوش نمی رسد و اذان سنی از آنها پخش نمی گردد!؟

یران تنها جمهوری اسلامی است که اهل سنت از احراز پست های کلیدی کشور محروم اند و بنا به اصل 12 و سایر اصول تبعیض آمیز و تفرقه انداز قانون اساسی، سنی ها نمی توانند برای ریاست جمهوری، خودشان را کاندید نمایند و حقوق نامساوی و ناچیزی هم که در قانون اساسی برای اهل سنت ایران در نظر گرفته شده است، در عمل، به آنان داده نمی شود

گفتنی است که حدود یک سوم جمعبت ایران را اهل سنت تشکیل می دهند ولی با وجود آن، از حقوق شهروندی خویش محروم اند و تحت فشار شدید خود خواهان ولابت سالار قرار دارند و آشکاراحقوقشان پایمال می شود و  با طرق گوناگون و باترفندهای مختلف قلع و قمع می گردند.

در کشوری مثل آمریکا توهین به مذاهب و اعتقادات مردم جرم است ولی در جمهوری نام نهاد به ظاهر اسلامی ایران که سردمداران آن خودشان را پرچم دار وحدت میان مسلمانان قلمداد می کنند، توهین به اعتقادات اهل سنت و ظلم و ستم نسبت به آنان، جزو لاینفک و جدا نشدنی معتقدات مذهبی هیئت حاکمه است که پخش توهین های بی وقفه در رسانه های گروهی رژیم به ویژه در شبکه ی 3 سیما، بیانگر اعمال همه گونه ستم نسبت به اهل سنت است.

جمهوری نام نهاد ایران تنها کشوری است که توهین به رهبرخودکامه و منتصب آن، جرم است و محکوم به اعدامولی توهین به سه خلیفه ی مسلمانان جهان و ازواج مطهرات پیامبر خدا به ویژه بی بی عایشه ی صدیقه -رضی الله عنها- وسبّ و لعن صحابه ی رسول خدا- صلی الله علیه وسلم-، در این نظام فاشیستی صفوی منش ولایت مطلقه ی فقیه، رسمی است و یک وظیفه تلقی می گردد و رسما در منابر، تکایا و رسانه های گروهی رژیم به مقدسات مذهبی و الگوهای دینی و عقیدتی اهل سنت توهین و به آن دامن زده می شود که نشر سریال ها و پخش مجانی کتب افترا آمیز و توزیع دعاهای سراپا توهین نسبت به الگوهای دینی اهل سنت از جمله دعای " زیارت امام حسین-رضی الله عنه- در عاشورا " و برپایی مراسم جشن و سرور و مراسم کفرآمیز" تنجیس" بر سر قبر افسانه ای و موهوم ابولؤلؤ ملعون در کاشان و نامیدن او به "باباشجاع الدین" !؟ ، نموداری رسمی و علنی از ده ها نمونه از این دهن کجی ها  وجنایات علیه یک ملیارد مسلمان سنی مذهب است.

رژیم ولایت فقیه ایران ، تنها رژیمی  است که با سلاح دین ، دین و دینداران را می کوبد و تا به حال بیش از صد و پنجاه تن از رهبران دینی اهل سنت را در داخل و خارج از کشور ترور و اعدام کرده و ده ها مسجد اهل سنت از جمله مسجد جامع شیخ فیض مشهد را با خاک یکسان نموده است، این رژیم خون آشام که عاملان تروریست آن، به دروغ و ریا سنگ ملتهای تحت ستم را به سینه می زنند و ادعای برادری سنی و شیعی می نمایند و از حقوق یکسان آنان مزوّرانه سخن به میان می آورند، در طول انقلاب خونبارشان دست به اقداماتی زده اند که فاسدترین حکومت بیدین جهان نیز از آن شرم دارد؛ از یکسو بدترین تبعیضها، اجحافها و جنایات را نسبت به اهل سنت داخل کشور روا می دارند و برای علما، روشنفکران و جوانان سنی مذهب مزاحمتهای بی شماری ایجاد کرده و آنان را در تنگناها قرار داده اند و از تبلیغ ایشان به بهانه های واهی جلوگیری به عمل می آورند و از سوی دیگر، بخش عمده ی بودجه و امکانات متنوع مملکت را در کار تبلیغ تشیع و تحمیل زورآمیز و مزورانه ی این مذهب بر اهل سنت صرف و خرج می کنند، تنها مسئله به همین امر خاتمه نمی یابد، بلکه رهبر خودکامه و عقده مند حکومت رافضی ها، سیاست تغییر مذهب را در داخل و خارج از کشور دنبال می کند و بنا به دستور وی، دسته های تبلیغی به هر جا فرستاده می شوند و با صرف پول و تطمیع و نیرنگ و تزویر، برخی از نا آگاهان سنی را به تغییر مذهب وامیدارند و باکمال وقاحت اینگونه اقدامات تفرقه افکنانه را اصلاح امت می نامند!!؟

رژیم ایران تنها رژیمی است که رهبر خودکامه و متکبر آن یعنی خامنه ای  دچار خود بزرگ بینی و خود خواهی است و همه ی تلاشش براین است تا مخالفین سلطه ی مطلقه اش به خصوص اهل سنت را از سر راه بردارد، بدین منظور است که خودش را "ولیّ امر"مسلمین می نامد و مرکز جور و فساد خویش را "ام القرای" جهان اسلام قلمداد می کند!!؟ این رهبر سرا پا مغرور که رؤیای سلطه بر جهان اسلام را در سر می پروراند هرگز قصد وحدت و تفاهم میان سنی و شیعی را ندارد، علایم این نیت با بیان عباراتی صریح و اعمال " برنامه ی پنجاه ساله ی شیعی گردانیدن سراسر ایران و از بین بردن پیروان سنت" ظاهر و نمایان می باشد و برنامه های صفوی مآبانه ی جریحه دارساختن احساسات و تحریک جنگ مذهبی و روا داشتن این همه ظلم و جنایت نسبت به اهل سنت در همین راستا صورت می گیرد.  

