در تلاشی جدید برای تشدید فشارها بر اهلسنت در ایران و خصوصاً در استان سيستان و بلوچستان، بعضی از سایتهای داخلی اخبار و گزارشهای کذبی درباره آمار طلاب خارجی در مدارس اهلسنت سيستان و بلوچستان پخش کردند.
دراین سایتها ادعا شده که تعداد طلاب خارجی که از کشورهای عربستان و پاکستان در مدارس اهلسنت سیستان و بلوچستان مشغول به تحصیل هستند بالغ بر دههزار طلبه میباشند و این طلاب سعی در نشر وهابیت و ایجاد اختلاف و تفرقه بین شیعه و سنی دارند.
در يکی از اين سايتها آمده است:
"برخی طلبههای خارجی در سیستان و بلوچستان که با وهابیون در ارتباط هستند، مجوز اقامت در ایران را نیز در اختیار دارند. تعداد طلبههای خارجی در مدارس دینی این استان نزدیک به 10 هزار نفر است و بیشتر از کشورهایی چون پاکستان و عربستان سعودی وارد این استان شدهاند. در چند سال اخیر، وهابیون فعالیتهای گسترده خود را متوجه ایران و به ویژه مناطق مرزی و سنی نشین کردهاند و با صرف هزینه های کلان، سعی در ایجاد تفرقه در بین شیعیان و اهل تسنن ساکن در این مناطق دارند و نیز تلاش میکنند با سوء استفاده از برخی کمبودها در مناطق فقیرنشین، جایگاه اجتماعی خود را ارتقا دهند".
يکی دیگر از اخبار کذبی که در این سایتها آمده این است که نوارها و سیدیهای علمای وهابی در تکفیر شیعه و کشتار شیعیان در خیابانهای زاهدان آزادانه به فروش میرسد. این اخبار بعد از آن به میان میآید که اخیراً شبکه سوم با پخش برخی مصاحبهها با اشخاصی که به زعم خود مذهب اهلسنت را ترک کرده و به مذهب شیعه گرویدهاند، باعث اعتراضات و محکومیت شدید از سوی علما و مردم اهلسنت گردید.
چندین سال است که مدارس اهلسنت سيستان و بلوچستان تحت نظارت "شورای هماهنگی مدارس سيستان و بلوچستان" مشغول به فعالیت هستند و هیچیک از فعالیتهای این مدارس بر مسئولین و عموم مردم استان پوشیده نیست.
مسئولین و مردم استان به خوبی بر این امر واقفاند که حتی یک طلبه از کشور عربستان یا پاکستان در مدارس اهلسنت سيستان و بلوچستان مشغول تحصیل نبوده، حتی که آمار کلی طلاب در مدارس وابسته به "شورای هماهنگی مدارس اهلسنت سيستان و بلوچستان" به سه هزار طلبه نمیرسد و در مدارسی که خارج از این شورا فعالیت میکنند این رقم از چند صد نفر تجاوز نمیکند.
لازم به ذکر است که طلاب خارجی در مدارس استان فقط از کشور افغانستان و تاجیکستان بوده که البته تعداد آنها بسیار اندک میباشند و بقیه طلاب همه از داخل کشور هستند. علت روی آوردن طلاب اندکی که از افغانستان و تاجيکستان به مدارس استان آمدهاند، محرومیتی است که در این دو کشور وجود دارد.
حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان آمادگی کامل خود را جهت ارائه آمار دقیق و واقعی طلاب مدارس اهلسنت اعلام میدارد تا در اختیار کسانی که به دنبال حقیقت هستند، بگذارد.
برای چنین سایتها و خبرگزاریهایی مناسب نیست تا گزارشات مغرضانه و سودجويانه را بدون تحقیق منتشر نمایند و باعث تشویش اذهان، ناراحتی مسئولین و تشدید فشارها بر اهلسنت گردند.
هدف از نشر این اکاذیب جز تشدید فشارها بر اهلسنت و خصوصاً مدارس آنها چيز ديگری نمیتواند باشد.
