ساعت 14 امروز پنجشنبه 13 دی 1386 یکی از گشتهای نیروی انتظامی در میدان کوثر به طرف تعدادی نوجوان زیر 18 سال که گالن آب به همراه داشتهاند بدون دلیل تیراندازی کردند که در نتیجه 3 نفر از نوجوانان زخمی شدند که حال یکی از آنان وخیم است. بلافاصله پس از این تیراندازی مردم محل به طرف ماشین نیروی انتظامی حمله بردند و گشت انتظامی نیز از صحنه گریخت اما نیم ساعت بعد با خبردار شدن مردم عده زیادی به خیابان ریختند و ماموران بیشتری از قرارگاههای مختلف به محل آمده و کل منطقه را محاصره کرده و برای ترساندن مردم اقدام به تیراندازی هوایی کردند. مردم به طرف ماموران انتظامی سنگ پرتاب کرده و با آنان درگیر شدند. مردم تعدادی از لاستیکهای خودرو را به آتش کشیدهاند. در این بین ماموران انتظامی تعدادی از مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و عدهای را دستگیر کردهاند.
درگیری تا این لحظه ( ساعت 15: 15 ( همچنان ادامه دارد. شایان ذکر است اعضای شورای اسلامی شهر زاهدان و خانم اسکندری یکی از مسئولین سازمان توانمندسازی کشور و کارشناسان شهرداری مرکز و منطقه 3 زاهدان که که برای شرکت در افتتاحیه خانه محله 30 متری کوثر در نزدیکی آن منطقه رفته بودند با شنیدن صدای گلوله به محل آمده و از نزدیک شاهد این درگیری بودهاند اما نیروی انتظامی بدون توجه به حضور آنان بر تعداد نیروهای خود افزودهاند.
به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان روز پنج شنبه هنگامیکه نیروهای وحشی رژیم یک خودروی مردم را هدف تیراندازی قرار دادند مردم منطقه بازار مشترک به نیروهای سرکوب گر حمله کردند و با پرتاب سنگ خودروهای پاسداراها را هدف قرار دادند و بدین طریق خشم خود را ابراز نمودند که فورا هزاران نیرو در منطقه مستقر شده و درگیری و دستگیری مردم و جوانان ادامه دارد.
در همین زمینه فرماندار زاهدان گفت: حادثه پرتاب سنگ به سوي ماموران انتظامي توسط شماري از مردم محلهاي در غرب اين شهر در حال بررسي است.
"حسنعلي نوري" شامگاه پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا ادعا کرد :
اين حادثه مقارن بعد از ظهر امروز پس از تيراندازي ماموران گشت انتظامي به سمت يكدستگاه خودرو وانت تويوتا كه به ايست پليس توجه نكرده و مشكوك بود، رخ داد.
این در حالیست که گزارشها از منطقه خلاف ادعای فرماندار را ثابت می کند و خبرنگار تفتان می گوید اصلا چنین چیزی نبوده و هیچ ایستی وجود نداشته است و ماموران وحشی رژیم بدون هیچ گونه دلیلی بر یک خودرو تویوتا آتش کشیدند که در نتیجه مردم خشمگین شدند و دست به تظاهرات زدند.
فرماندار زاهدان در گفتگو با ایرنا گفت : در اين حادثه دو سرنشين خودرو زخمي شدند و اين امر باعث شد تا جمعيت حاضر در محلهاي معروف به "بازار مشترك " به سمت نيروهاي انتظامي سنگ پرتاب كنند.
اگر رويا ساراني زابلي بود و توسط بلوچها كشته مي شد چه مي شد؟
1- برايش چندين مجلس بزرگ برپا مي كردند و روحانيان ساعتها سخنراني و مداحان ساعتها نوحه سرايي مي نمودند.
2- برايش قبري بزرگ و زيارتي با شكوه درست مي كردند .
3- هنگام چهلم و سال و ايام مختلف جمعيتها كنار قبرش گريه و بر مظلوميت سيستانيهاي ولايت مدار اشكها مي ريختند و مردم را بر انگيخته و از ددمنشي بلوچها سخنها مي گفتند و روزه خواني و گريه مي كردند.
4- رئيس محترم مجلس اين مصيبت بزرگ را به ملت ايران تسليت مي گفت و مجلسيها بودجه كلاني براي زابليهاي مظلوم تصويب و ارسال مي نمودند.
5- جناب دكتر شهرباري از داد زدن زياد گلويش را پاره مي كرد.
6- صدا و سيماي سيستانيها يعني شبكه هامون و راديو زاهدان ساعتهاي زيادي را براي بيان مظلوميت اين خانواده اختصاص مي دادند و از مدرسه او و از دوستانش و پدر و مادر داغدیده اش مصاحبه ها ضبط و پخش مي كردند.
۷ - دهها بلوچ را دستگير و دهها بلوچ دستگير شده را اعدام و دهها نوزاد و مادر باردار بلوچ را در زايشگاهها و بيمارستانها به قتل مي رساندند. و همچنان طلبگار بودند.
۸- نيروي انتظامي چند هزار نيروي مجهز را روانه بلوچستان مي نمود.
