در حاليكه در مسافرت بودم دوستان همكارم خبر دادند كه پر بيننده ترين وبلاگ بلوچستان هدف حمله هكرهاي وزارت اطلاعات قرار گرفت وهك شد كه واقعا موجب نگراني و تاسف همه بازديدكنندگان شد وچون مديريت ميهن بلاگ در اين زمينه همكاري نكردند تصميم گرفتيم تفتان هميشه سربلند را در بلاگفا ادامه دهيم.
تا بدانند غاصبان ومتجاوزان كه هيچگاه نخواهند توانست در برابر موج ازادي خواهي و استقلال طلبی ما بايستند وب به جاي خود ما جانهايمان را در راه استقلال و ازادي فدا خواهيم كرد وتسليم نخواهيم شد و اين هك كردنها و فيلتر كردنها دليل بر حقانيت ما وترس شماهاست كه توان رويارويي با انديشه و سخن را نداريد.
تفتان سربلند است وسربلند خواهد ماند
www.taftaan.blogfa.com
تفتان بلوچ
تسلیم شدن مخالفین یا پوشش بر ضعف و ناتوانی
مدتی است که رسانه های وابسته به رژیم از تسلیم شدن مخالفین و به اصطلاح اشرار بلوچستان خبر می دهند و تصاویر افرادی را پخش می کنند که توبه نامه در دست دارند و از عملکرد گذشته خود توبه می کنند و ....
این تسلیم شدنها و توبه ها در صورتی انجام می گیرد که جامعه بلوستان آبستن یک انقلاب فکری و ذهنی است و در طول یک سال گذشته مردم منطقه به قدری آگاه شدند که حاضر نیستند به هیچ صورتی نظام را تحمل کنند و بیشتر مردم خواهان حقوق خود و بویژه خواهان وت واجهی با همان بدست گرفتن سرنوشت خود بدست خود هستند و دیگر حاضر نیستند سرنوشتشان بدست بیگانگان و اجانب باشد .
امروز در هر جای بلوچستان بحث از حق تعیین سرنوشت هست و همه مردم از بیگانگان بیزارند و لحظه ای هم وجود بیگانگان را در بلوچستان تحمل نمی کنند و همانگونه که فلسطینیها خواهان خروج یهودیان از سرزمین اشغالی هستند مردم بلوچ هم خواهان خروج بیگانگان از سرزمین خودشان هستند و روز به روز به تنفر و عداوت مردم بلوچ با غاصبان و متجاوزان اضافه می شود به همین خاطر بود که چندی پیش دستور دادند که هیچ رسانه ای حق ندارد اخبار بلوچستان را منتشر نماید زیرا بلوچستان امروز با تمام ایران فرق دارد و مردم بلوچ همه آماده جنگ و نبرد هستند و برای جنگ هم اسلحه به اندازه کافی دارند و هم کوههای محکم که سربازهای بیچاره تهرانی تاب پیمودن یکی از آنها را هم ندارند.
در چنین وضعیتی آوردن چند نفر پای تلوزیون و دادن توبه نامه بدستشان واقعا خنده آور است و ناتوانی و ضعف و زبون حالی رژیم را ثابت می کند که برای بقای خود دست به هر اقدامی می زند در زبان عربی ضرب المثل معروفی است که الغریق یتشبث بکل حشیش : کسی که در حال غرق شدن هست به هر خس و گیاهی چنگ می زند تا خود را نجات دهد اما چنگ زدند به خس و خار غریق را نجات نمی دهد به همین صورت رژیمی که در حال زوال و فناست و آخرین لحظات خود را پشت سر می گذراند به چنین شیوه هائی متوسل می شود تا نشان دهد که هنوز مقتدر است و مخالفانش در حال توبه هستند اما زهی خیال باطل
دلاور بلوچ
بسم رب الشهداء والمجاهدین
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به رژیم جهل و جور ولایت فقیه هشدار می دهد که تمامی زندانیان سیاسی اعم از جوانان بی گناه همچون عبدالله براهوئی و اسدالله وفائی و زکریا سهرابزهی و نور احمد کهرازهی و... و علما و طلابی که اخیرا دستگیر شدند و در راسشان مولانا حافظ محمد علی لوتکی و مولانا خدابخش اسلامدوست را فورا آزاد نماید.
جنبش مقاومت جندالله به رژیم ایران دو هفته مهلت می دهد که همه زندانیان سیاسی را آزاد کند در غیر این صورت جنبش مقاومت وضعیت دفاعی خود را تغییر داده و موضع اقدامی علیه رژیم و ایادیش اتخاذ خواهد کرد و بلوچستان را تبدیل به قتلگاه متجاوزان و ستمگران خواهد کرد و پوشالی بودن امنیت بلوچستان را برای رژیم ثابت خواهد کرد تا احمدی نژاد بداند که ایادیش هرگز قادر به ایجاد امنیت در بلوچستان نخواهند بود.
طی این اطلاعیه رهبری جنبش سوگند یاد کردند که در صورت عدم رهائی علماء و جوانان دستگیر شده هیچ مزدوری در بلوچستان روی آسایش و امنیت را نخواهد دید ایشان فرمودند : وقتی جوانان و مردم ما امنیت نداشته باشند مزدوران رژیم هم در بلوچستان امنیت نخواهند داشت و امنیت پوشالی رژیم را با تاسوکی ها تبدیل به آتش سوزانی خواهیم کرد که همه مزدوران رژیم در آن خواهند سوخت.
جنبش مقاومت جندالله از علماء و ریش سفیدان بلوچستان می خواهد که این هشدار جنبش را به رژیم و ایادیش برسانند زیرا در طول یک سال گذشته رزمندگان جنبش به پیشنهاد علما و ریش سفیدان منطقه از عملیاتهای خود کاستند و به ظاهر توقف کردند تا شاید اجازه فعالیت مدنی و سیاسی داده شود اما حوادث و رخدادهای اخیر ، اعدام و کشتار جوانان ، تخریب مساجد ، تصرف مدارس و دستگیری علماء و طلاب نشان داد که رژیم به هیچ صورت نمی خواهد حقوق مردم بلوچ و اهلسنت را بدهد و هر روز سرکوب و فشار را افزایش می دهد لذا از این به بعد مسئول همه کشتارها و جنگها در بلوچستان رژیم پلید ولایت فقیه است و نباید علماء و ریش سفیدان عملیاتهای جنبش را محکوم نمایند و نمایندگان خود را برای گفتگو و توقف عملیات نزد جنبش بفرستند زیرا گفتگوها هیچ تاثیر مثتبتی برای مردم بلوچ و جامعه اهلسنت نداشته است.