سایت حزب الفرقان اهلسنت ایران

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 22:8

پس از گذشت 10 روز از دستگیری دوتن از علمای برجسته اهل سنت در شهرستان جوانرود توسط حکومت، هنوز اطلاعی از وضعیت آنان در دست نیست! در حالی که براساس قانون کسی که مورد اتهام قرار می گیرد بایستی پس از چند روز با حضور وکیل و اطلاع خانواده در دادگاه صالحه اتهام وی مورد بررسی قرارگرفته و به صورت علنی محاکمه گردد. اما اکنون بیش از سپری شدن 10 روز نه تنها در این مورد قانون اعمال نگردیده بلکه به صورت فراقانونی کماکان به بازداشت مخفی آنها ادامه داده می شود و هنوز محل نگهداری آنان نامعلوم و به صورت رسمی مشخص نیست که بازداشت شدگان به چه اتهامی دستگیر شده اند؟!؟فعالیت و رایزنی مردم جوانرود و علمای منطقه از ساعات اولیه بازداشت آغاز گردیده ولی تا به حال نتیجه قطعی نداده است.پس از ورود مأموران در ساعات غیر اداری و غیر معمول به منازل آن دو عالم؛ با ممانعت افراد خانواده مواجه می شوند.فرزندان ماموستا سید حسین حسینی به محض مشاهده ورود بدون اجازه و یواشکی (!؟!)مأموران حکومت، بلافاصله از ورود آنان جلوگیری به عمل آورده و مانع ورود آنان به حریم شخصی و خانوادگی خویش می گردند،گرچه با مداخله و وساطت ماموستا حسین حسینی از درگیری و برخوردجلوگیری می شود ولی به هرحال  این  اقدام شجاعانه خانواده ماموستا حسینی در قبال اقدام غیردینی ـ هم از دیدگاه اسلام بنا به نص صریح قرآن که می فرماید:«یا أیّها الذین امنوا لا تدخلوا بُیُوتاً  غیر بُیُوتِکُم حتّی تستأنسوا وتُسلّموا علی أهلها...» و هم به لحاظ قانون که ورود بدون اجازه به حریم شخصی و خصوصی افراد ممنوع است ـ، امری است پسندیده و درخور تقدیر، ولی از این منظر که مجریان قانون نظام اسلامی، نظامی که سنگ ام القرای جهان اسلام را به سینه می زند چرا این اندازه از اسلام و قانون اساسی مملکت بی خبرند و یا باخبرند و آن را زیرپا می گذارند مقداری جالب توجه است! البته داستان تنها بدینجا ختم نمی شود ـ علی الظاهر، جرمی که ماموستایان بازداشت شده اهل سنت مرتکب شده اند(!) و احتمال می رود بابت آن محاکمه شوند برگزاری نماز جمعه در یک مسجد موقوفه ای در حاشیه شهر جوانرود است. مبرهن است در هر محکمه یکی از شروط صلاحیّت قاضی، آگاهی و تسلط بر علم قضاست مخصوصاً در مورد موضوع مورد قضاوت. در رایزنی های اطرافیان با دادگاه ویژه روحانیت ابتدا موضوع دستگیری و بازداشت را حاشا کرده و سپس گفته اند: چون نماز جمعه برگزار کرده اند بازداشت شده اند، به آنان گفته شده که مگر اقامه نماز جمعه در ام القرای اسلامی جرم است؟ در حالی که در مسجد الأقصای تحت اشغال یهود این موضوع جرم نبوده است.راستی مجریان قانون در کشور ما چرا آن اندازه با احساسات مذهبی مردم بازی می کنند، و آشکارا و در روز روشن قانون مملکت را زیر پاگذاشته و بدان پشت می کنند؟ مگر همین قانون به آنان قدرت واختیار نبخشیده؟ مگر به واسطه همین قانون نیست که آنان خواص جامعه گشته اند؟ مگر قانون اساسی نیست که می گوید پیروان مذاهب اسلامی اعم از شافعی و حنفی و ... آزادند تا در مناطق خویش بر اساس مذهب خود عمل نمایند؟ پس چگونه است که افراد غیر سنی در مناطق سنی نشین اراده خود را بر آنان تحمیل می کنند و برای آنان قانون و جرم و دادگاه و غیره تعیین می نمایند؟! راستی تا کی نمی خواهند حقیقت دین وحقوق بندگان خدا را بپذیرند؟ددمنشی بیش از 30 سال رژیم بعث با مسلمانان و مردم عراق به کجا کشید و بازنده میدان بالأخره چه کسانی بودند؟ بیش از نیم قرن جنایت و توحش اشغالگران قدس علیه مسلمانان فلسطین آیا توانست   آنان را از شرکت در نماز و دیگر شعائر اسلامی منصرف سازد؟ماموستایان دستگیر شده به لحاظ زهد و تقوا، شجاعت و ایثار شهره خاص و عامند، و این موضوعی است که حتی دشمنان آنان قادر به انکار آن نیستند. و در طول سالهای طولانی منشاء خدمات و مجاهدتهای ارزنده ای برای مسلمانان منطقه بوده اند. مردم جوانرود هم با اقتدا به ائمه خویش قطعاً از برگزاری شعائر دینی خویش صرف نظر نخواهند کرد ومصمم تر از گذشته حقوق مسلم و تضییع شده خود را مطالبه می نمایند و هیچگاه چنین برخوردهای ناسنجیده و غیر قانونی و غیراسلامی اراده آنان را سست نخواهد کرد.جمعه گذشته و در واقع اولین جمعه ای که آن دو امام جمعه مسجد پمپ بنزین  جوانرود ـ ثلاث باباجانی غایب بودند مردم با حضور جدی تر و مصمم تر نشان دادند هیچگاه حاضر نخواهند بود ارزشهای دینی خویش را به خاطر هیچ ملاحظه ای نادیده بنگارند. و علیرغم بستن درب مسجد، در زمینهای اطراف با حضوری چشمگیرتر نماز جمعه را اقامه نمودند.امید است مسئولان حکومتی به خود آمده و این خصلت نامشروع و خودخواهانه را در خود بمیرانند و هیچگاه چنان انتظاری نداشته باشند که مردم اهل سنت جهت ادای فرایض دینی خویش از آنان اجازه بگیرند. عبادات تکلیفی است الهی و تنها «اله» و آفریننده انسان لیاقت و شایستگی آن را دارد که از او کسب اجازه شود و او نیز این اجازه را به بندگان خویش عنایت فرموده؛ و اگر کسانی باشند که توقع داشته باشند مسلمانان بابت ادای فرایض الهی و ایمان و اسلام خویش از آنان کسب اجازه کنند باید بدانند این خصلت ناپسند و طاغوتی است. این همان خو و خصلت مردود فرعون بود که به ساحران ایمان آورده به موسی می گفت: «ءامنتم قبل أن ءاذن لکم...»؟! آیا ایمان آوردید قبل از این که من به شما اجازه بدهم...  فاعتبروا یا اولی الأبصار