۹- اداره ثبت احوال نيز دست به كار مي شد و چند صد بلوچ ديگر را از رده خارج مي نمود و مشكوك التابعه مي زد.
۱۰ - و....
اما رويا بلوچ است و بهمین جرم هم بايد در سكوتي مطلق دفن و برای همیشه فراموش گردد.
| این وبگاه ممکن است به رایانه شما آسیب وارد نماید |
جستجو کنندگان وبلاگ دلاور در گوگل با هشدار بالا مواجه می شوند و خصوصا در ایران از ترس کنترل از خیر وبلاگ می گذرند.
معلوم نیست که گوگل هم با ملت بلوچ دشمنی و عداوت دارد که به خواسته رژیم تهران چنین تن می دهد و از اطلاع رسانی دقیق جلوگیری می نماید.
به هر حال این ترفندها و توطئه ها سد راه ما نخواهند شد و نخواهند توانست با این گونه کارهای بچه گانه ما را از مسیر مبارزه منحرف و یا خسته کنند ما این راه را دانسته برگزیدیم و به امید پروردگار این راه را با پیروزی به پایان خواهیم رساند و در این مسیر خستگی و آرامش برایمان مفهومی نداشته و ندارد و به قول چریک قهرمان گه گوارا دیگر نباید خفت که وقت خفتن نیست و نیست
سکون و آرامش ما زمانی محقق می شود که مردم ما به امنیت و آرامش و سکون برسند و راحت به خواب روند و تا آن زمان ما را با راحت و سکون و آرامش و خستگی نسبت دوری هم نیست.
دلاور بلوچ
آری حمله به حوزه علمیه اسلام آباد زابل ، حمله به اهلسنت بود ، حمله به مقدسات مردم بود ، حمله به عقائد و افکار مردم بود و حمله به 20 ملیون ایرانی بود که با روی کار امدن انقلاب روی سعادت و خوشبختی را ندیدند و در طول سه دهه به طرق مختلف مورد تبعیض و تحقیر و توهین قرار داشتند و هیچ وقت شهروند ایرانی به شمار نیامدند و از حقوق شهروندی خیلی به دور بودند و حتی شهروند درجه 4 هم نبودند مردمی که به امید عدالت و برابری و آزادی و حقوق مساوی انقلاب را همراهی کردند اما جز بی عدالتی و نابرابری و قید و بند و محرومیت از حقوق ابتدائی بشری چیزی گیرشان نیامد و این انقلاب برایشان بدترین روزها را به ارمغان آورد و تا جائی پیش رفت که هستی اقوام سنی را تهدید کرد و مردم سنی و خصوصا ملت بلوچ جز رنج و غم ، فقر و فلاکت سودی دیگر از انقلاب خمینی دریافت نکردند.
همان علمای اهلسنت که فکر می کردند با این انقلاب مردم به حقوقشان می رسند و انقلاب را همراهی کردند نه تنها مایوس و نا امید شدند که خود قربانی شدند و به زندانها انداخته شدند و اعدام شدند و هزاران مشکل دیگر که تصور ان را قبلا نمی کردند برایشان آفریده شد و حتی از بیان افکار و عقائد خود ممنوع شدند.
انقلابی که شعار آزادی بیت المقدس سر می داد و روز جهانی قدس بنا نهاد تا از بیت المقدس حمایت کند خود ویرانگر مساجد شد
انقلابی که شعارهای دفاع از مظلومان و مستضعفان جهان را سر می داد خود مرتکب بدترین جنایات بر مردم اهلسنت شد و چنان ظلم و ستم بر سرشان فروریخت که نمونه اش در تاریخ اسلام خیلی کم است.
انقلابی که ندای وحدت مسلمین سر داد و ایران را لقب ام القرای جهان اسلام نامید وحدت ایرانیان را به خاک مالید و اتحاد ملت ایران را نابود کرد و تخم نفاق و کینه و عداوت در بین مردم کاشت و به جای ممنوع کردن سب و دشنام و اهانت به مقدسات اهلسنت خود مجری آن شد و شبکه های وابسته به نظام اهلسنت را فرقه ای کافر قلمداد کردند و تفرقه اندازانی جون تیجانی دروغگو رهبر و پیشوایشان شد.
اما این بار دیگر مرتکب جنایت سنگینی شد و در قلب بلوچستان و در قلب جامعه اهلسنت به مدرسه و پایگاه مذهبی مردم حمله ور شد و با همکاری مزدوران محلیش به مرکز علم و عرفان و فقه و قران حمله کرد و در حقیقت با این عملش گور خود را با دستان خود کند و از این به بعد باید منتظر واکنشهای تندی در برابر این جنایتش باشد و همچنین مزدورانش باید بدانند که با اینکه آبرو و حیثیت خود را به باد دادند و ایمان خود را در برابر دراهم معدوده فروختند که از این به بعد هرگز نخواهند توانست با امنیت در اسلام آباد زندگی کنند و فرزندان همان روستا این خیانت مزدوران و جنایت رژیم را هرگز نخواهند بخشید.
دلاور بلوچ
طبق آخرین اطلاعات حوزه دارالعلوم محمدیه همچنان دراشغال اراذل واوباش است. عوامل سپاه واطلاعات قفل انبارومغازه حوزه راشکسته وبه کالاهای حوزه دستبرد زدند.