ناگفته نماند اقدامات وحشیانه و نابخردانه رژیم و تخریب مسجد اهلسنت و تصرف مدرسه لوتک و دستگیری حافظ محمد علی لوتکی و مولانا خدابخش اسلامدوست بلوچستان را تبدیل به بشکه ای از باروت کرده که هر لحظه احتمال انفجارش هست و در نتیجه ما شاهد جنگی خونین بین شیعه و سنی در بلوچستان خواهیم بود که دودش بیش از مردم سنی بلوچستان به چشم مهاجران شیعه خواهد رفت و مسئول این فاجعه انسانی رژیم سراسر جهل ولایت فقیه می باشد.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
جمعه ۲۵ آبان ۱۳۸۶
بیانیه برای محکومیت اقدامات غیرقانونی حمله به مدرسه دینی اسلام آباد زابل و بازداشت حافظ محمدعلی شهب
بیانیه برای محکومیت اقدامات غیرقانونی حمله به مدرسه دینی اسلام آباد زابل و بازداشت حافظ محمدعلی شهبخش
ملت شریف و مسلمان سیستان و بلوچستان
بعد از 16 سال وارد کردن فشارهای غیر قانونی بعضی از ارگانها بر مدرسه علوم دینی محمدیه اسلام آباد زابل و علما و طلاب این مدرسه و ایجاد مشکلات زیاد برای آنان ، در تاریخ پنجم آبان 1386 عدهای به سردستگی مولوی عبدالله حسن زهی و با حمایت و پشتیبانی دفتر مقام رهبری در امور اهل سنت و مسلح به اسلحههایی که میگویند به سپاه پاسداران تعلق داشته است در یک اقدام ضد اسلامی و بر خلاف قانون شبانه به مدرسه علوم دینی محمدیه اسلام آباد زابل حمله کرده و علما و طلاب را بعد از ساعتها اسارت از مدرسه اخراج میکنند. علیرغم حضور نمایندگان دفتر رهبری و نهادهای امنیتی و انتظامی نه فقط هیچگونه برخوردی با عاملان این جنایت نشده است بلکه تلاش شده با حمایت از آنها بر این جنایت سرپوش بگذارند و تعرض به حریم مقدس آموزش قرآن و علوم دینی را موجه وانمود بکنند. شیخ هاشمی نماینده اعزامی دفتر رهبری با حضور در محل حادثه در کمال تعجب و حیرت صدها شاهد وجود اسلحه در دست مهاجمان را منکر میشود و آنان را تحسین مینماید. پس از آنکه طلاب و اساتید حوزه به علت بیحرمتی به حریم آموزش و دین خدا مدرسه را ترک کرده و به روستای حاج عظیمخان کوچ میکنند ، به جای اینکه عاملان این حمله را بگیرند و مجازات بکنند ، مدیریت محترم مدرسه محمدیه اسلامآباد حافظ محمدعلی به اطلاعات و دادگاه زابل احضار میشوند و از آنجا روانه دادگاه زاهدان میگردند. به بهانه عدم حضور قاضی به دادگاه ویژه روحانیت مشهد معرفی و مجددا احضار میشوند و در حالیکه مطابق تبصره 2 ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری فرصت زمانی احضار ایشان به دادگاه وجاهت قانونی ندارد به ناچار به مشهد رفته و در کمال حیرت بازداشت میگردند و تا کنون در حبس بسر میبرند. و در سالی که به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گذاری شده است اینطور با حمایت نهادها و ارگانهای حکومتی به حریم مقدس دین و مذهب تعرض می شود و قانون توسط مجریان و ضابطان آن نقض می شود و قانونشکنان و مجرمان توسط نمایندگی دفتر رهبری و دیگر ارگانها تحسین میشوند و افرادی که مورد ظلم واقع شدهاند به عنوان مجرم به زندان میافتند .
اصل نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی درباره آزادی مینویسد : " هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند." طبق این اصل وجود دفتر رهبری در امور اهل سنت و وضع قوانین و مقررات برای محدود کردن آزادیهای مشروع خلاف قانون اساسی بوده و هیچگونه جایگاه قانونی ندارد و وضع هرگونه قانونی برای محدود کردن آزادی اهل سنت غیر قانونی و فاقد اعتبار است.اما متاسفانه این دفتر و برخی دیگر از ارگانها و نهادها با دخالت مستقیم و غیر مستقیم در امور اهل سنت این اصل قانون اساسی را نقض کرده و آزادی مردم را از آنان سلب نمودهاند. و اصل دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میگوید : "دين رسمي ايران، اسلام و مذهب جعفري اثني عشري است و اين اصل الي الابد غير قابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلامي اعم از حنفي، شافعي، مالكي، حنبلي و زيدي داراي احترام كامل مي باشند و پيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبي، طبق فقه خودشان آزادند و در تعليم و تربيت ديني و احوال شخصيه ( ازدواج، طلاق، ارث و وصيت ) و دعاوي مربوط به آن در دادگاه ها رسميت دارند و در هر منطقه اي كه پيروان هر يك از اين مذاهب اكثريت داشته باشند، مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب. " خلاف این اصل آزادی اهل سنت بارها پایمال شده و مدارس و مقدسات آنان مورد تعرض قرار گرفته است و هیچوقت اهل سنت در دادگاهها رسمیت ندارند بلکه علمای اهل سنت برای محاکمه به دادگاههای مشهد و تهران احضار میشوند.