سنی آنلاین
رژیم ولایت فقیه ایران که در حال حاضر قالب یک رژیم رافضی را به خود گرفته است در طول انقلاب برای پیش برد اهداف شوم خود از سه عامل عمده ی زر، زور و تزویر استفاده کرده و افراد زیادی را فریب داده ودردام های عنکبوتی خویش گرفتار ساخته است، این رژیم به ظاهر، ازیک طرف دم ازوحدت و یکپارچگی امت اسلامی می زند وبرطبل توخالی آن می کوبد و در این راستا جیره خواران زیادی راهم درکشورهای اسلامی و غیراسلامی پرورش داده و از آنان استفاده ی ابزاری می نماید و ازطرف دیگر، عاملان و کار گزاران این انقلاب خونبار، هیچ اعتقادی به باورها ومقدسات مذهبی و دینی مسلمانان ندارند و ازسرمایه های معنوی و اخلاقی کاملابی بهره اند و خودشان را تافته ای جدابافته از دیگران می پندارند و دین را وسیله ای برای سرکوب مردم به ویژه اهل سنت، قرارداده اند، اینان دارای یک سری ویژگیهای منحصربه فرداند که درنوع خود در سطح کل جهان مانند آن را نمی توان یافت، این خصوصیتها که به برخی ازآنها در زیر اشاره می شود درحقیقت ماهیت و چهره ی حقیقی سردمداران این نظام استبدادی را نمایانتر می سازد و دوگانگی رفتار و گفتار و تضاد در قول و عمل آنان را بر ملا می نماید.
ایران تنها کشور به ظاهر اسلامی است که در پایتخت آن- تهران -، اهل سنت با وجودی که بیش از پانصد هزار نفر سنی در آن زندگی می کنند، از حق داشتن مسجد، ممنوع و محروم هستند و ولایت سالاران اجازه ی ساختن آن را نمی دهند و سنی ها مجبوراند برای اقامه ی نمازهای جمعه و عیدین به سفارتهای پاکستان و سعودی مراجعه و در آنجا اقامه ی نماز نمایند و در ایام رمضان به صورت مخفیانه در منازل اجاره ای نماز تراویح را ادا کنند!؟
تنها کشور اسلامی است که در صدا و سیما ی آن، اذان اهل سنت بگوش نمی رسد و اذان سنی از آنها پخش نمی گردد!؟
یران تنها جمهوری اسلامی است که اهل سنت از احراز پست های کلیدی کشور محروم اند و بنا به اصل 12 و سایر اصول تبعیض آمیز و تفرقه انداز قانون اساسی، سنی ها نمی توانند برای ریاست جمهوری، خودشان را کاندید نمایند و حقوق نامساوی و ناچیزی هم که در قانون اساسی برای اهل سنت ایران در نظر گرفته شده است، در عمل، به آنان داده نمی شود!؟
گفتنی است که حدود یک سوم جمعبت ایران را اهل سنت تشکیل می دهند ولی با وجود آن، از حقوق شهروندی خویش محروم اند و تحت فشار شدید خود خواهان ولابت سالار قرار دارند و آشکاراحقوقشان پایمال می شود و با طرق گوناگون و باترفندهای مختلف قلع و قمع می گردند.
در کشوری مثل آمریکا توهین به مذاهب و اعتقادات مردم جرم است ولی در جمهوری نام نهاد به ظاهر اسلامی ایران که سردمداران آن خودشان را پرچم دار وحدت میان مسلمانان قلمداد می کنند، توهین به اعتقادات اهل سنت و ظلم و ستم نسبت به آنان، جزو لاینفک و جدا نشدنی معتقدات مذهبی هیئت حاکمه است که پخش توهین های بی وقفه در رسانه های گروهی رژیم به ویژه در شبکه ی 3 سیما، بیانگر اعمال همه گونه ستم نسبت به اهل سنت است.