"هاشمی" معاون آقای سلیمانی روز دوشنبه همراه مولوی الیاس اسماعیل زهی و"قاسمی" ازمسئولان اطلاعاتی امنیتی زاهدان اسلام آبادآمدند، این هیئت إبتدا با اشغالگران (مزدوراطلاعات) وسپس با اساتیدومردم منطقه دیدار کردند.
اراذل واوباش که توسط سپاه پاسداران مسلح شده اندبهنگام ملاقات با معاون وفرستاده سلیمانی اسلحه خود رامخفی ومظلوم نمائی کردند وازصحبت هایش با مولانا حافظ محمدعلی چنین معلوم میشدکه گویا وکیل مدافع اشغالگران است ناگفته نماند مولانا حافظ محمدعلی باکمال شجاعت تمام ماجرا راتعریف کرده واشغالگران را مزدور نظام قرار دادند وجریان بازداشتی خود رابازگوکرده وگزارشهای کذب عوامل خودفروخته را تکذیب کردند.ایشان خاطرنشان کردند اگربنده فتوای جهادمیدادم تاحالایکی ازعوامل اطلاعات زنده نبود ولی عده ای ازجوانان وطلاب که کاسه صبرشان لبریزشده بودبدون اطلاع اساتیدحوزه باپرتاب سنگ وآجر بسوی اراذل ومامورین اطلاعات که درلباس شخصی بودند آنها را مجبور به فرارمفتضحانه کردندتاجائیکه شخصی باوجودتیراندازی وخالی کردن دوخشاب گلوله بسوی جوانان خشمگین بازهم فرار رابرقرارترجیح داده وازخانه خودهم گریخت.
لازم بذکر است مولاناحافظ محمدعلی فردا(چهارشنبه) جهت شرکت درجلسه دادگاه زابل بالاجبار به زابل سفرخواهندکرد ایشان قبل ازاین هم احضارشده بودند.
توضیح:حوزه محمدیه اسلام آبادزابل درسال۱۳۶۹ توسط مولوی محمدگل به سرپرست شورای هماهنگی مدارس اهلسنت استان تحویل داده شدوایشان درسمت امام جمعه مسجدجامع روستای اسلام آبادماندند؛ ولی بعداز وفات مرحوم دوفرزندبزرگترش(عبدالله،عبدالباسط) ادعاکردند حوزه ومسجد ملک شخصی پدرشان بوده وآنهامستحق ارث پدرشان هستند!! ومولانا عبدالحمید میراث آنهاراتصرف کرده است!!!! چنانچه باحمایت وپشتیبانی حکومت سبب زندانی شدن نماینده تام الاختیارحضرت شیخ الاسلام جناب مولاناحافظ محمدعلی شدند سپس بعدازگذشت یکسال کتبا از ادعای خود عقب نشینی کرده واعلان کردند در امورحوزه هیچ گونه دخالتی نخواهندکرد اما طبق عادت همیشگی خودعهدشکنی کردندوباحمایت دستگاههای مختلف دولتی حوزه را اشغال کرده وبسیاری از طلاب را اسیرکردند که بعدازچندین ساعت اسارت آزادشدند.
منتظراخباربعدی باشید٪
دیشب حافظ محمد علی رئیس مدرسه اسلام آباد زابل احضار و بازجوئی شد وی با قید وثیقه موقتا آزاد شده است .
اما با عاملین حمله به مدرسه اسلام آباد هیچ برخوردی صورت نگرفته و مدرسه همچنان در کنترل مهاجمان مسلح است.
صبح امروز نیز مهاجمان به قصد ترساندن مردم ساعت 4 صبح اقدام به تیراندازی هوائی کردند. تعدادی از طلاب همچنان در دست مهاجمان هستند و نیروهای امنیتی برای دفاع از حمله کنندگان در محل موجود می باشند.
حافظ محمد علی شه بخش رئیس مدرسه اسلام آباد زابل که تا کنون در برابر عوامل مرتبط با دولت و سپاه مقاومت کرده بود به درخواست شیخ الاسلام خود را به دادگاه معرفی کرد و احتمال می رود با اینکه هیچ تقصیری در این ماجرا نداشته است بازداشت شود در حالی که حمله کنندگان همچنین در امنیت کامل و تحت پوشش نیروی انتظامی هستند.
پلیس ضد شورش از عصر دیروز در منطقه مستقر شده است مردم خشمگین محل با یکی از حمله کنندگان به نام مولوی عبدالباسط حسن زهی که از نیروهای دفتر رهبری است حمله کردند و وی را کتک زدند اما با صدای شلیک گلوله متفرق شدند.
گزارش دريافتی : شب ِ گذشته ساعته ۱۲ تعدادى از افرادِ مسلح به مدرسه ِ علومِ دينى ِ زابل حمله كردند و استادان و طلاب ِ اين مدرسه را محبوس نمودند. آنان همچين به سوى يكى از طلاب تيراندازی كردند كه البته آسيبى به وى نرسيد.صبح امروز نيروىِ انتظامى در محل حاضر شد اما هيچ اقدامى براى برخورد با افرادِ مسلح نكرد. تا اين لحظه على رغم حضور علماء و معتمدان طوايف در محل حادثه اين مدرسه همچنان در محاصره افرادِ مسلح است.