در اصل نوزدهم قانون اساسی نوشته شده است :" مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود." اگر اینطور است پس چرا هر بار حافظ محمدعلی به دادگاه احضار میشوند از ایشان خواسته میشود که تعهد بدهند که زابل را ترک کنند؟ آیا درخواست دادگاه از علمای اهل سنت سیستان برای جلب رضایت متعصبها و افراطیون زابلی ، دادن امتیاز به آن قومیت و زیر پا گذاشتن حقوق بقیه قومها نیست؟
در اصل بیست و سوم قانون اساسی نوشته است : " تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نميتوان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مئاخذه قرار دارد." آیا احضار و بازداشت غیرقانونی علما ، تحت فشار گذاشتن آنها برای دست برداشتن از باور و عقیدهشان تعرض به عقیده افراد نیست؟
اصل سی و دوم قانون اساسی مینویسد : "هيچكس را نمي توان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي كند در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي شود." حالا بیش از 4 روز از بازداشت حافظ محمدعلی در مشهد میگذرد و با وجود اینکه دلایل فراوان بر حقانیت ایشان موجود می باشد و عدم اثبات هیچگونه جرمی از سوی ایشان ، همچنان در زندان هستند و عاملان حمله به مدرسه آزاد برای خود میگردند . در هیچ دادگاهی حاضر و محاکمه نمیشوند و همچنان مردم را برای حضور اجباری در مسجد و مدرسه تحت اشغال خود با سوء استفاده از نفوذشان در دستگاه اداری می ترسانند. اگر در هر جای دیگری هر فرد دیگری صرفا به اتهام داشتن اسلحه دستگیر میشد به همین راحتی از اتهام او درگذشت میشد؟ چگونه است که بارها افراد به صرف همراه داشتن اسلحه تا بالای چوبه دار رفتهاند اما در مورد مهاجمان مدرسه دینی زابل نه تنها هیچگونه برخوردی با آنان صورت نمیگیرد بلکه تشویق هم میشوند. اگر مسئولان امنیتی و نظامی ادعا میکنند که به این افراد اسلحه ندادهاند آنها این سلاحها را از کجا آوردهاند و با چه مجوزی آنها را حمل و بسوی مردم تیراندازی کرده و حریم امنیتی جامعه و فضای آموزشی را به هم زدهاند؟ و اگر سلاحهای آنان متعلق به یکی از این ارگانها است آیا میتوان با آن دست به حمله و ناامنی زد؟ یه چه خاطر با مسئولان مشوق حملهکنندگان و خاطی که اسلحه در اختیار این افراد قرار داده شده است هیچ برخورد نمیشود؟
اصل سی و سوم قانون اساسی نوشته است : " هيچكس را نمي توان از محل اقامت خود تبعيد كرد يا از اقامت در محل مورد علاقه اش ممنوع يا به اقامت در محلي مجبور ساخت، مگر در مواردي كه قانون مقرر مي دارد." چرا دادگاه روحانیت مشهد و دیگر ارگانها تلاش می کنند تا حافظ محمدعلی را از اقامت و تدریس در زابل ممنوع بکنند و به اقامت در شهرهای دیگر مجبور بکنند؟ کدام قانون در جمهوری اسلامی ایران مقرر کرده است که یک عالم دینی برای تبلیغ و تدریس قرآن و علوم دینی از محل خود تبعید و هجرت داده شود؟
در اصل سی و پنجم قانون اساسی نوشته شده است: " در همه دادگاه ها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايندو اگر تواناي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد." ولی چرا حافظ محمدعلی داشتن وکیل محروم است و به صورت یکطرفه و با غرضهای سیاسی و قومی بر خلاف قانون و شریعت مورد محاکمه ناعادلانه قرار گرفته است. اینطور محاکمهها در نظام اسلامی که یکی از اصول آن عدالت است و خود را وارث عدالت حضرت علی ( رض ) معرفی میکند در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی جز زیر سئوال بردن شعارهاو حرفهای مسئولان نظام در نزد افکار عمومی ایران و جهان اسلام هیچگونه فایدهای نداشته و ندارد.
ما ضمن محکوم کردن حمله ناجوانمردانه به مدرسه دینی اسلامآباد زابل و بازداشت غیرقانونی استاد بزرگوار و اندیشمندمان حافظ محمدعلی شهبخش خواستار پیگیری و محاکمه کلیه عاملان ، مسئولان و مامورانی که در این جریان به اسلام و کشور خیانت کرده و از مجرم طرفداری کرده و مظلوم را به محاکمه کشانیدهاند، هستیم.
جوانان اهل سنت با آگاهی کامل از حقوق خود خواستار احترام به شعایر و مقدسات و آزادیهای اساسی خود هستند و از مسئولان نظام میخواهند تا هر چه سریعتر حافظ محمد علی صاحب را آزاد کنند و اجازه ندهند عدهای از مسئولان بیشتر از این به سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی و اصول قانون اساسی دهن کجی کنند. ما اعتقاد داریم که وجود دفتر نمایندگی مقام رهبری در امور اهل سنت که به نام حمایت از اهل سنت درست شده است با توجه به تحقق پیدا نکردن اهداف اصلی آن در ایجاد وحدت و نقش غیر مفید و دخالتآمیز این دفتر در امور مذهبی اهل سنت که موجب تشدید اختلاف و تنش در منطقه شده است و همچنین با توجه به عدم وجاهت آن در قانون اساسی ، ضرورتی ندارد و خواستار برچیده شدن این دفتر از سوی مقام معظم رهبری هستیم.بر ما است که از استعداد و توان خودمان در دفاع مسالمتآمیز و خیرخواهانه از درخواستهایمان استفاده بکنیم ، اگر بیشتر از این دست روی دست بگذاریم و بی تفاوت باشیم صدمات جبران ناپذیر دیگری هم به ما میرسد. سنت الله ربالعالمین این است که سرنوشت هر قوم بدست خود آن قوم است و الله سبحانه و تعالی سرنوشت ما را هم به خود ما سپرده است و ما نباید بگذاریم به مقدسات و علمای ما توهین بشود و ما باید که صدای اعتراض خود را بلند کنیم و بیشتر از این خفت و خواری را قبول نکنیم.
جمعی از طلاب ، جوانان و دانشجویان اهل سنت سیستان و بلوچستان
لطفا این بیانیه را تکثیر کرده و به اطلاع عموم مردم برسانید
پس از وقوع حادثه مدرسه دینی زابل واشغال آن توسط افراد مسلح و تیراندازی به سوی طلاب ، دادگاه زابل مدیر این مدرسه را احضار نمود.
به گزارش خبرگزاری سنی آنلاین حافظ محمد علی مدیر مدرسه دینی زابل پس از مراجعه به دادگاه زابل پرونده ایشان به زاهدان منتقل شده و از آنجا به دادگاه ویژه روحانیت مشهد ارجاع داده شد.
وی پس از حضور در دادگاه مشهد بعد از ظهر امروز چهارشنبه 16/8/86 بطور موقت باز داشت گردید.