نقل از اسلام کورد

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 19:23

به نام خدا

جایگاه اهل سنت در ایران

متن سخنرانی محمود براهویی نژاد در مراسم نماز عید فطر زاهدان

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، جامعه اهل سنت ایران که پس از سیطره استبداد صفوی ، از ظلم و ستم
بیشمار حکومتهای زمان در این کشور رنج برده بودند ، به امید روزهای بهتر در پناه یک حکومت دینی و داعیه دار اسلام
متحد ، با این انقلاب همراه شدند . رهبران اهل سنت ایران از نقاط مختلف 10 روز قبل از پیروزی انقلاب  و در بدو ورود امام خمینی به کشور ، پیام تبریکی را برای ایشان ارسال کرده واز انقلاب اسلامی ایران اعلام حمایت کردند.
شادروان مولانا عبدالعزیز و شهید احمد مفتی زاده تلاش بسیار کردند تا جامعه اهل سنت را با انقلاب اسلامی همراه و همگام کنند تا مگر در سایه نظامی اسلامی به حقوق مشروع و اساسی خود دست یابند.
بر این اساس ، آنان در تدوین قانون اساسی کشور که آن را متکی بر آزادی جمهور خوانده و مردم ایران به جمهوری و اسلامی بودن آن رای آری داده بودند ، مشارکت جستند، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد رسمی کردن مذهب شیعه بجای دین اسلام و تاکید بر عدم تغییر این اصل بود.
اعتراضات گسترده ی جامعه ی اهل سنت که به گواهی روزنامه اطلاعات سال 58 یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می دادند ، مخالفت شدید مولانا عبدالعزیز و یارانش و حتی وعده‌ی امام خمینی در پاسخ به این اعتراضات مبنی بر افزودن متممی به این اصل برای جلب رضایت سنی مذهبان ایران ، کارگر نیفتاد و جناح تند رو و افراطی مذهبی همچنان بر تصمیم خود پای فشرد و آن را به کرسی نشاند.
با این همه جامعه اهل سنت بدلیل پرهیز از تنش و اختلاف،در نهایت پذیرفتند که به امید اصلاح چنین اشتباهاتی در آینده و اجرای دیگر اصول قانون اساسی که بر حقوق مشروعشان تاکید ورزیده است ، در جهت سازندگی و حفظ امنیت کشور بکوشند.
بند 9 اصل سوم قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف کرده است تا نسبت به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه ، در تمام زمینه های مادی و معنوی بکوشد.
اما آنچه در عمل اتفاق افتاده است گسترش این تبعیضات ناروا و ایجاد و توزیع نا عادلانه امکانات در مناطق سنی نشین در همه ابعاد است . تا  آنجایی که 29 سال پس از پیروزی انقلاب استان های سیستان و بلوچستان ،کردستان و هرمز گان و دیگر مناطق سنی نشین کشور در آمارهای رسمی جزو فقیر ترین و محرومترین استان های ایران قرار دارند، نرخ رشد بیکاری در این استان ها همچنان سیر صعودی دارد ، به طور مثال در آمار های سال 81 از کل جمعیت استان سیستان و بلوچستان  1/11 در صد بیکار بوده اند، این آمار در سال 86 به9/21درصد رسیده است و البته این آمار های رسمی با توجه به مشاغل کاذب و ارایه آمارها و گزارش های غلط ، واقعی نیست و نرخ واقعی بیکاری در استان بمراتب بیش از این است . از نظر شاخصه سواد این استان ها در  گزارش های رسمی بیسواد ترین و کم سواد ترین استان ها معرفی شده اند .
تبعیض در استخدام ها و مدیریت ها در مناطق سنی نشین چنان فاحش و آشکار است که در کل کشور نمی توان حتی یک استاندار و یا مقام عالی رتبه سنی را یافت . بیشتر نیرو های سنی مذهب در گزینش های ادارات و استخدام ها و حتی در عرصه های انتخابی فعالیت های اجتماعی و سیاسی رد صلاحیت می شوند و حضور نیروهای اهل سنت در مراکز تصمیم گیری در حد صفر است.
اصل 9 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ضمن تاکید بر آزادی، استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی کشور میگوید :"هیچ مقامی حق ندارد به نام استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را ، هر چند با وضع قوانین و مقررات ، سلب کند." اما  در بسیاری موارد آزادی فعالیت های مذهبی از اهل سنت سلب گردیده و جماعت های تبلیغی و مبلغان اعزامی اهل سنت که بر پایه مشترکات دینی و وحدت اسلامی به ارشاد مردم می‌پردازند ، در استان های مختلف مورد اذ یت و آزار قرار گرفته اند ،در حالیکه به گزارش دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم سالانه بیش از 9 هزار مبلغ از سوی این حوزه به سراسر کشور و بویژه مناطق سنی‌نشین اعزام شده و آزادانه فعالیت می‌کنند.همین دفتر آمار تعداد مبلغان مذهبی اعزامی شیعه را در کل کشور از سوی سازمانها و ارگانهای مشابه بیش از 50 هزار نفر ذکر کرده است. در برخی نقاط از جمله تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران که ام القرآی جهان اسلام اسلام خوانده می شد از ساخت مساجد جلو گیری شده و حتی مدرسه پاکستانیها که مردم اهل سنت تهران به علت نداشتن مسجد بیش از 30 سال نمازهای جمعه خود را در آنجا برگزار می‌کردند تعطیل شده و مردم تهران نماز جمعه را در خانه‌های خود و با هراس از برخوردهای حکومتی برگزار می‌کنند و اصل 9 قانون اساسی در جاهای مختلف  نقض شده است . بر خلاف تصریح اصل 9 قانون اساسی بخشنامه ها و قوانین بسیاری برای سلب آزادی ها ی مشروع مردم وضع گردیده و مورد اجرا قرار گرفته است.
در اصل 12 قانون اساسی علیرغم تصریح بر رسمی بودن مذهب جعفری اثنی عشری که در ابتدا به آن اشاره شد چنین می خوانیم :  «مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی ، شافعی ،مالکی ، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی ،طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج،طلاق ، ارشاد و وصیت)  و دعاوی مربوط به آن در داد گاهها ،رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات محلی در حدود اختیارات شورا ها بر طبق آن مذهب خواهد بود ، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب .»
پرسش اینجاست که آیا پخش و انتشار دهها فیلم و صد ها کتاب و مقاله و... در صدا و سیما و مطبوعات مورد حمایت و زیر نظر دولت علیه مقدسات اهل سنت ، برگزاری میز گردهای اختلاف برانگیز علیه اهل سنت و حضور امثال تیجا نی در این برنامه ها حتی در ماه مبارک رمضان ، احترام به اهل سنت است ؟ آیا این حرکت ها و اقدامات در تریبون های رسمی و عمومی نظام ، همان چیزی نیست که مسؤلان عالی نظام و رهبری از آن بعنوان خط تفرقه آمریکا و اسراییل یاد میکنند؟ چگونه این خط تفرقه تا عمق رسانه ملی نفوذ کرده و چرا هیچ بر خوردی با آن صورت نمی گیرد و چرا رسانه به اصطلاح ملی ضمن انتقاد از نفاق افکنی های دشمنان ، خود مجری ایده های اختلاف افکنانه آنان شده است ؟ در کدام منطقه سنی نشین ایران رسمیت داد گاه ها در دست اهل سنت است ؟ وکدام مقررات محلی در حدود اختیارات شورا ها بر طبق مذاهب اهل سنت در مناطق آنان تدوین شده است ؟
اصل 15 قانون اساسی کشور تصریح می کند: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است .اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است."
این در حالیست که نه تنها در هیچ یک از مدارس کشور ادبیات زبانهای محلی و قومی تدریس نمی‌شود بلکه انتشار نشریات و کتابها به زبانهای محلی و قومی با محدودیتهای خاصی روبرو هستند.
تا آنجا که در مورد زبان بلوچی می‌توان گفت کشورهای دیگر از جمله پاکستان ، برخی کشورهای حوزه اسکاندیناوی و ... تولیت احیا و حفظ این زبان را در مدارس و دانشگاههای خود بر عهده گرفته‌اند ، زبان بلوچی مطمئنا یکی از زبانهای اصیل ایرانی است که واژگان مشترک آن با زبان پهلوی یا فارسی باستان از هر زبان دیگری بیشتر است و حفظ آن به معنای حفظ تمدن و میراث کهن این کشور است.
اصل 19 قانون اساسی بر برابری قومی تاکید می‌کند و می‌گوید : " مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود."
اینک چگونه است که در مناطق قومیت نشین ایران که عمدتا سنی مذهب هستند ، اقوام اکثریت از کمترین حقوق و امتیاز برخوردارند. بسیاری از معلمان اعزامی به مناطق جنوبی بلوچستان ، غیر بلوچ هستند ، در حالیکه نیروی واجد شرایط بلوچ در این بخش به حد کافی وجود دارد. از بیش از 400 عضو هیات علمی دانشگاههای استان کمتر از 20 نفر بلوچ هستند ، در کل استان کمتر از 10 نفر مدیرکل و مسئول عالیرتبه بلوچ و سنی وجود دارد و با اینهمه کمترین صدای حق‌خواهی که از سوی این جامعه بلند می‌شود به سهم‌خواهی تعبیر شده و حق‌خواهان با انگهای وهابی و اشرار  و ... روبرو می‌شوند تا موقعیت اقلیتی که به ناحق و بر اساس معیارهای برتری طلبی قومی و مذهبی قدرت را در این مناطق به دست گرفته‌اند خدشه‌دار نشود.
اصل 23 قانون اساسی می‌گوید : " تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد ."
اصل 37 این قانون تصریح می‌کند : " اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات گردد."
و اصل 41 می‌گوید :" تابعیت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی و دولت نمی‌تواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند ، مگر به درخواست خود او و یا در صورتی که به تابعیت کشور دیگری درآید."
تک تک این اصول بر حقوق مسلم و اساسی ملت ایران و اقوام و مذاهب تاکید دارند و متاسفانه خلاف آن در بسیاری از موارد اجرامی شود بدون اثبات جرم افراد مجرم معرفی می شوند وشناسنامه بسیاری از ایرانیان بلوچ به بهانه های اندک توقیف می گردد و ... اینها نمونه ای اندک از نقض آشکار قانون اساسی در کشور است.
اینک جامعه اهل سنت پس از 29 سال حضور فعال و یکطرفه در صحنه های مختلف نظام انتظار دارند که
 1ـ موانع وحدت اسلامی و همبستگی ملی در قانون اساسی و دیگر قوانین کشور بر طرف گردد و صدا و سیما رسما بخاطر پخش فیلمها و برنامه‌های اهانت‌آمیز علیه اهل سنت از مردم ایران و جهان اسلام عذرخواهی کند.
2- اصول مترقی قانون اساسی که اساس خقوق مسلم و آزادیهای اساسی مردم بنا نهاده شده است بطور کامل اجرا گردد.
3- با خاطیان از اجرای قانون اساسی که از هر دشمن خارجی بیشتر به نظام ضربه زده و می‌زنند بطور جدی برخورد شود و نتیجه این برخوردها به مردم اطلاع داده شود.  
4- کلیه تبعیضات ناروا بر طرف شده و کلیه امکانات بصورت عادلانه در مناطق سنی نشین توزیع گردد.
5- جامعه اهل سنت همواره پشتیبان مرزها و حیثیت این مرز و بوم بوده اند و در این شرایط حساس تاریخی که دشمنان ایران از هر سو منافع ما را تهدید می کنند ، نیز هرگز  تن به خیانت نداده اند . ما معتقدیم اهل سنت با خویشتتنداری و صبر و شکیبایی و حضور فعال و صاذقانه خود در صحنه های مختلف نظام پشتیبان واقعی نظام هستند و دشمنان و ضد انقلاب واقعی کسانی هستند که با بی توجهی به قانون اساسی و حقوق مشروع این جامعه و با سوء استفاده از ابزارهای رسانه و قدرت در جهت ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی و حذف بخش بزرگی از ملت ایران از حضور در صحنه های مدیریتی ، به نارضایتی و اختلاف دامن می زنند تا پایه های نظام اسلامی را سست کرده و در شرایطی که دشمنان از هجوم خارجی مایوس شده اند کشور را از داخل به نابودی بکشانند .بدیهی است تدابیر مسؤلان عالی و قوه عاقله نظام می تواند از یک فاجعه بزرگ جلوگیری کند.
هیچ قدرتی بهتر از مردم و مرزداران این کشور نمی تواند در برابر هجوم دشمنان ،کشور را پاسداری کند.
در پایان ضمن تبریک عید سعید فطر یاد شهدای اهل سنت ایران را که در مسیر حق‌خواهی و عدالت‌طلبی جان باخته‌اند گرامی می‌داریم. راهشان پاینده و روانشان شاد
باد