حمله کنندگان به سرکردگی فردى به نام ِ مولوى عبدالله حسن زاهای يكى از روحانيون وابسته به دفتر رهبرى هستند و اسلحه های آنان متعلق به سپاه مى باشند. تا كنون علتِ اين حمله روشن نشده است.
دوستی از بنده خواسته بود که به نوشته یک زابلی افراطی که در آن به ملت بلوچ اهانت کرده بود پاسخ دهم اگر چه چنین مطالبی ارزش پاسخ ندارند و نگارندگان چنین مطالبی ماموران وزارت اطلاعات هستند که می خواهند با چنین نوشته هائی موجبات تفرقه قومی و مذهبی را در بلوچستان پدید بیارند و همچنین این وبلاگها روزانه بیش از 10 بازدید کننده ندارند ولی چون یک وبلاگ نویس بلوچ مطلب این زابلی را در وبلاگش منتشر کرده است لازم دیدم جهت روشن کردن حقائق چند کلمه ای برشته تحریر در آورم.
ادامه مطلب
فیلم اعترافات دو طلبه منافق و خائن که به خاطر چند تومانی ایمان خود را فروخته و بدستور وزارت اطلاعات رژیم پلید ولایت فقیه مولانا محمد عمر سربازی ره را به شهادت رساندند.
این فیلم توسط شاخه فرهنگی جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) تهیه شده است و دارای سه قسمت سرود و سخنرانی رهبر جنبش و اعترافات منافقین می باشد که فقط قسمت اعترافات در سایت رادیو بلوچی منتشر شده است.
جهت مشاهده قسمت اعترافات منافقین بر ببینید کلیک نمائید:
رادیو بلوچی
این در حالی است که خانواده این دو نوجوان می گویند ماموران نظام که به امید سی دی و نوار به خانه آمده بودند هیچ چیزی در خانه نیافتند و بدون هیچ مدرکی دو برادر موجود در خانه را با خود بردند.
بولاقی بازپرس شعبه دوم دادسرای نظامی استان سیستان و بلوچستان قاتل رویا سارانی (بنفشه) را تبرئه و آزاد کرد. البته انتظاری بیش از این از بازپرس زابلی پرونده که قاتل هم زابلی است نبود. از شما عزیزان که قلم بدست دارید این انتظار را داریم که با اطلاع رسانی و رسوایی این مدعیان دروغین عدالت مرهمی بر دل خانواده داغدیده این عزیز از دست رفته بگذارید. گرچه بولاقی زابلی می خواهد پرونده بلوار برق زاهدان را مختومه نماید اما در دادگاه عدل الهی بولاقی و ستوان کشته گر (قاتل) به سزای عمل ننگینشان خواهند رسید
علی از زاهدان
نقل از وبلاگ تفتان
مردم بلوچستان روز پنج شنبه در گفتگو با خبرنگار تفتان نظرات یکسانی در مورد هلاکت آخوند حکومتی بیان کردند.
گروههای مختلف مردم بلوچستان از هلاکت این آخوند خوشحال بودند و آخوندهای حکومتی را مسبب تفرقه و اختلاف بین شیعه و سنی دانستند.
یک شهروند خاش گفت رژیم عامل اصلی این گونه اعمال است و با فرستادن آخوند به شهرهائی که صد در صد جمعیتش سنی مذهب هستند خواهان اختلاف و تفرقه می باشد و آخوندی که از تهران به خاش می آید و عقائد مردم را به باد توهین می گیرد و اصحاب پیامبر را دشنام می دهد باید منتظر چنین عواقبی باشد.
م گمشادزهی اظهار داشت طی سه دهه رژیم علمای اهلسنت را به روشهای مختلف به شهادت رساند الان هم منتظر هلاکت آخوندها باشد.
یک دانش اموز خاشی در گفتگو با خبرنگار تفتان گفت : ما مردم بلوچ مردمی انسان دوست و مهمان نواز هستیم ولی رژیم و آخوندها از این صفت خوب ما سوء استفاده کردند و ما تا الان فقط کشته دادیم الان هم اگر چند اخوندی کشته شود مشکلی نیست.
س میربلوچزهی افزود رژیم با علما و مردم منطقه جنگی را شروع کرده است و کشته شدن در جنگ طبیعی است.
یک شهروند زاهدانی در گفتگو با خبرنگار تفتان گفت : چه عجب تا الان دهها عالم و روحانی اهلسنت بدست رژیم به شهادت رسیدند و رسانه ها و مسئولین خم به ابرو نیاوردند الان یک آخوند ان هم از طبقه پائین کشته شده و اینها آسمان و زمین را یکی کردند.
ن یارمحمدزهی افزود : وقتی مولوی عبدالملک به شهادت رسید مسئولین و رسانه ها کجا بودند و وقتی مولوی ناصر و مولوی احمد میرین و مولوی نعمت الله و مولوی الهیاری شهید شدند چرا همه ساکت بودند کسانی که کشتند الان هم منتظر کشته شدن باشند.