احضار حافظ محمد علی به دادگاه و بازداشت ایشان درحالی انجام گرفت که نسبت به افراد مسلحی که اقدام به شورش و اشغال مدرسه نموده بودند هیچگونه عکسالعملی از سوی مراجع قضایی و نظامی صورت نپذیرفته، وهیچ ارگانی مسئولیت تأمین سلاح این افراد را به عهده نگرفته است و تاکنون سرنوشت مدرسه دینی زابل و امکانات تامین شده از سوی دارالعلوم زاهدان در هالهای از ابهام قرار دارد
سنی آنلاین
بسم الله الرحمن الرحيم
در ادامه سياستهاي خصمانه رژيم آپارتايدي ولايت فقيه، عدهاي از علما و جوانان اهلسنت دستگير و بعضا ربوده شدهاند و به طور فجيعي مورد ضرب و شتم قرار گرفته و وضعيت جسماني آنها نيز وخيم گزارش شده است كه در آخرين تحركات رژيم شيخ عبدالحميد دوسري از علماي بهنام خوزستان (امام جمعه مسجد اروندکنار) بعد از آنكه با قيد ضمانت از زندان آزاد گشتهاند دوباره رژيم اقدام به بازداشت ايشان كرده و به شش سال زندان محكوم كرده است.
جامعه اهل سنت خوزستان تحت شديدترين تبعيضات اجتماعي، از بديهيترين حقوق خود محروم بوده و در صورت كوچكترين فعاليت ( بويژه ديني)با ناملايمت دستپروردگان قلعه الموت خامنهاي روبهرو ميشوند.
در سالهاي اخير موج فشارها و تهديدات رژيم در اين منطقه محروم روندي صعودي و روزافزون داشته و اعراب ساكن اين استان در بدترين شرايط به زندگي روزانه خود ادامه ميدهند.
در كردستان نيز بعد از دادن حكم تبعيد بسياري از جوانان فعال اين منطقه، رژيم با ربودن استاد ايوب گنجي از داعيان پرتحرك شهر سنندج، بعد از ضرب و شتم شديد تا سرحد مرگ، ايشان را راهي بيمارستان كرده و هم اكنون در وضعيت جسماني بدي به سر ميبرند، اين در حالي است كه رژيم بعد از جمعآوري كتب و نوشتههاي بسيارشان كه در مورد صحابه و امهاتالمومنين نوشته شده بود چندينبار ايشان را از حضور در مساجد منع كرده است.
بجنورد واقع در استان خراسان شمالي نيز شاهد تكاندهندهترين صحنه سال خود بوده است.
بعد از آنكه برادران تركمن ساكن در اين شهر بعد از دو سال زحمت شبانهروزي و خستگيناپذير، سرانجام توانستند مسجدي را در اين شهرستان با كمك و همياري مردم آن بنا كنند رژيم با ددمنشي و مبغضانه شب سهشنبه ۷/۸/۸۶ اقدام به شهادت اين مسجد كرده و چندباره ياد و خاطره مساجد شهيد شده اهلسنت را در اذهان زنده كرده است.
قساوت و دشمنانگي رژيم خميني تا به حدي است كه حتي صداي اذان اهلسنت را نيز برنميتابد و بديهيترين حقوق يك انسان را كه همانا عبادت براي خداوند است ناديده ميگيرد.
آري رژيمي كه خود را اسلاميمينامد و بانگ وحدت و انسجام برآورده مساجد اهلسنت را ضرار ميخواند و در شهادت آنها كوچكترين شكي در خود راه نميدهد.
رژيمي كه جوغههاي قتل و كشتار را به حرمين شريفين ميفرستد، بر سر مسجد شهيد شده شيخ فيض محمد مشهد بولدوزرها حاضر ميكند، بر مسجد مكي گلوله و آتش ميفرستد ..چه باك از شهادت مسجد غريبي در خراسان شمالي دارد؟
آري صفويان زندهاند...و همچنان به نابودي عقيده و ملت اهلسنت تمايل دارند.
اما در سيستان - منطقه غرباي اهلسنت- سرانجام رژيم و اعوانش با يورش غير انساني به مدرسه محمديه اسلامآباد لوتك، بر كتاب قطور ظلم و ستم خود برگي تازه افزودند.
بعد از ماهها دسيسه و توطئه، صربزادهگان تربيتشده الحاد و بيديني، بغض و حقد دفينشان را علني كرده و اقدام به تصرف اين مدرسه ديني كردهاند.
بعد از سر كارآمدن دولت جامدانديش و انحصارگراي پاسدار احمدي نژاد، كرسيها و مديريتهاي حساس استان تماما به زابليهاي افراطي و متحجر سپرده شد و اين
استان محروم_ اهل سنت – به كشتارگاه ملت بلوچ تبديل گشته است.
اعدام و بازداشت به بيشترين حد خود در سالهاي آخر رسيده و علنا وفاداران انجمن حجتيه و سرسپردهگان رژيم به قلع و قمع مردم اين استان ميپردازند و در مقابل ديدگان جهان روزانه دهها جوان اين مرزو بوم را به چوبه دار ميكشند.
اما در اين اثنا منطقه سيستان كه 45 درصد آن را اهلسنت تشكيل مي دهد به كانون مانور و عربدهكشي نوكران و اعوان رژيم تبديل شده است كه در آخرين اقدام آنها مدرسه محمديه را تعطيل كرده و بر ميليونها سرمايه مردم مظلوم منطقه تسلط يافتهاند.
همچنانكه رژيم در سالهاي قبل با تعطيلي مدارسي چون حوزه اهلسنت صالحآباد خراسان برنامههاي ضد اسلامي خود را آغاز كرده بود اينبار نيز با همان شيوه – و با پيش كردن عدهاي ناآگاه- خصومت خود را نسبت به اسلام و عقيده اسلامي بيشتر از پيش علني كرده است.
شوراي مركزي جامعه اهلسنت ايران با محكوم كردن اقدامات خصمانه رژيم غير اسلامي و غير مردمي ولايت فقيه، مسئول تمامي اين حوادث را شخص اول حكومت ميداند...
كسي كه مستقيما در قتل و شهادت علما و فرزندان اهلسنت دست داشته و نقطه به نقطة مناطق اهلسنت از وحشيگريهاي شخص مذكور يادگاري از خون و آتش برداشته است...
كسي كه امسال نيز با خدعهاي ديگر جهانيان را به تعجب واداشت و آن چيزي نبود جز نامگذاري سال 86 به عنوان سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي.
سالي كه به تمام معنا دستان پليد و خونآلود خود را به سوي جامعه اهلسنت دراز كرد و از تجاوز او شجر و حجر نيز در امان نماندند.
به راستي كه ظلمت شب ظالم به اوج رسيده و دستپاچگي و موهومات او را رم داده است و به هر سويي زهر ميپاشد.
اما فرزندان اهلسنت زندهاند و دير يا زود پاسخ گستاخيهاي او را خواهند داد و ديگر آن روز راه گريزي نيست...پس قبل از آنكه موعد شما و اعوان شما به سر رسد بهتر و نيكفرجامتر آن است كه دستان غدر و خيانت خود را از سر اين ملت كوتاه كرده و به تجاوز و هتك حرمت خانههاي خدا و بندگانش پايان دهيد.