به نقل از وبلاگ تفتان

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 23:49

رژیم جمهوری اسلامی  که  فریاد  وحدتش گوش جهانیان را کر نموده  و همیشه آمریکا و انگلیس را مسبب تفرقه بین مسلمین معرفی می کند و امسال را نیز مثلا  بنام سال" اتحاد ملی" و" انسجام اسلامی" نامگزاری نموده, یک بار دیگر در اقدامی کاملا تفرقه آمیز در "شبکه سوم سیما" در برنامه ای تحت عنوان "ماه عسل"که در غروب  سه شنبه  10 مهر 1386 پخش شد, با پخش سخنان  شخصی بنام "تيجاني"(صاحب عکس)که خود را دانشجوی علم حدیث و امام جمعه  سابق اهل سنت یکی از مساجد یمن ( که از تکلم روانش به زبان فارسی معلوم ميشد که مدت زیادی در ایران سکونت داشته ) معرفی کرد,که دست از کفر(سنی بودن) و دشنام دادن به حضرت علی برداشته و شیعه شده !

وی با این سخنان سعی داشت به مخاطبین بقبولاند که اهل سنت به حضرت علی  ناسزا می گویند  و این در حالیست که همگان می دانند اهل سنت چه احترامی برای خلیفه چهارم حضرت علی قائلند.

  آقاي تيجاني که خود را سنی شافعی (بعدا نیز گفت وهابی(!) تا بنوعی بیننده  این دوعقیده و مذهب را مترادف هم  تصور کند ) معرفی کرد,با توهین آشکار به مقدسات اهل سنت احساسات مذهبی بیش از بیست میلیون سنی ایرانی را  جریحه دار کرد.

ايشان در اظهاراتش با یادآوری "حدیثی" با عنوان" دوات وقلم " ابراز داشت که "خلیفه دوم" نگذاشت که پیامبر آخرین وصیت خود را مکتوب کند و همين باعث انحراف در اسلام گردیده ! او همچنین افزود: "خلفا  همچون بچه های کوچکی  بوده اند که اهل سنت آنها را علم و خیلی بزرگ نموده اند"-

  تيجاني با یادآوری نمودن اینکه به این نتیجه رسیده است که  امام شافعی در واقع شیعه بوده (!) افزود : "تمام نماز ها و روزه هایی که در زمان سنی بودنم خوانده ام بیهوده بوده و قبول نشده".

 او در ادامه سخنانش همچنين  ابراز داشت:   امام علی از من خواست که شیعه  بشوم  وگرنه  من به عمویم گفته ام  دست از  وهابی (سنی) بودن بردار ! اما او در همان حال ماند و اخیرا  با خبر شدم که مرده است!..... درهمین حین  مجری برنامه نیز با قطع سخان آقاي تيجاني با تبسمی  گفت: در آن دنیا  هم حتما حسابش را  می رسند 

مجری در ادامه  افزود : حالا صحبت شما با آنهایی که مثل شما این همه حدیث  نخوانده اند  و به حضرت علی دشنام می دهند چیست,تا از این بیچارگی دنیا و جهنم نجات پیدا کنند  ؟ تيجاني در جواب نیز ضمن "یاد آوری" سخنانی بي پايه واساس  که در اینجا بیش از این مجال  توضیح و یاد آوری آنان نیست  لحظه به لحظه بر دامنه  توهین به مذهب اهل سنت افزود .

پس از پخش این برنامه تفرقه آمیز همانگونه که  تصور می شد  شاهد موجی از اعتراضات از طرف جامعه اهل سنت بودیم. بطوریکه مولانا عبدالحمید,امام جمعه زاهدان در آخرین  نماز جمعه  ماه رمضان  ضمن یاد آوری از "سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی"سخنان "نسنجیده و  تفرقه افکنامه" تيجاني را محکوم و از صدا و سیما خواست که دست از اینگونه  اقدامات بردارد و همچنین گفت که : از بسیاری جاها  تماس های گرفته شده و خواهان اعتراض اهل سنت به پخش اين برنامه توهین آمیز اخیر شده اند . 