براهوئیادامه مطلب
محبعلی آبسالان
حسین آتشی کاشی
مجید آذرنگ
عباسعلی آذرنیوشه
علیرضا آقائی
میرمهدی آل داود
عباسعلی آهنگر
حمید رضا آویشی
محمدرضا آکار
عیسی ابراهیم زاده آکباد
علی ابراهیمی
ادامه مطلب
برنامه ويژه تلويزيوني در مورد نقض فاحش حقوق بشر در بلوچستان
عليرغم سكوت خيانت بار بنگاه هاي خبري نظير بي بي سي و صداي آمريكا و غيره در مقابل نشر گزارش عفو بين الملل، يك برنامه ويژه يك ساعت و نيمي تلويزيوني در مورد نقض فاحش حقوق بشر در بلوچستان توسط رژيم جمهوري اسلامي در تلويزيون تيشك ( حزب دمكرات كردستان ايران) در غروب روز شنبه صورت خواهد گرفته. اين برنامه در مورد گزارش اخير عفو بين الملل در مورد جنايات رژيم در بلوچستان است.
شنبه سي و يكم شهريور مطابق با 22 سپتامبر 2007
ساعت 10 شب بوقت ايران ؛ ساعت 8.30 بوقت اروپاي مركزي ؛ ساعت 7.30 بوقت انگلستان
TISHK Television
اما در بعضى از کشورھا ديوراھايى بالا ميروند که ملتھا را از ھم جدا کنند٬ بستن و بالا بردن ديوار دور فلسطين به دليل دشمنى اسرايليھا با اعراب فلسطين است و به دليل تبعيض صھيونيستى که فقط براى خود صھيونيسھا قابل درک است٬ ولى اگر بگوييم که ديوار دور فلسطينھا بدليل اپارتايد نژادى و مذھبى بر عليه فلسطينيان بالا ميرود٬ غلو نکرده ايم
از طرفى دولت جمھورى اسلامى ايران صحبت از برادرى و اتحاد مسلمانان ميکند و از طرفى ديگر مسلمانان جھان را تقسيم ميکند٬ اين شيوه تقيه سران جمھورى اسلامى است که شمشير دو تيغه را ھميشه متوجه مسلمانان سنى مذھب کنند خصوصٲ مسلمانان سنى مذھب بلوچ.
تقيه شيعه سران جمھورى اسلامى اگرچه از سال ١٣٥٧ بر عليه بلوچ٬ کرد و ترکمن براه افتد٬ ولي تيغ شمشير تقيه شيعه سران جمھورى اسلامى بر عليه بلوچھاى سنى مذھب در اين دو سال حکومت ولايت فقيه محمود احمدى نژاد تيزتر و برنده تر شده است.
جمھورى ولايت سفيه به بھانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مبارزه با قاچاق کالا٬ ديوارى به طول ٧٠٠ کيلومتر در دست اجرا دارد که اين ديوار از دھکده تفتان بلوچستان ايران شروع ميشود و به شھر پيشين و مند متھى ميشود٬ از شواھد چنين بر مي آيد که اين ديوار براى جلوگيرى از ترانزيت مواد مخدر و قاچاق کالا نيست بلکه ھدف آن ادعاى مالکيت بر سرزمين بلوچستان و بلوچ است که مرز داٴيمى براى ادعاى شيعه اٽنى عشرى ايجاد کند و ملت بلوچ را بة ورطه نابودى بکشاند٬ بلوچھا را بر جان ھمديگر بيندازد و از
آب گل آلود ماھى بگيرد٬ در جوار اين ديوار و در دو طرف آن مين زمينى ضد نفر کاشته شده است که بلوچھايى را که به دامدارى مشغولند ھدف قرار دھد و تلفات بيشترى بر بلوچ وارد کند.
اين جبھه ديگرى است که جمھورى اسلامى بر عليه اين انسانھاى بى پناه بلوچ باز ميکند٬ يکى جبھه دستگيرى و اعدام بلوچھاى ايران در شھرھاست و ديگرى ايجاد راھبندان و گردنه گيرى
افراد سپاه٬ بسيج و تير اندازى به بلوچھاى عبورى است. دستگيرى و اعدام بلوچھا در شھرھا براى جمھورى اسلامى ايران کافى نيست زيرا اين نوع جنايت به تنھايى در ظھور امام زمان کمک نميکند٬ براى تسريع بخشيدن به ظھور امام زمان اياديان امامت و امت بايد جان بلوچھاى بيشترى را بگيرند. اين اٽر نژاد پرستى و تبعيض بر عليه بلوچ آٽار مخربى بر اقتصاد٬ روابط
عشيرتى٬ خانوادگى٬ فرھنگى بلوچ براى ھميشه خواھد داشت که اگر جلوى آن گرفته نشود بايد دست از روابط فرھنگى٬ خانوادگى٬ اقتصادى کشيد و به انتظار بيگانگى بلوچ از يک ديگر نشست.
جمھوري اسلامى ايران بدون اخطار قبلى٬ ساکنين دھکده سوراپ در نزديکى شھر مند را مھاجرت داده و ھيچ نوع غرامتى پرداخت نکرده است٬ دولت گداى پاکستان که بلوجستان شرقى را در اشغال خود دارد نيز ھيچ عکس العملى از خود نشان نداده است٬ حال آنکه سوراپ متعلق به بلوچستان شرقى است.