شوراي مركزي با اظهار همدردي با تمام قربانيان اين حوادث از خداوند متعال براي آنها صبر و بردباري و اجز جزيل خواهان است و همچنين كليه اقشار جامعه را به همياري و همكاري با اين سواد اعظم كه لحظههايش را از درد و رنج سرشار كردهاند فرا ميخواند.
مطمئنا وضعيت اهلسنت بعد از روي كارآمدن پاسداران افراطي رو به بهبودي نخواهد رفت مگر آنكه اين جامعه به پا خيزد و در راه عقيده و ايمان خود پيمان اتحاد و يكپارچگي ببندد...آري درد ما تفرقه و دوا در وحدت است.
امروز بيش از هر زمان ديگر جامعه اهلسنت به اتحاد و وحدت نياز دارد و بايستي كوچكترين روزنههاي تفرق و تمزق را بر كساني كه تاب اذان مساجد را ندارند مسدود كرده و يكصدا و يكدست گستاخيهاي ظلمتپرستان را پاسخ دهيم.
برنامههاي و سياستهاي رژيم در ادامه طرحهاي ضد اسلامي است كه سطح دنياي اسلام را در بر گرفته و هماكنون مهمترين هدف آنها در از بين بردن اهلسنت ايران خلاصه شده است.
از اين رو ما تمام دنياي اسلام را مخاطب قرار داده و از آنها ميخواهيم كه نسبت به برادران خود احساس مسئوليت كرده و از مساعدت و ارائه راههاي كارگشا دريغ نكنند.
بدون شك اين آتشي است كه دامان همه ما را خواهد گرفت..اگر ديروز اهلسنت ايران در اين آتش گرفتار آمد امروز عراق و افغانستان ميسوزد و فردا دامان هرآنكه شهادتين را بر زبان آورد خواهد گرفت.
اين ندايي است كه اهلسنت و همچنين خردمندان ايراني بر دنيا ميخوانند و تاريخ ثبت خواهد كرد... پس قبل از آنكه فساد و الحاد اين افعي، تمام سرزمينهاي شما را در برگيرد و قبل از آنكه دستپروردگان ارسالي اين مركز جور و ستم ممالك شما را هدف قرار دهند – كما اينكه در عراق و افغانستان و . ..شروع كردهاند – براي پيشگيري و درمان به موقع، به ياري اهلسنت ايران شتافته و از هرگونه اهمال و بيتفاوتي خودداري كنيد.
جا دارد كه خردمندان اهلتشيع را نيز فرا خوانده و آنها را نيز نسبت به اين حوادث تذكر دهيم:
رژيم آنچه را كه انجام داده و خواهد داد تماما در زير پرچم ايران و به اسم تشيع انجام داده است ...آيا وقت آن فرا نرسيده كه شما نيز فرياد دادخواهي سر داده و مبتدعان و خرافيان را جهت رسوايي شناسايي و معرفي كنيد؟...به ياري ظالمان و مظلومان بشتابيد ..ظالمان را از ظلم نگه داشته و مظلومان را ياريگر باشيد.
اهلسنتي كه امروز اين چنين مورد هجوم قرار ميگيرد و از بديهيترين حقوق انساني محروم گشته روزگاري نه چندان دور به درازاي بيش از هشتصد سال بر اين ديار حكم رانده و فرزنداني كمنظير تحويل داده است...
ركودي كه در فرهنگ و تاريخ اين مملكت به وجود آمده در نتيجه تسلط ( از سال 907 ه به بعد )خرافيان و مهملبافان بوده كه جز دماري و نابودي اين مملكت خدمت ديگري نداشتهاند ..
و اين حق شماست كه در مقابل اين ظلم تاريخي به پا خاسته و فرزندان اين خاك پر گهر را به روشنايي روشنگري بيدار كرده و بار ديگر همه ما را بر صبح مجد و سرافرازي اين مملكت شاهد آوريد.
در پايان شكوه و گلايه خود را به درگاه پروردگار - ناصر مظلومان- ميبريم و عاجزانه از او ميخواهيم كه ظالمان را اگر قابل هدايتند به راه راست مستقيم كرده و اگر همچنان بر عصيان و ظلم خود اصرار دارند ريشه آنان را از زمين بركند.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران.
بسم الله الرحمن الرحیم
لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت مساجد.
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم ایران و خصوصا جامعه اهلسنت می رساند که رژیم پلید ولایت فقیه شب سه شنبه در اقدامی ننگین و شرمناک یکی از مساجد اهلسنت را در شهر بجنورد تخریب کرد.
رژیم ولایت فقیه که خود را مدافع مسجد الاقصی می داند و بانگ وحدت دروغین می دهد و فریاد واه اسلاماه و واه قدساه می زند با تخریب مسجد اهلسنت پرده از چهره شیطانی خود برداشت و حقیقت اسلام دشمنی و تفرقه افکنی خود را برای جهانیان آشکار نمود.
جنبش مقاومت مردمی ایران این اقدام شرمناک رژیم را به شدت محکوم نموده و از جامعه اهلسنت ایران می خواهد تا در برابر این جنایت از خود واکنش نشان دهند و سکوت نکنند زیرا سکوت در برابر تخریب مسجد و خانه خدا جرمی نابخشودنی و گناهی بسیار سخت است و کسانی که در این زمینه درنگ و سکوت کنند باید روز قیامت در برابر دادگاه الهی پاسخگو باشند و تاریخ هم چنین انسانهائی را نخواهد بخشید.
مسجد ،خانه خداست و تعرض به آن تعرض به خدا و تعرض به مقدسات مسلمانان است و سکوت و بی توجهی در برابر تعرض به الله همانند خود تعرض جرم به شمار می آید و در هیچ صورت قابل بخشش نیست لذا باید مسلمانان ایران با خروج از خانه هایشان از خانه الله دفاع کنند و به وظیفه الهی و اسلامی خود جامه عمل بپوشانند.
در این میان علمای اهلسنت وظیفه بس بزرگتری بر دوش دارند و حد اقل باید مردم را به تظاهرات و اعتصاب در برابر این جنایت فراخوانند و لحظه ای درنگ به خرج ندهند و بدانند که تجاوزی بزگتر از تخریب مسجد (خانه خدا ) وجود ندارد و سکوت در برابر آن ، جنایتها و تجاوزهای بیشتری به همراه خواهد داشت ؛ چنانچه ما شاهدیم که طی چند روز گذشته اولا از طریق صدا و سیما به عقائد اهلسنت تاختند و بعد از آن حوزه علمیه اسلام آباد را تصرف کردند و الان مسجد اهلسنت را در بجنورد تخریب کردند.