جمهوری نام نهاد ایران تنها کشوری است که توهین به رهبرخودکامه و منتصب آن، جرم است و محکوم به اعدام!؟ ولی توهین به سه خلیفه ی مسلمانان جهان و ازواج مطهرات پیامبر خدا به ویژه بی بی عایشه ی صدیقه -رضی الله عنها- وسبّ و لعن صحابه ی رسول خدا- صلی الله علیه وسلم-، در این نظام فاشیستی صفوی منش ولایت مطلقه ی فقیه، رسمی است و یک وظیفه تلقی می گردد و رسما در منابر، تکایا و رسانه های گروهی رژیم به مقدسات مذهبی و الگوهای دینی و عقیدتی اهل سنت توهین و به آن دامن زده می شود که نشر سریال ها و پخش مجانی کتب افترا آمیز و توزیع دعاهای سراپا توهین نسبت به الگوهای دینی اهل سنت از جمله دعای " زیارت امام حسین-رضی الله عنه- در عاشورا " و برپایی مراسم جشن و سرور و مراسم کفرآمیز" تنجیس" بر سر قبر افسانه ای و موهوم ابولؤلؤ ملعون در کاشان و نامیدن او به "باباشجاع الدین" !؟ ، نموداری رسمی و علنی از ده ها نمونه از این دهن کجی ها وجنایات علیه یک ملیارد مسلمان سنی مذهب است.
رژیم ولایت فقیه ایران ، تنها رژیمی است که با سلاح دین ، دین و دینداران را می کوبد و تا به حال بیش از صد و پنجاه تن از رهبران دینی اهل سنت را در داخل و خارج از کشور ترور و اعدام کرده و ده ها مسجد اهل سنت از جمله مسجد جامع شیخ فیض مشهد را با خاک یکسان نموده است!؟، این رژیم خون آشام که عاملان تروریست آن، به دروغ و ریا سنگ ملتهای تحت ستم را به سینه می زنند و ادعای برادری سنی و شیعی می نمایند و از حقوق یکسان آنان مزوّرانه سخن به میان می آورند، در طول انقلاب خونبارشان دست به اقداماتی زده اند که فاسدترین حکومت بیدین جهان نیز از آن شرم دارد؛ از یکسو بدترین تبعیضها، اجحافها و جنایات را نسبت به اهل سنت داخل کشور روا می دارند و برای علما، روشنفکران و جوانان سنی مذهب مزاحمتهای بی شماری ایجاد کرده و آنان را در تنگناها قرار داده اند و از تبلیغ ایشان به بهانه های واهی جلوگیری به عمل می آورند و از سوی دیگر، بخش عمده ی بودجه و امکانات متنوع مملکت را در کار تبلیغ تشیع و تحمیل زورآمیز و مزورانه ی این مذهب بر اهل سنت صرف و خرج می کنند، تنها مسئله به همین امر خاتمه نمی یابد، بلکه رهبر خودکامه و عقده مند حکومت رافضی ها، سیاست تغییر مذهب را در داخل و خارج از کشور دنبال می کند و بنا به دستور وی، دسته های تبلیغی به هر جا فرستاده می شوند و با صرف پول و تطمیع و نیرنگ و تزویر، برخی از نا آگاهان سنی را به تغییر مذهب وامیدارند و باکمال وقاحت اینگونه اقدامات تفرقه افکنانه را اصلاح امت می نامند!!؟
رژیم ایران تنها رژیمی است که رهبر خودکامه و متکبر آن یعنی خامنه ای دچار خود بزرگ بینی و خود خواهی است و همه ی تلاشش براین است تا مخالفین سلطه ی مطلقه اش به خصوص اهل سنت را از سر راه بردارد، بدین منظور است که خودش را "ولیّ امر"مسلمین می نامد و مرکز جور و فساد خویش را "ام القرای" جهان اسلام قلمداد می کند!!؟ این رهبر سرا پا مغرور که رؤیای سلطه بر جهان اسلام را در سر می پروراند هرگز قصد وحدت و تفاهم میان سنی و شیعی را ندارد، علایم این نیت با بیان عباراتی صریح و اعمال " برنامه ی پنجاه ساله ی شیعی گردانیدن سراسر ایران و از بین بردن پیروان سنت" ظاهر و نمایان می باشد و برنامه های صفوی مآبانه ی جریحه دارساختن احساسات و تحریک جنگ مذهبی و روا داشتن این همه ظلم و جنایت نسبت به اهل سنت در همین راستا صورت می گیرد.