 صدا و سیمای جمهوری اسلامی چندي پيش دو بار,بار اول با پخش سريال" امام علی " (که در آن به خلیفه دوم و سوم - "طلحه"-" زبیر"-" معاویه"  و بسیاری از بزرگان وصحابه توهین شد ) و بار دوم با پخش سریال "پروانه ها می نویسند" ( که در این برنامه نیز در دادگاهی خیالی خلفا و صحابه را  مورد  سوال و سرزنش قرار می دادند )  بطور آشکار دست به چنین اقدامات توهین آمیزي زده بود. 

   صدا و سیما با پخش این برنامه ماهیت سنی ستیزی جمهوری اسلامی را بر همگان دوباره آشکار ساخت و وحدت شعاری مسئولان را زیر سوال برد .

گزارشي از "س.س" گزارشگر راديو بلوچي اف ام

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 23:45

حضرت شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش دوم سخنانشان در روز جمعه از عملکرد شبکه سوم صدا و سيما در خصوص مصاحبه با فردی که اعلام داشته است قبلا سنی بوده و در حال حاضر شیعه شده است، به شدت انتقاد کردند

 ايشان فرمودند:
«شبکه سوم سيما با فردی مصاحبه ای انجام داده است که ادعا کرده قبلا سنی بوده و در حال حاضر شيعه شده است. اين فرد ادعا کرده که قبلا نسبت به حضرت علی کينه و بغض و عداوت داشته و در حال حاضر خود را بر بالای مناره ای مرتفع و ديگران را در زير می بيند! اين شخص الفاظ نامناسب ديگری را نيز بر زبان رانده است. در ادامه مجری اين برنامه خطاب به اين شخص می گويد: شما قبلا دشمن ما بوديد و حالا دوست ما هستيد!».

حضرت شيخ الاسلام افزودند:
«اين شخص هيچ گاه سنی نبوده بلکه من شنيده ام اين فرد از برادران تشیع یمنی بوده است. پخش اينگونه برنامه های ساختگی و جعلی از سوی برخی از فيلمسازان که افراد شايسته ای نيستند، در کانالهای ملی که مختص فرقه و مذهبی خاص نيست، بلکه مال تمام مردم اين کشور است، چه سنی باشند و يا شيعه، آن هم در مملکتی که در اين سال از سوی رهبر انقلاب به عنوان سال اتحاد و انسجام اسلامی عنوان شده است و مجمع تقريب مذاهب به هدف وحدت و انسجام فرق اسلامی در آن قرار دارد،  بسيار ناپسند و نابجا است».

ايشان در ادامه سخنانشان  خواستار پيگيری اين مسئله از سوی مسئولين امر شدند و فرمودند:
«بعد از پخش اين برنامه مردم از سراسر ايران با ما تماس گرفتند وانزجار و اعتراض خود را نسبت به اين برنامه ابراز داشتند؛ بنابراين ما از مسئولين امر تقاضا داريم اين مسئله را پيگيری کرده و جلوی چنين افرادی را که باعث خدشه دار شدن وحدت ما می شوند، بگيرند و با آنان برخورد کنند. نبايد به هر بچه نادانی اجازه داده شود  تا اعتقادات يک ملت را بازيچه خود قرار دهد و باعث جريحه دارشدن قلبهای آنان گردد».

ايشان در ادامه سخنانشان در مورد اظهارات اين شخص فرمودند:
«من در اين جا اين مطلب را اعلام می دارم که اهل سنت بالاتفاق از دوستداران حضرت علی رضی الله عنه هستند و هرکس که نسبت به حضرت علی، اهل بيت ايشان، حضرت حسين، حضرت حسن، و حضرت فاطمه رضی الله عنهم محبت نداشته باشد صد در صد او سنی نيست. سنی به کسی می گويند که خلفای راشدين و فرزندان آن حضرت صلی الله عليه و سلم، ازواج مطهرات و همه مهاجرين و انصار رضی الله عنهم را دوست داشته باشد».

سنی آنلاین

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
جمعه ششم مهر 1386 ساعت 3:56

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در آستانة آغاز سال تحصیلی جدید، موسم خوش علم و فرزانگی را بهانه گرفته، اندکی با فرزندان وجوانان خویش راز دل می‌گشاییم اگرچه درد و رنج ما ورای حد تقریر است.

نخست این بهار پاییز ناشده را به همة اساتید، معلمان، دانشجویان، دانش‌آموزان و کلیه دست اندرکاران مدارس و دانشگاه تبریک و تهنیت عرض می‌نماییم باشد که این بهار ثمرش به بارنشسته  و بوی خوش آزادی و رهایی را در آسمان سرزمینمان برافشاند.

مدارس و دانشگاه به عنوان برترین و مهم‌ترین کانون فرهنگی و فرهنگ ‌سازی همواره مورد توجه و عنایت خاص بوده تا جایی که جامعه‌شناسان رشد همه‌ جانبه اجتماع را به رشد و بالندگی آنان منوط کرده‌اند.

تاریخ کشور ما نیز علم ‌اندوزی و دانش‌ جویی را چنان با قلم احساس و سرور به ثبت رسانیده  است که خوانندة آن عطش علم و دانش را بر وجودش احساس کرده  و لزوماً وظیفة رفع آن را به اراده و انگیزة به وجود آمده خواهد نهاد.

اما چه تدبیر کنیم که نامحرمان، اختاپوس‌وار بر تن و جان این اماکن دام انداخته و ناسپاسانه کرامت و قداستش را به یغما برده‌اند.... تورق کتاب قطور تاریخ  سه‌ دهه اخیر جز سیاهی نمی‌زند و رنگ دیگری را بر چشمان جستجوگر نمایان نخواهد کرد.

مبرهن و واضح است که سودای عدالت  و برابری عقاید و قومیت‌های مختلف را به خیزش واداشت  و غایت تلاش خود را بر کف نهاده به میدان مبارزه آوردند، اما نا‌ اهلان با آرایش خصمانه در مقابل مردم آزادی طلب، عرصه را بر حضورشان  تنگ آوردند.  

حاکمیت یک دست بر تمام ابعاد اجتماعی تأثیر خود را گذاشت و میدان تعلیم و تربیت را اولین عرصة تاخت و تاز خزعبلات و خرافاتش قرار داد.

در همان آغاز نهایت تنگ نظری نظام استبدادی بر شیوه تدریس و مواد درسی  دانشگاهها و مدارس  آشکار گشت که تزریق و تحمیل نیروهای سرسپرده و حذف و تصفیة کارآزمودگان عرصة تعلیم و تربیت از بارزترین نشانه‌های آن بود.

در طول بیست و هشت سال هویت زدایی  و تحمیل فرهنگ  موهومات از اهم برنامة های فرهنگی رژیم بوده است که قطعا دانشگاه و مدرسه بهترین و اولین پایگاه تحقق این هدف شوم قرار گرفته است .

بسیاری از ناقدان و مخالفان حکومت با قضاوتی غیر منصفانه و البته در شرایطی کینه‌توزانه با مشاهدة چنین وضعیتی سنگ اتهام  را به سوی دین و اسلام نشانه رفتند!  و با برافروختن حس میهنی و حتی نژادی روی تند خود را به اسلام نشان دادند! که به یقین این بیراهه‌ای بود که رژیم آنان را برآن مسیر هدایت کرد.

برخلاف تصور آنان آنچه در مدارس و دانشگاههای ما به عنوان مواد درسی دینی و بینشی تدریس می‌شوند نه تنها هیچ سنخیتی با دین اسلام نداشته بلکه خود ضربه‌ای کاری  بر آن بوده است.

مکانیزم غلط و استعداد کش تعلیم و تربیت رژیم جز اهداف و مقاصد ناروای استعماری و استبدادی  نظام چیز دیگری را دنبال نمی‌کند.