همچنین جنبش مقاومت مردمی ایران از جوانان غیور اهلسنت ایران می خواهد برای دفاع از دین و عقیده و مقدسات خود به صف مبارزین و مجاهدین بپویندند زیرا به فرموده الهی یکی از مضرات ترک جهاد خراب شدن مساجد و خانه های عبادت توسط ظالمان و مستکبران می باشد و اگر توانائی خروج و جهاد را ندارند حداقل برای نشان دادن عشق و محبت با الله و اسلام و اظهار غیرت دینی و ایمانی به خیابانها بریزند و بدین طریق اعتراض خود را نسبت به این عمل شیطانی اعلام نمایند.
در آخر جنبش مقاومت مردمی ایران به رژیم جهل وجور ولایت فقیه اخطار می دهد این جنایت و دیگر جنایتهای مزدوران خمینی بی پاسخ نخواهند بود و سربکفان جنبش ضربه های فراموش نشدنی بر پیکر پوسیده نظام وارد خواهند ساخت و تخریب و تصرف مساجد و مدارس تبدیل به خشمی آتشین خواهد شد که عشرتکده های سران رژیم را تبدیل به آتشکده های سوازن خواهد کرد.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
آری حمله به حوزه علمیه اسلام آباد زابل ، حمله به اهلسنت بود ، حمله به مقدسات مردم بود ، حمله به عقائد و افکار مردم بود و حمله به 20 ملیون ایرانی بود که با روی کار امدن انقلاب روی سعادت و خوشبختی را ندیدند و در طول سه دهه به طرق مختلف مورد تبعیض و تحقیر و توهین قرار داشتند و هیچ وقت شهروند ایرانی به شمار نیامدند و از حقوق شهروندی خیلی به دور بودند و حتی شهروند درجه 4 هم نبودند مردمی که به امید عدالت و برابری و آزادی و حقوق مساوی انقلاب را همراهی کردند اما جز بی عدالتی و نابرابری و قید و بند و محرومیت از حقوق ابتدائی بشری چیزی گیرشان نیامد و این انقلاب برایشان بدترین روزها را به ارمغان آورد و تا جائی پیش رفت که هستی اقوام سنی را تهدید کرد و مردم سنی و خصوصا ملت بلوچ جز رنج و غم ، فقر و فلاکت سودی دیگر از انقلاب خمینی دریافت نکردند.
همان علمای اهلسنت که فکر می کردند با این انقلاب مردم به حقوقشان می رسند و انقلاب را همراهی کردند نه تنها مایوس و نا امید شدند که خود قربانی شدند و به زندانها انداخته شدند و اعدام شدند و هزاران مشکل دیگر که تصور ان را قبلا نمی کردند برایشان آفریده شد و حتی از بیان افکار و عقائد خود ممنوع شدند.
انقلابی که شعار آزادی بیت المقدس سر می داد و روز جهانی قدس بنا نهاد تا از بیت المقدس حمایت کند خود ویرانگر مساجد شد
انقلابی که شعارهای دفاع از مظلومان و مستضعفان جهان را سر می داد خود مرتکب بدترین جنایات بر مردم اهلسنت شد و چنان ظلم و ستم بر سرشان فروریخت که نمونه اش در تاریخ اسلام خیلی کم است.
انقلابی که ندای وحدت مسلمین سر داد و ایران را لقب ام القرای جهان اسلام نامید وحدت ایرانیان را به خاک مالید و اتحاد ملت ایران را نابود کرد و تخم نفاق و کینه و عداوت در بین مردم کاشت و به جای ممنوع کردن سب و دشنام و اهانت به مقدسات اهلسنت خود مجری آن شد و شبکه های وابسته به نظام اهلسنت را فرقه ای کافر قلمداد کردند و تفرقه اندازانی جون تیجانی دروغگو رهبر و پیشوایشان شد.
اما این بار دیگر مرتکب جنایت سنگینی شد و در قلب بلوچستان و در قلب جامعه اهلسنت به مدرسه و پایگاه مذهبی مردم حمله ور شد و با همکاری مزدوران محلیش به مرکز علم و عرفان و فقه و قران حمله کرد و در حقیقت با این عملش گور خود را با دستان خود کند و از این به بعد باید منتظر واکنشهای تندی در برابر این جنایتش باشد و همچنین مزدورانش باید بدانند که با اینکه آبرو و حیثیت خود را به باد دادند و ایمان خود را در برابر دراهم معدوده فروختند که از این به بعد هرگز نخواهند توانست با امنیت در اسلام آباد زندگی کنند و فرزندان همان روستا این خیانت مزدوران و جنایت رژیم را هرگز نخواهند بخشید.
دلاور بلوچ
حضرت مولانا عبدالحمید طی نشستی با اساتید حوزه ی دارالعلوم زاهدان وعلماء حقانی سیستان اظهار کردند دیگربه هیچ عنوان حاضر نیستم دراسلام آباد حتی یک کلاس از طرف ما دایر شود.
با توجه به مشکلات امنیتی و دخالت های ارگانهای مختلف دولتی در امورحوزه ی دارالعلوم محمدیه و اصرارمردم مناطق دیگربراستقرار مولانا حافظ محمد علی دران مناطق؛شیخ الاسلام تصمیم گرفتند این حوزه را به روستای عظیم آباد در یک کیلومتری شرق روستای اسلام اباد منتقل نمایند.
فعلا برای تهیه کردن اتاق موقت (کانتینر)اقدام شده است ویکی ازافراد خیٌرمنطقه قول داده است صد بار آجر جهت احداث ساختمان جدید مسجد حوزه ی جدید التاسیس فراهم خواهد کرد.
مولانا حافظ محمد علی فرمودند:مدرسه نام آجر وساختمان نیست مدرسه نام فکروعقیده است هرجااستاد وشاگرد باشند مدرسه همانجاست چه دراتاقی باشند چه در خیمه چه زیر درخت!پس مردم دیندار اهل سنت ناراحت نشوند که بنای ظاهری مرکز دینی را از دست دادند.