طبق گزارشات رسيده دولت ولايت سفيه قصد دارد که اين ديوار را دو کيلو متر داخل خاک بلوچستان شرقى که در اشغال پاکستان است احداٽ کند.
اما عکس العمل بلوچھا جه بوده است و جنبشھاى سياسى بلوچستان چه اقداماتى براى جلوگيرى از احداٽ اين ديوار انجام داده اند.
مين گذارى در معابر عمومى بر عليه مردمى که درگير ھيچ جنگى نيستند٬ غير انسانى و غير اصولى و بر خلاف اصول پذيرفته شده انسانى است. بازار قاچاق مواد مخدر و قاچاق کالا فقط بدست سپاه و بسيج است٬ و بلوچھاى خرده فروش کمترين سھمى در اين قاچاق دارند و آنھم اگر داشته باشند که اين يک اگر ناممکن است.
سازمان ملل متحد در سراسر دنيا مشغول جمع آورى مينھاى زمينى است که جان انسانھاى بيگناھى را که گرفتار انفجارات مينھاى زمينى ميشوند نجات دھد٬ سازمان ملل متحد مليونھا دلار خرج پاکسازي مينھاى زمينى
در افغانستان٬ کامبوج و افريقا ميکند که جان کودکانى را که با خطر مينھاى زمينى مواجه ھستند نجات دھد. ولى مين گذارى مرز بلوچستان ايران ھمچنان ادامه دارد و ديوار نيز به سرعت بالا ميرود که ملت بلوچ را از ھم جدا کند٬ جان کودکان٬ زنان و دمداران بيگناه بلوچ را فقط به جرم بلوچ و سنى مذھب بودن بگيرد٬ اين سفاکترين جنايت حاکمان ولايت سفيه بر عاليه ملت بلوچ است٬ سفاکترين جنايت تقيه شيعه بر عليه مسلمانان سنى مذھب است.
اما بلوچھا چه اقدامى انجام داده اند٬ در فلسطين٬ فلسطينيان با سنگ٬ تير کمان٬ مشت و لگد در مقابل جدا ساختن فلسطينيان از بقيه فلسطينيھا ايستاده اند٬
اگر جه ھزاران فلسطينى جان خودرا در اين راه از داده اند ولى خون فلسطينيانى که در اين مبارزات بر زمين ريخته شده٬ رشته اتحاد٬ يکپارچگى٬ نوع دوستى را آبيارى ميکند و امروز شاھد تکميل نشدن اين ديوار آپارتايد در فلسطين ھستيم٬ حال آنکه بلوچھا امکانات بيشترى در اختيار دارند که جلوى تقسيم ملتى را که براى ھزاران سال يکى بوده است بگيرند٬ بلوچھا ميتوانند اعتراضات ھاماھنگى را در ايران و پاکستان ترتيب دھند٬ اعتراضاتي را در اروپا به راه بيندازند٬ بلوچھا ميتوانند مسلحانه به کارگران اين ديوار و مٲموران ساختن اين ديوار حمله کنند٬ حملات مسلحانه به ديوار آپارتايد موجه است و بايد قابل قبول براى ھمه بلوچھا باشد٬ زيرا جدايي مادر از فرزند٬ فرزند از پدر٬ جدايي برادر از برادر٬ پدر از پدر براى ھيچ ملتى قابل قبول نيست و بايد در مقابل آن ايستاد٬ بايد اين عامل تبعيض نژادى٬ مذھبى را از بين برد٬ و مينھاى زمينى ضد نفر رژيم را منفجر کرد که ديگر نتواند بلوچھا را به سان مرغى در قفس بگذارد٬ حمله مسلحانه به اين ديوار جدايى ضرورى و موجه است٬ حمله مسلحانه به اين ديوار تبعيض نژادى و اپارتايد٬ مقاومت مسلحانه است و نه مبارزه مسلحانه که سازمانھاى بلوچ طرفدار مبارزه مسالمت آميز به آن اعترض کنند و تھمت بيجا براى نجات جان بلوچھاى مرزنشين بزنند.
ما بايد از ھر وسيله اى براى تخريب اين ديوار جدايى استفاده کنيم٬ اين وسيله و اھرم چه RPG باشد و چه گلوله کلاشنيکف٬ چه تيرکمان٬ چه سنگ و چوب٬ از ھمه اينھا بايد استفاده کرد.
بلوچھاى نزديک به اين ديوار و احداٽ آن نبايد مواد غذايى به اين جانيان بفروشند٬ آب به اين جانيان ندھند٬
آنھا را راھنمايى نکنند٬ از آنھا نيز خريد نکنند. اين کمترين اقدامى است که بلوچھاى اطراف اين ديوار ميتوانندبکنند.
پيام اميد
سپتامبر ۲٠٠۷
انتظار مرگ
و براستی این است حق نجیب مردمان بلوچ که به جرم اسارتشان به سویشان بی درنگ گلوله باران است و خون پاکشان مظلومانه بر زمین .