آموزشها و برنامه‌های پرورشی  بر تخمیر ذهنی نوآموزان و دانشجویان تمرکز یافته است تا بلکه رنگ و لعاب مصنوعی قداست نظام مرتجعشان رنگین‌ و پایه‌های لرزان بنیان حکومتشان بیشتر قوام یابد.

گذشته از فضا و جو ناسالم و نا امن تعلیم، کهنگی و ضعف  مواد درسی علمی ، به کم اقبالی  و بی‌تفاوتی فرزندان ایران زمین رشد و آهنگی  صعودی داده است.

کمبود امکانات تعلیمی و وسایل و فضای تربیتی به طور چشمگیری بر  بازدهی  و سودمندی  فضاهای آموزشی  تأثیر منفی‌ گذاشته و نتیجتأً بر دورنمای رشد علمی کشور پردة ابهام و تیرگی کشیده است.

رابطة دور دانش و صنعت وشکاف ایجاد شده بین تئوری و عمل علاوه بر رکود اقتصادی ، سبب شده که ابتکار و انگیزه  نیز از جامعه علمی کشور تا حد قابل توجهی  رخت بر بندد.

عدم هدفمندی آموزش در راستای پیشرفت همه جانبه کشور و هم‌چنین ابهام در آیندة آموخته‌شدگان از دیگر مشکلات عدیده نطام ‌های آموزشی کشور می‌باشد. 

گرچه بر شمردن تک تک مشکلات  از طاقت این مقال خارج است اما می‌توان غالب آنها را معلول   سه هدف اساسی  که از سوی رژیم پی‌گیری می‌شود دانست:

 

1-   استفاده ابزاری و استعماری رژیم از نطام‌های آموزشی

 

به منظور تداوم  نظام و ساختار خرافی آن.

 

2-   هویت زدایی ؛ به حاشیه کشاندن  دیگر عقاید و

 

فرهنگها ( که خود به خود قومیتها را نیز در بر می‌گیرد)  و

 

تحمیل اجباری  یک عقیده و یک فرهنگ خاص .

 

3-   جلوگیری از رشد فکری و سیاسی این گونه فضاها به

 

منظور جلوگیری از هر گونه بیداری وخیزش مردمی

   

عزیزان:

 

پدران و مادران شما  دست بر دست ندامت گذشته و از اینکه ایرانی  آباد تحویل فرزندانشان نداده‌اند رخسارشان را درعرق عذر و شرمندگی فرود آورده‌اند.

آرزو دارند که شما بار دیگر آتش مبارزه را روشن کرده و ظلمت نشینان را به سوی نور و روشنایی هدایتگر باشید....امیدشان را بر سنگ سخت نینداخته ، مأیوس نگردانید.

قدوم  مستحکم  و اراده‌های بی‌نظیر شما می‌تواند چاره از کار ما بگشاید و لباس امید و هم‌‌بستگی را برتن مأیوس و ناپیوسته  ملت ایران بپوشاند.

پس  لطافت  انگیزه‌های خود را پولادین کرده  و باب مبارزه  را بر جامد اندیشان  برگشایید...

 

اما مبارزه شما چیست؟

عصر ما عصر علم و تکنولوژی نام گرفته و به طور طبیعی هرملتی که از این نعمت بی‌بهره باشد وجود وی در جامعه جهانی ملموس نخواهد بود و به طور کلی  در هر حالت حکومتی  مستعمره و استثمار شده است.

اگر خواهان  سرزمینی  مستقل بدون هیچ وابستگی بیگانه هستیم  به ناچار بایستی تولید علم داشته باشیم و این میسر نخواهد بود مگرآنکه شما فرزندان ملت اراده کرده باشید.

 

آری ...دشمن می‌تواند جسم  و دنیای ما را در چنگ گیرد اما در برابر اراده‌های استوار کاری از پیش نمی‌برد...پتک اراده و عزم  هرگونه سنگ سخت و مشکلی را در خواهم شکست.

یقیناً شرایط داخل کشور نیز همین رویه را می‌طلبد، اوضاع نابه‌سامان کشور بیش از آنکه به چاشنی احساسات نیاز داشته باشد، بیش از آنکه با یک انقلاب کنترل ناشده  دگرگون یابد قطعاً محتاج یک بازنگری و اصلاح اساسی در تمام ابعاد اجتماعی است و کلید تغییر و اصلاح در دستان شما دانش‌آموزان دانشجویان و به طور کلی قشر فرهنگی جامعه می‌باشد.

پس ای آینده‌ سازان...چشمان خسته   پدارن و مادران شما درمنتهای ناامیدی، به قدمهای شما دوخته شده  ، به قلم شما امید بسته است، توان علمی و پیشرفت درسی شما می‌تواند بسیاری از کمبودها و ضعف‌های مملکت را جبران کند .

قطعاً میوة مبارزاتی که بر شانه‌های شما به مقصد رسد  دوامش به دوام زمان و روزگار گره می‌خورد، روی خود را بسوی اهداف گرانبها دقیق‌تر کرده بر قدم عزم، راه فتح  و پیروزی را آغاز نمایید.

در پایان بر آستان پروردگارمان سجدة عجز و عذر می‌نهیم و او را به یاری و سربلندی ملتمان ندا در می‌دهیم  که هیچ  یاریگر و عزت‌دهندة  غیر او نیست.

 

والّسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

 

شورای مرکزی جامعه اهل سنت ایران

 

1/7/1386

نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 23:48

هنگامي‌كه آقاي خامنه اي به مداحان اهل بيت توصيه مي‌كند كه صحابه و امهات‌المؤمنين را سب و لعن

نكنند!............

هنگامي‌كه تسخيري در جمع دهها نفر از علماي اهل سنت و در مقابل انظار ميليونها بينندة تلويزيوني به صراحت اعلام مي‌كند كه در تهران بيست مسجد متعلق به اهل سنت وجود دارد!؟..............

هنگامي كه شاهرودي در جمع علماي اهل سنت داخل كشور تصريح مي‌كند كه مسجد شيعه و سني ندارد!............

و آن‌گاه كه سالانه صدها هزار جلد كتاب چاپ و منتشر، دهها فيلم و برنامة تلويزيوني پخش و منتشر مي شود كه در آنان مستقيم و غير مستقيم به صحابة رسول الله و امهات المؤمنين و چه بسا پيامبر عظيم‌الشأن اهانت مي‌شود ...........بايستي توصيه رهبر شيعيان جهان را جدي گرفت!

آن‌گاه كه سخن شاهرودي و تسخيري را مقايسه كني وبداني كه اهل سنت ايران در تهران نمازخانه‌اي براي خواندن نماز ندارند در حالي كه يهوديان كنيسه و نصاري كليساي با شكوه ساخته‌اند....خواهي فهميد كه اين سخنان تقيه و دروغي بيش نيست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 23:47
ياوه‌گويي نمايندة سليماني (امام جمعه اهل تشيع زاهدان) در مراسم ختم صحيح بخاري1386

 

 

۲- دعوت از برادران مهاجر ايراني براي بازگشت به وطن 

 

 

۳- اعزام هئيت‌هاي تبليغي به مناطق اهل‌سنت:

 

 

سخن پاياني

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 23:45

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ

 

 

اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا...

 

شرط لازم و اساسی  براي بنیاد نهادن يك تمدن و فرهنگ بالنده اهتمام به علم و انديشه و بكارگيري آن در تمام ابعاد زندگی است. جوامع اسلامي بالأخص ايرانيان همواره به دانش و فكر مباهات ورزيده و آن را ماية پيشرفت دنيوي و سعادت اخروي دانسته‌اند.