لازم به ذکر است خشت اول این حوزه توسط دولت رافضی بعد از انقلاب گذاشته شده است که بعد ازتحویل به دارالعلوم زاهدان ساختمان آن توسعه یافت وزمین موقوفه آن توسط مرحوم حاج رحمان خان براهویی وقف شده است واگر بنا باشد مدرسه به کسی ارث برسد باید به بازماندگان آن مرحوم برسد نه به فرزندان ملائی که فقط متولی حوزه تا سال ۱۳۶۹بوده است.
والسلام
وشعارهای فریبنده ای همچون شعارآزاد سازی قدس ونیزشعاراستقلال،آزادی درهمه جا طنین افکند و رهبران جهان اسلام خوشبینانه ازآن استقبال کردند،ولی دیری نپایید که کینه ها وعداوتهای نهفته درسینه های بیمارگونه رهبران انقلاب فاش و عقده های چندین ساله آنان نسبت به جهان اسلام و اماکن مقدسه مسلمین برملا گشت وبه موازات آن مسیرآزاد سازی قدس ازکربلا ونجف وپس ازمدتی از راه مکه ومدینه، تعیین گردید.
سردمداران انقلاب با شعارهای توخالی وعاری ازحقیقت و در راستای تحقق آرزوهای استبداد وخود کامگی خویش، توده ها را بسیج کردند وبرای رسیدن به اهداف شومشان برادامه جنگ تحمیلی وبی حاصل ایران وعراق پافشاری وبه آرمانهای ملت وانقلاب خیانت کردند.
گروههای سازمان یافته ای همچون مجاهدین خلق،فدائیان خلق وتوده ای هارا یکی پس ازدیگری با حیله وترفند ازمیان برداشتند تا پایه های لرزان حکومت استبدادی خویش را مستحکم سازند، به همسنگران و همرزمان قدیمیشان همچون آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری و... پشت کردند.
طالقانی را مسموم ومنتظری را خانه نشین نمودند وعلامه احمد مفتی زاده ازرهبران کرد اهل سنت را راهی سیاه چالهای مخوف کردند وبدین طریق همه قول وقرارهایی که درمورد اعطای حقوق اهل سنت ازجمله اجازه بنای مسجدی که درتهران داده بودند را زیرپا گذاشتند وازمرزشرافت وانسانیت وصداقت گذشتند وبرسکوی شرارت وخیانت تکیه زدند.
آن کسانی که خارمسیرشرارت بار وسد انحصارطلبی وخود کامگیشان بودندبا نیرنگ ازسرراه برداشته شدند.حتی به سید احمد خمینی خانه نشین نیزرحم نکردند واورا مسموم ساختند.
تارهای عنکبوتی ولایت فقیه را برگرد ملت تنیدند ودربیدادگاه های خویش تازیانه جور و ستم را بر مردم بی نوا نواختند.
بسیاری از آزادی خواهان و دانش وران را اعدام و جمع کثیری از زندانیان بی گناه را درسیاه چالهای قرون وسطایی خویش به قتل رساندند.
به بهانه های واهی،همچون عدم التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه،دانشجویان وقشرتحصیل کرده وبویژه اقلیتهای اهل سنت را ازاستخدام درادارات دولتی وحقوق مسلم اجتماعی وسیاسی محروم کردند وقشربی سواد وخود رای وخود سر را بر سرملت حاکم ساختند.
مستبدان رژیم درتریبونها و درمحافل ومجالس، خشونت وترور را دراذهان قشرکج اندیش تزریق کردند و به دنبال آن نوچه ها وعمال تروریستی آنان موجی ازخشونت و ارعاب وترور را در داخل وخارج از کشور به راه انداختند، که قتهایزنجیره ای درتهران، مشهد و... وشهادت بیش از ده هزار
نفر از روحانیون سرشناس اهل سنت ایران، نمونه کوچکی از جنایات بیشمار رژیم است.
ولایت سالاران ایران که دربدوانقلاب با قیل وقال مدعی گسلاندن زنجیرهای ظلم وستم و رهانیدن انسانها ازاسارت و سلطه استکباربودند با گذشته نازیباوعملکرد سفاکانه خویش نشان دادند که خود مردم را به سوی ظلمت و بردگی و استبداد رهنمون اند و درآفرینش وایجاد فتنه و آشوب رهبرند وبنام اسلام ودین هرجنایت وهرخیانت وظلم وغارتی را مرتکب شدند.
ارتشاء، فساد اداری، سوء مدیریت، جور، اختناق،ارعاب،ترور، بازداشتهای غیرموجه، شکنجه، زندان، اعدام، تفتیش عقاید، تضییع حقوق اقلیتهای قومی ومذهبی، تخریب اماکن مقدسه وتوهین به مقدسات اهل سنت، بیکاری،گرانی، تورم، به تاراج رفتن بیت المال، حیف ومیل ثروت ملی کشور و... و...و... محصول چندین ساله انقلاب سیاه ولایت فقیه است.
مردم به ویژه اهل سنت ایران با تمام فشارهایی که ازناحیه عمال رژیم مستبدولایت فقیه دیده وتحمل کرده اند تا هنوز نمرده وبلکه حساستر وهوشیارترشده اند وبا وحدت ویکپارچگی درپی احقاق حقوق پایمال شده چندین ساله خود برآیند وبیش ازاین به زورگویان وقیم مآبانی که بدترین جفاها را برتوده های مظلوم روا داشته اند اجازه ندهند که با سرنوشتشان بازی کنند وخواسته
هایشان را به بازی بگیرند.
هرچند جو حاکم بر کشور یک جوخفقان آور وپلیسی به تمام معنی است وعرصه را برحق خواهان تنگ وتنگتر کرده وحق تنفس آزاد را از همگان سلب کرده است، ولی این جو زجرآورباید با دستهای گره کرده مردم شکسته شود وخروش آزادی خواهی و فریاد استبداد ستیزی کاخ های بی بنیاد ولایت سالاران را به لرزه درآورد و رژیم پوشالی و ستمگر آنان را در هم نوردد که این کاربه یاری خداوند وهمدلی همه اقشارمردم شدنی است وبزودی زود مرگ برجهان ستمگران خواهد گذشت ونهال آزادی به بارخواهد نشست.
میگویند: پیش ازخروج تاتارها مردم ازظلم فئودالها، خوانین وشاهان خود کامه، آنفدربه جان رسیده بودند که این طور دعا میکردند:
ای خدای زمین وسیاره پادشاهی فرست، خونخواره
عدد مردمان زیاد کند هر یکی را کند دو صد پاره
بالاخره دعای مردم مقبول گشت وتاتارها خروج کردند و هرکس وهمه چیز را درهم نوردیدند "کشتند وبردند وسوختند" تاتارها تاختند و به دار آویختندو همگان باختند.