کنون چگونه باید فریاد زد بی شرمیتان ، چگونه می توان نگاشت جنایتتان ، چگونه می توان گفت که بی حرمتیتان تنها به جرم بلوچ بودنمان است و بس .
و اگر اینگونه سزاوار مرگیم بگذارید بمیریم و اگر مردانگی در وجودمان اندک سو سوئی زند که آتش خشممان برانگیزد ، پس باشد که بی حرمتیمان بینید و خشممان بشناسید و خون گرمتان لمس کنید
باشد که سردارانتان را به سوی دوزخ ابدی رهسپار کنیم که شاید تکه های پاره پاره تنشان اندکی از گرمایش بکاهد .
باشد که خون گرمتان بریزیم چرا که حرمتمان بردید ، جوانانمان کشتید ، خونمان ریختید ای بی حرمتان و بی رحمانه بر افراشتید چوبه های دار را در زندان و صدها تنمان بر دار آویختید .
آری ، خوب می دانیم چرا و خوب می دانید که سزایتان چیست و اگر کنون خموشیم جوابتان با گلوله باران است بر فرق سرتان که دیگر جایی برای رحم نمانده در دل .
و باشد ای سردارانی که راه تهدید پیش گرفته اید بدانید که با جانتان به بازی نشسته اید و عاقبتتان همچون شیبک است و کاوه .
و اگر کنون گریختید و جان کثیفتان در بردید که هیچ ، اما نه ، هر جا که بگریزید در امان نیستید چرا که اینگونه کردید با مردم بی گناه و مظلوم بلوچ .
این بار دیگر نمی توانید بگریزید و هر کجا روید بدانید که مبارزان برای گرفتن جان بی ارزشتان به فراسوی مرزهای بلوچستان آمده اند و جای جای ایران کنون می پاشند خون داغتان بر زمین .
پس منتظر باشید ای نکونامهای بد نام .
یارمحمدزهی
به طور خاص، یک گروه مسلح بلوچ به نام جندالله که به جنبش مقاومت مردم ایران نیز معروف است، از سال 2005 به چندین حمله و از جمله حملات مسلحانه (گاه مرگبار) علیه مسئولان و اعضای نیروهای امنیتی، گروگانگیری و کشتن گروگانها دست زده است. حملات دیگری علیه افراد غیر نظامی از سویمقامات به جندالله نسبت داده شده، ولی جندالله مسئولیت آنها را تکذیب کرده است. در پاسخ، نیروهای امنیتی ایران به دستگیری افراد مظنون به ستیزهگری پرداختهاند و با کاربرد شکنجه از آنان «اعتراف» گرفتهاند، که برخی از این اعترافات در تلویزیون نشان داده شده است، و به قتلهای غیر قانونی دست زدهاند. رویههای قضایی جدیدی اتخاذ شده که حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه را بیشتر تضعیف کرده است، و کاربرد مجازات اعدام، با افزایش شدید تعداد اعدامهای بلوچها، شدت یافته است.
ادامه مطلب
دشمنان تاريخی بلوچستان دردوران حکومت پهلوی، بخشهای وسيعی ازسرزمين پهناوربلوچستان را جدا وبه استانهای خراسان، کرمان وهرمزگان ضميمه ساختند. نام بلوچستان درکتب ونقشه های ايرانی به "بلوچستان وسيستان" وسپس به "سيستان وبلوچستان" مبدل گشت، بدون آنکه هيچ بلوچی با آن توافق داشته باشد.
پس ازسرنگونی حکومت شا ه درسال ۱۳۵۷زمزمه های شوم ديگری مبنی برتقسيم مجدد بلوچستان به دواستان "سيستان!" و"بلوچستان" به گوش ميرسيد.
درشمال بلوچستان شهرکوچکی بنام زابل موجود است که با ولايت نيمروز(بلوچستان افغانستان کنونی) مرزمشترک دارد. سيستان افسانه ای معروف درافغانستان است وعلم کردن آن دربرابربلوچستان، صرفاً دارای اهدافی سياسی ميباشد.
حسينعلی شهرياری نماينده به اصطلاح زابليهای مقيم زاهدان وحبيب الله دهمرده استاندارتحميلی تهران بربلوچستان، اين تفکرضد بلوچستانی را تبليغ وترويج ميکردند. آنها که اهرمهای قدرت را درمنطقه، با توجه به فارس وشيعه بودن دردست داشتند، نا جوانمردانه به پاکسازی واخراج بلوچها ازارگانهای دولتی وآموزشی بلوچستان پرداخته وزابليهای وابسته به باند خويش را جايگزين آنان ساختند.
اينجاست که طرح تقسيم بلوچستان به دواستان سيستان وبلوچستان، جای خويش را به تصرف کامل بلوچستان وتغييرنام آن به سيستان ميدهد. آنها دررسانه های جمعی خود، تا جائی که امکان داسته باشد، تلاش ميکنند تا نامی ازبلوچ وبلوچستان نبرند و واژه های سيستان وسيستانی را جايگزين آنان سازند و....
سياست بلوچ ستيزی توسط باندهای افراطی زابلی درپناه حاکميت ارتجاعی تهران، ساليان متمادی است که دربلوچستان ادامه دارد و با اعدامهای ناجوانمردانه دسته جمعی فرزندان برومند ملت بلوچ که اينروزها درشهرهای مختلف ايران صورت ميگيرند، وارد فازجديدی گشته است.