از اين روي علما و انديشمندان در ميان اين جوامع از جايگاهي ويژه و موقعيتي ممتاز برخوردار بوده‌ و در تمام دورانها اعم از دوران صعود و سقوط نقش كليدي و راهگشايي را ايفا كرده‌اند.

انقلاب 57 كه نقطة عطفي در تاريخ سرزمين ايران بود يكي از دورانهاي حضور پر رنگ و گستردة علما و انديشمندان در تمام ابعاد انقلاب بود به طوري كه مي‌توان يكي از دلايل عمده و و اساسي پيروزي انقلاب را به پيشقدم شدن آنها نسبت داد.

بعد از روي كار آمدن حكومتي بر مبناي انديشه‌هاي افراطي خميني و اعوان او، علما و متفكران به تدريج از صحنة سياسي كشور رانده شدند و جاي خالي آنان را عده‌اي روحاني‌نما و فيلسوف‌نما پر كرد.

وضعيت پيش آمده و التهاب روزهاي آغازين انقلاب زمينه را جهت تصفيه علما و مشاهير و ابقاء عده‌اي تندرو فراهم آورده بود به طوري كه در اين مدت بسياري از آنان اعدام  وبعضاً روانة زندان‌ها و تبعيدگاهها  شدند.

در اين برحه از زمان جامعه ايران بويژه اهل سنت با از دست دادن بسياري از علما و انديشمندان صدمات حبران ناپذيري را متحمل گشت.

  بعد از سالهاي جنگ كه ديگر رژيم خود را در در ميداني خالي از رقيب و در جايگاهي دور از قدرت مافوق مي‌ديد پروسة قتل‌هاي زنحيره‌اي را به اجرا گذاشت اين دوران مصادف با دورة رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني-نقطة اوج بربريت رژيم در حق علما و متفكران بود.

بعد از آنكه رژيم در خاموش كردن چراغ مبارزه ناكام ماند سعي كرده از طرق مختلف و به شيوه هاي نرم افرازي نقش مثبت وضروري اين قشر را از بين برد.

در حال حاضر موقعيت علما و انديشمندان از دو ناحيه مختلف و مهم به خطر افتاده است از يك طرف رژيم با سوء‌استفاده از مفاهيم ديني چهرة واقعي اسلام -كه ضرورت وجود علما و انديشمندان است- را در اذهان و افكار عمومي مخدوش ساخته است. رژيم در عوض ترويج فرهنگ "رحماء بينهم"  در بين جامعه ايراني اختلافات قومي و مذهبي را عميق‌تر كرده و فضاي رعب و وحشت اسلامي به جاي رأفت اسلامي حاكم ساخته است. جهان خارج نيز با مشاهده افعال و اعمال اين نظام نفاق پيشه هيچ كه تمايلي به اسلام نشان نداده بلكه با انزجار از اين دين پاك، آن را خطري جدي و پديده‌اي وحشت‌زا احساس كرده‌اند.

از طرف ديگر رژيم با درك موقعيت و توانايي آنان در جهت دادن و رهبري كردن طيف‌هاي مختلف جامعه همواره سعي نموده كه با سوء‌استفاده از نقش محوري آنان، مردم و حركت‌هاي مبارزاتي را به سكوت وا دارد.

به عبارتي رژيم با در دست گرفتن نقطة استراتژيكي اجتماع، تمام حركات و فعاليت‌هاي مبارزاتي را در كنترل خود قرار داده است.

رژيم براي كنترل علما و متفكران جامعه چندين شيوة متفاوت را اتخاذ كرده است. از جمله برنامه‌هاي رژيم ايجاد ديوار بي‌اعتمادي بين مردم و علما بوده است تا بدين ‌وسيله از قدرت و نفوذ آنها جلوگيري كند.

يكي ديگر از برنامه‌هاي رژيم در تنگنا قرار دادن علما( مخصوصاً) با دواير و دفاتر گوناگون چون دفتر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت، دادگاه ويژة روحانيت و...مي‌باشد.

دخالت در امور مساجد، حوزه‌هاي ديني و مناسبتهاي اهل سنت، دستگيري و زنداني كردن علماي مخلص و........از برنامه‌هاي رايج اين سالهاي اين دواير بوده است .

در هفته‌هاي گذشته مناطق اهل سنت با دو رويداد مهم دست به گريبان بوده  كه با علماي كرام در ارتباط است :

اخيراً ( مرداد 86) رژيم در كردستان با دستگيري و بازداشت چندين عالم و ممنوع خطبه كردن بعض ديگر باز فضاي رعب و وحشت سالهاي آغازين انقلاب را در اين مناطق زنده كرده است و با دامن زدن تفرقه در اين مناطق بسياري از برادران ما به شدت در تنگنا قرار داده است.

شوراي مكتب قرآن كردستان كه از برجسته‌ترين حركت‌هاي ديني در اين مناطق مي‌باشد وكادر رهبري آن را دوستان نزديك علامه مفتي زاده ( امثال كاك حسن اميني) را تشكيل مي‌دهد به شدت مورد تهديد واقع گشته است تا جايي كه بسياري از بزرگان آنها مورد ضرب وشتم قرار گرفته‌اند.

هرچند امثال اين اعمال در گذشته نيز بسيار بوده اما چيزي كه مشخص است دستان پليد و تفرقه افكنانه رژيم بوده است.

شوراي مركزي با تقبيح اين اعمال غير اسلامي مردم باشهامت كردستانات را به وحدت و رسوا كردن بانيان تفرقه دعوت مي‌كند و بايستي مردم شريف ايران بويژه اهل سنت اين مطلب را مورد دقت قرار دهند كه تاكنون بزرگترين حربه رژيم در ناكام كردن مبارزات مردمي همان ايجاد تفرقه است كه متأسفانه در اين راستا نيز بسياري از برادران ناخواسته ياريگر دشمن بوده‌اند.

برادران:

 امروزه ما به وفور شاهد قتل و غارت اهل سنت در جاي جاي اين كره‌خاكي هستيم اگر بخواهيم تمام مشكلات خود را به گردن ديگران بيندازيم و شانه هاي خود را از زير بار مسئوليت خالي كنم نتيجه‌اي نخواهيم گرفت و اصلاً معقول نخواهد بود.

 اين دوري  از قرآن و سنت و تفرق ماست كه راه را براي تجاوز دشمنان باز كرده  است.

ما مطمئن هستيم كه روح طيبه علامه مفتي زاده از اين تصادم‌هاي ناشايست در عذاب است، چگونه آسوده باشد در حالي كه فرزندان روحاني و ياران وفادار وي را آماج چوب و چماق قرار داده‌اند!

پس بايد برادران اين نكته را مورد نظر داشته باشند چنين حركتهايي درشأن رهروان راه كاك احمد نخواهد بود و با اين گونه اعمال بيزاري از دين و نفرت از حركتهاي ديني را توجيه خواهد كرد.

شورا بار ديگر با اظهار همدردي با برادران مكتب قرآن از جمله كاك حسن اميني، همگي آنها را به صبر و بردباري و عدم پاسخ نادرست دعوت مي‌كند، اميد است برادران با ياري و همفكري علماء منطقه اين مشكل را حل و اين زخم عميق را التيام بخشند.

 اما رويداد دوم:

مدت مديدي است كه سيستان و بلوچستان به صحنه مانور قدرت رژيم (غير اسلامي ) تبديل گشته تا جايي كه بسياري از هموطنان ما در اين استان از ادامه زندگي روزانه خود عاجز گشته و در يك فضاي رعب و وحشت به سر مي‌برند.