اکنون اهل سنت ایران دراین فکرند که چگونه دعا کنند و از دست چه کسی رهایی خود را بخواهند؟
ازدست عمال اطلاعات وبازداشتهای بی رویه ویا ازدست نمایندگان ولی خودکامه فقیه وقیم مآبی آنان، ازدست دخالتهای بی جای دفترولی خود کامه فقیه درعزل ونصب ائمه جمعه وجماعات وسیطره بر مراکزدینی وحوزوی اهل سنت ویا ازدست رسانه های گروهی وشیخهای رذل رژیم که افسار گسیخته به مقدسات اهل سنت توهین میکنند وبی شرمانه دم ازوحدت و تساوی حقوق میزنند.
ازدست چه کسانی ؟ ازدست همه وهمه کس، ازولی خودکامه فقیه گرفته تادژخیمان سیه چالها، ازبیدادگاه های رژیم گرفته تا هیئتهای نظارتگر آن، ازشورای نگهبان گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت نظام، ازمحافظه کاران گرفته تا به اصطلاح، اصلاح طلبان. از راس هرم گرفته تا قاعده آن!!!ازدست همه وهمه کس، درواقع همه ایشان سروته یک کرباسندوخونخوارترازتاتارها هستند، اگرمغولها بنام "یاسا" مردم را قتل عام میکردند، اینان بنام"ولایت مطلقه فقیه والتزام عملی به آن" خون مردم را میمکند وبرگرده مردم حکمروایی میکنند.
ولایت سالاران ازقطره های خون بی گناهان برای خود سفره های رنگین ساخته وبا زر و زور و تزویرملت را به زنجیرکشیده اند وبا زندگی مردم معامله کرده ومیکنند. هرچند که دیگر رضای ایشان رنگ باخته وماسک ازچهره های کریهشان برداشته شده است و نسل انقلاب علیه بیدادهایشان به پا خواسته است.
طبق آخرین اطلاعات حوزه دارالعلوم محمدیه همچنان دراشغال اراذل واوباش است. عوامل سپاه واطلاعات قفل انبارومغازه حوزه راشکسته وبه کالاهای حوزه دستبرد زدند.
"هاشمی" معاون آقای سلیمانی روز دوشنبه همراه مولوی الیاس اسماعیل زهی و"قاسمی" ازمسئولان اطلاعاتی امنیتی زاهدان اسلام آبادآمدند، این هیئت إبتدا با اشغالگران (مزدوراطلاعات) وسپس با اساتیدومردم منطقه دیدار کردند.
اراذل واوباش که توسط سپاه پاسداران مسلح شده اندبهنگام ملاقات با معاون وفرستاده سلیمانی اسلحه خود رامخفی ومظلوم نمائی کردند وازصحبت هایش با مولانا حافظ محمدعلی چنین معلوم میشدکه گویا وکیل مدافع اشغالگران است ناگفته نماند مولانا حافظ محمدعلی باکمال شجاعت تمام ماجرا راتعریف کرده واشغالگران را مزدور نظام قرار دادند وجریان بازداشتی خود رابازگوکرده وگزارشهای کذب عوامل خودفروخته را تکذیب کردند.ایشان خاطرنشان کردند اگربنده فتوای جهادمیدادم تاحالایکی ازعوامل اطلاعات زنده نبود ولی عده ای ازجوانان وطلاب که کاسه صبرشان لبریزشده بودبدون اطلاع اساتیدحوزه باپرتاب سنگ وآجر بسوی اراذل ومامورین اطلاعات که درلباس شخصی بودند آنها را مجبور به فرارمفتضحانه کردندتاجائیکه شخصی باوجودتیراندازی وخالی کردن دوخشاب گلوله بسوی جوانان خشمگین بازهم فرار رابرقرارترجیح داده وازخانه خودهم گریخت.
لازم بذکر است مولاناحافظ محمدعلی فردا(چهارشنبه) جهت شرکت درجلسه دادگاه زابل بالاجبار به زابل سفرخواهندکرد ایشان قبل ازاین هم احضارشده بودند.
توضیح:حوزه محمدیه اسلام آبادزابل درسال۱۳۶۹ توسط مولوی محمدگل به سرپرست شورای هماهنگی مدارس اهلسنت استان تحویل داده شدوایشان درسمت امام جمعه مسجدجامع روستای اسلام آبادماندند؛ ولی بعداز وفات مرحوم دوفرزندبزرگترش(عبدالله،عبدالباسط) ادعاکردند حوزه ومسجد ملک شخصی پدرشان بوده وآنهامستحق ارث پدرشان هستند!! ومولانا عبدالحمید میراث آنهاراتصرف کرده است!!!! چنانچه باحمایت وپشتیبانی حکومت سبب زندانی شدن نماینده تام الاختیارحضرت شیخ الاسلام جناب مولاناحافظ محمدعلی شدند سپس بعدازگذشت یکسال کتبا از ادعای خود عقب نشینی کرده واعلان کردند در امورحوزه هیچ گونه دخالتی نخواهندکرد اما طبق عادت همیشگی خودعهدشکنی کردندوباحمایت دستگاههای مختلف دولتی حوزه را اشغال کرده وبسیاری از طلاب را اسیرکردند که بعدازچندین ساعت اسارت آزادشدند.
منتظراخباربعدی باشید٪
سه جوانمرد بلوچ
در هشتم آبان
چه مردانه
بوسه بر چوبه دار زدند
در صبحدم هشتم آبان
تکرار تپش
در دل تاریخ بلوچ
آسمان گشت کبود
از نامردی فرعون زمان
نسل یهود
*****
چون در این روز
حنظله با
مهاجر و عمران
سه مجاهد
سه جوانمرد بلوچ
از دسته مردان
در زاهدان مرکز استان
بدستور فرعون زمان
وارد صحنه اعدام شدند
در آنجا
بر جمع تماشائی خموش
گرد آمده همچون موش
با نعره تکبیر به الله
با جوش و خروش
فریاد به پیکار زدند
با لعنت به شیطان بزرگ
چه مستانه
بوسه بر چوبه دار زدند
پای دار
مرد مردانه لگد
بر سینه جلاد ستمکار زدند
با عشق به دیدار خدا
همچون منصور
فریاد اناالحق
بر سر دار زدند
در واپسین دم عمر
با پیامی
به ملت مظلوم بلوچ
نعره پیکار زدند
ای جنظله
ای مهاجر و عمران
صد عز و شرف
بر غیرت تان
بر مردانگی و همت تان
بر ایمان قوی
بر جرات تان