اين کوردلان بايد دريابند که اين آتش خاموش شدنی نيست. شرايط کنونی با ۲۵ـ ۳۰ سال پيش تفاوتی آشکاردارد وجوانان وروشنفکران بلوچ به حقوق پايمال شده ملت خويش آگاهی کامل دارند وجهت برقراری واجرای عدالت اجتماعی درمنطقه که توسط باندهای مزدورزابلی لگدمال شده وبه تمسخرگرفته شده است، اسلحه بدست گرفته ومبارزه ميکنند.
تشديد سرکوب وکشتاردربلوچستان طی سالهای اخير، برای جلادان حاکم نتيجه ای معکوس داشته ودرعوض برآگاهی عمومی وسهم خواهی !!! مردم بلوچ به نحوبی سابقه ای افزوده است.
برنيروهای سياسی ومبارزبلوچ است تا به سازماندهی هرچه بهتراوضاع کنونی بپردازند ودسايس باندهای جنايتکارضد بلوچ را درهرشکل ولباسی خنثی سازند. دراين راستا ازتمامی نويسندگان، شعرا، روشنفکران ونيروهای سياسی بلوچ انتظارميرود تا بعد ازاين درنوشته ها وگفته های خويش کلمه سيستان را، جائی که منطقه بلوچستان مورد نظرميباشد، بکارنبرند. سيستان درافغانستان است ودرشمال بلوچستان فقط شهری بنام زابل وجود دارد وبس.
اميربلوچ
۲۶ شهريور۱۳۸۶
سهم ملت بلوچ در دانشگاهای بلوچستان
روز دوشنبه 19 شهریور شهر زاهدان مرکز بلوچستان مهمان نهمین کنفرانس ریاضی کشور بود، این کنفرانس در راستای گسترش فرهنگ ریاضی تبادل آراء ریاضی دانان کشور و شیوه تدریس ریاضی برگزار شد.
ولی هدف اصلی از برگزاری این کنفرانس در بلوچستان پرده نهادن بر تبعیض و بی عدالتی آشکار در بلوچستان و عطف نمودن اذهان به فعالیتهای فریبکارانه رژیم در بلوچستان می باشد که مدتی است در بلوچستان آغاز شده است و رژیم با تبلیغ برنامه های دروغین دنبال سیاستهای استعماری خود با روشی نوین در این نقطه حساس جهان می باشد.
این گونه برنامه ها در بلوچستان برای اولین بار برگزاری می شوند تا به جهانیان چنان وانمود نمایند که بلوچستان مراحل رشد و ترقی را می پیماید و حقائق وحشتناک رژیم و جنایتهای نابخشودنیش از انظار جهانیان و مردم مخفی بمانند.
این کنفرانس در حالی برگزار شد که جامعه اهلسنت بلوچستان از ابتدائی ترین امکانات آموزشی محروم هستند و فرزندان بلوچ که علاقه وافری به تحصیل علم و دانش دارند در زیر شاخه های نخل با سخت ترین وضعیت مشغول تحصیل هستند.
چنین کنفرانسها ئی در حالی برگزار می شود که دانش آموزان بلوچ بنابر وضعیت مملوء از تحقیر و توهین و ضرب و شتم در مدارس از تحصیل مایوس شده و مدارس را به قصد بازارهای بی بنیان ترک می دهند و از سوئی جو مدارس و جامعه طوری در دست یک عده افراطی گرفتار امده که کودکان بلوچ در تحصیل دانش هیچ آینده ای برای خود نمی بییند و چون آموزگاران از همین قشر افراطی هستند که رشد جامعه بلوچ را تهدیدی برای آینده خود می دانند چنین در رشد چنین وضعیت سرکوب تلاش می کنند.
این کنفرانسها در حالی برگزار می شود که جوانان بلوچ که با هزاران مشکلات تحصیلات متوسطه را به پایان می رسانند ومی خواهند وارد دانشگاه شوند با دیو گزینش مواجه می شوند و خود را در برابر دادگاههای تفتیش عقائد قرون وسطائی می یابند که بنابر بر عقیده و مذهب و ملیتشان از ورود به دانشگاه باز می مانند و در نتیجه در دانشگاههای بلوچستان که بیش از هفتاد هزار دانشجو مشغول تحصیل هستند هزار بلوچ به مشکل می توان یافت و اینها هم فقط برای این است که کسی نگوید جوانان بلوچ را به دانشگاه راه نمی دهند ورنه همین عده قلیل هم جائی در دانشگاه نداشت و این عده قلیل هم مورد اذیت و آزار بسیجیان دانشگاهی قرار دارند و ذهنا و فکرا سرکوب می شوند.
و به همین دلیل در این کنفرانسها و مجالس علمی ملت بلوچ هیچ جایگاهی ندارند و یک بلوچ هم در این کنفرانسها نمی تواند حضور یابد و انگار این کنفرانسها برای مهاجران غیر بلوچ برگزار می شوند و یک باند زابلی متعصب در این میان نقش بومی ها را ایفا می نمایند.
دلاور بلوچ