فراتر از اين حوادث ناگوار اكنون رژيم توسط عمال خود يك جنگ تبليغاتي گسترده را عليه مردمان اهل سنت اين استان به راه انداخته است به طوري كه در اين اواخر امام جمعه اهل تشيع زاهدان كه يكي از مهره‌هاي سرشناس اطلاعات رژيم است در سخناني تهديد آميز طلاب وعلماء اهل سنت را به ناداني و تشكيل دولت در دولت متهم كرده است.

گرچه اين سخنان تازگي ندارد و خود رژيم بارها با نشر كتب و پخش رايگان آنها همه اهل سنت جهان را به گمراهي و كفر نسبت داده است اما اين اظهارات در چنين موقعي كه استان از دو ناحيه مهم( سيل و نا امني) صدمه ديده حائز اهميت است.

اگر تاكنون اهل سنت زنده است اين حاصل خون علماي شهيد و هم چنين علماي شجاع و حق گو بوده است.

اهل سنت هيچ‌گاه رهبريت فرد يا عده‌اي را كه در خون هزاران بي‌گناه دست داشته و دارند قبول نكرده و نخواهد كرد. رهبري كه حكم تخريب مساجد، قتل و شهادت علما ( در داخل و خارج ) را صادر كرده چگونه مي‌خواهد مقام رهبريت خونخواهان آنها را داشته باشد.

رهبريت مافوق آقاي سليماني از جانب خود علماي شيعه ( امثال آقاي قمي، منتطري، بروجردي و ....)زير سوال است چرا كه ايشان شايستگي رهبريت ملت شريف ايران را ندارند.

 بايد گفت اهل سنت اين حكومت را نه اسلامي و نه جمهوري مي‌داند حال چه رسد به اينكه رهبريت آنها را قبول كند.

    چگونه رهبريت فردي را قبول كند كه اهل سنت را بزرگترين دشمن خود مي‌پندارد و با انواع ترفندها در صدد از بين بردن آنها مي‌باشد

اين فرد در ادامه اظهاراتش گفته كه چند طلبه نادان شعار داده اند كه مولانا  عبد الحميد ( امام جمعه اهل سنت زاهدان ) رهبر ماست.

 اين فرد چنين افترائاتي را درحالي بيان مي‌كند كه عده‌اي از زابلي‌هاي افراطي دور و بر ايشان را گرفته‌اند و با اين تلقي كه علماي  اهل سنت پشتيباني ندارند اين سخنان را به زبان رانده است.  اهل سنت با وفاداري به علماي نستوه خود هيچ نيازي به رهبريت آقايان ندارد و تا پاي جان به دفاع از علماي خود در هرجاي اين سرزمين مي‌پردازد.

ايشان گويا اينكه مي‌خواهد عراق ديگري را در استان به نمايش گذارد، اگر استان ناامن گشته اين حاصل و دستاورد عاليجنابان مي‌باشد.

به چه جرمي روزانه دهها جوان بي‌گناه در اين استان اعدام مي‌شوند چرا تمام امكانات اين استان در دست عده‌اي خاص و تندرو قرار گرفته، پس آنچه شما امروز مي‌بينيد ميوه‌هاي درخت شقاوت و تبعيض شماست.   

از يك سو شعار تقريب و وحدت سر مي‌دهيد از ديگر سو تاب تحمل توشتن امام و  امام الاعظم براي اسم امام ابوخنيفه و امام شافعي را نداريد، صحابه و امهات المؤمنين را سب و لعن مي‌كنيد.

تهران تنها پايتختي است كه اهل سنت مسجد ندارد كدام كشور حتي اسرائيل چنين به اهل سنت ظلم روا داشته است.

پس بايد شما و مافوق شما بداند كه اگر استان بيش از اين ناامن گردد و اين آتش عداوت بيش از اين زبانه كشد دود آن به چشم شما نيز خواهد رفت و ناامني نيز زندگي شما را دربرمي‌گيرد.

 دشمنان اهل سنت بايد بدانند كه فرزندان اهل سنت در عالم اسلامي امتحان خود را پس داده‌اند و پيروزمندانه ميادين مبارزه و جهاد را فتح كرده‌اند،  اگر پاي عقيده و باور را به ميان آوريد اهل سنت از مرگ در راه خدا هيچ ابائي ندارد و بلكه آن را يك افتخار و سعادت مي‌داند.

شما مي‌خواهيد ملت ايران را رودرروي يكديگر قرار دهيد و از آب گل آلود ماهي بگيريد.

پس نداي اهل سنت را بشنويد كه يك صدا فرياد مي‌زنند ما با ملت ايران مشكلي نداريم و حسن هم‌جواري را به قتل و غارت ترجيح مي‌دهيم، مشكل ما با جلادان و خونخواران است، آنهايي كه ميلونها نفر از مردم ايران بويژه  اهل سنت را مجبور به ترك ديار كرده‌اند ، هزاران بي‌گناه را به خاك و خون كشيده‌اند و بسياري از هموطنان ما را با كفريات و خرافات خود از دين پاك اسلام رانده‌اند تا جايي كه به هر دين و مذهب ساختگي پناه مي‌برند.

در ضمن اين شعار تنها چند طلبه نيست اين شعار تمام اهل سنت استان است اگر آقاي سليماني باور ندارند پس امسال حتماً در مراسم ختم بخاري شركت كند.

در پايان شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران شما مردم مسلمان را به  وحدت، هوشياري و پشتيباني از علماي خود فرا مي‌خواند تا بلكه با ياري يكديگرحقوق از دست رفته خود را باز بيابيم.

 اگر چه وحدت و اتحاد كاري بسيار سنگين و سخت خواهد بود و حتي بعضي‌ها آن را ناممكن مي دانند اما بايد دانست كه ما چاره‌اي جز وحدت نخواهيم داشت.

هنگامي كه خداوند متعال به امري دستور مي‌دهد پس آن كار شدني است گر چه موانع نيز زياد باشد و او به امري فرمان نمي‌دهد كه در وسع و توانايي ما نباشد.

علماء شجاع و حق‌گو آنهايي كه زير بار ناحق نرفته‌اند، همواره غمخوار ملت خود بوده اند و براي هيچ احدي جز خداوند كرنش نكرده‌اند نور چشم جامعه اهل سنت ايرانند و شورا مركزي جامعه اهل سنت از هيچ گونه پشتيباني و دفاع از آنان دريغ نخواهد كرد حال چه در كردستان باشند يا در بلوچستان، گلستان (تركمن صحرا)، خراسان، بندرها و ساير مناطق ايران.

  

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 

شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران

http://shurasonnat2.blogfa.com/ 


نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 1:26
دوستی مطلبی راجع به ماجرای حوزه علمیه اسلام آباد لوتک و دخالت رژیم در ان ارسال نموده است که در این قسمت منتشر می نمائیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

آغاز ماجرا

ماجرا از آنجا آغاز شد که پس از وفات مرحوم مولوی محمد گل بنیانگذار حوزه علمیه اسلام آباد لوتک در سال 76، فرزند وی مولوی عبد الله حسن زهی به تحریک عده ای خارج از محدوده حوزه های اهل سنت، ادعای میراث بردن حوزه علمیه اسلام آباد زابل را مطرح کرد و بر اساس آن شکوائیه ای علیه مولوی حافظ محمد علی شه بخش که از زمان حیات مولوی محمد گل ، اداره حوزه را بر عهده داشتند به دادگاه ارایه نمود. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دلاور بلوچ | لینک ثابت | موضوع: اهلسنت 
 





Powered by WebGozar