سایت حزب الفرقان اهلسنت ایران
پس از گذشت 10 روز از دستگیری دوتن از علمای برجسته اهل سنت در شهرستان جوانرود توسط حکومت، هنوز اطلاعی از وضعیت آنان در دست نیست! در حالی که براساس قانون کسی که مورد اتهام قرار می گیرد بایستی پس از چند روز با حضور وکیل و اطلاع خانواده در دادگاه صالحه اتهام وی مورد بررسی قرارگرفته و به صورت علنی محاکمه گردد. اما اکنون بیش از سپری شدن 10 روز نه تنها در این مورد قانون اعمال نگردیده بلکه به صورت فراقانونی کماکان به بازداشت مخفی آنها ادامه داده می شود و هنوز محل نگهداری آنان نامعلوم و به صورت رسمی مشخص نیست که بازداشت شدگان به چه اتهامی دستگیر شده اند؟!؟فعالیت و رایزنی مردم جوانرود و علمای منطقه از ساعات اولیه بازداشت آغاز گردیده ولی تا به حال نتیجه قطعی نداده است.پس از ورود مأموران در ساعات غیر اداری و غیر معمول به منازل آن دو عالم؛ با ممانعت افراد خانواده مواجه می شوند.فرزندان ماموستا سید حسین حسینی به محض مشاهده ورود بدون اجازه و یواشکی (!؟!)مأموران حکومت، بلافاصله از ورود آنان جلوگیری به عمل آورده و مانع ورود آنان به حریم شخصی و خانوادگی خویش می گردند،گرچه با مداخله و وساطت ماموستا حسین حسینی از درگیری و برخوردجلوگیری می شود ولی به هرحال این اقدام شجاعانه خانواده ماموستا حسینی در قبال اقدام غیردینی ـ هم از دیدگاه اسلام بنا به نص صریح قرآن که می فرماید:«یا أیّها الذین امنوا لا تدخلوا بُیُوتاً غیر بُیُوتِکُم حتّی تستأنسوا وتُسلّموا علی أهلها...» و هم به لحاظ قانون که ورود بدون اجازه به حریم شخصی و خصوصی افراد ممنوع است ـ، امری است پسندیده و درخور تقدیر، ولی از این منظر که مجریان قانون نظام اسلامی، نظامی که سنگ ام القرای جهان اسلام را به سینه می زند چرا این اندازه از اسلام و قانون اساسی مملکت بی خبرند و یا باخبرند و آن را زیرپا می گذارند مقداری جالب توجه است! البته داستان تنها بدینجا ختم نمی شود ـ علی الظاهر، جرمی که ماموستایان بازداشت شده اهل سنت مرتکب شده اند(!) و احتمال می رود بابت آن محاکمه شوند برگزاری نماز جمعه در یک مسجد موقوفه ای در حاشیه شهر جوانرود است. مبرهن است در هر محکمه یکی از شروط صلاحیّت قاضی، آگاهی و تسلط بر علم قضاست مخصوصاً در مورد موضوع مورد قضاوت. در رایزنی های اطرافیان با دادگاه ویژه روحانیت ابتدا موضوع دستگیری و بازداشت را حاشا کرده و سپس گفته اند: چون نماز جمعه برگزار کرده اند بازداشت شده اند، به آنان گفته شده که مگر اقامه نماز جمعه در ام القرای اسلامی جرم است؟ در حالی که در مسجد الأقصای تحت اشغال یهود این موضوع جرم نبوده است.راستی مجریان قانون در کشور ما چرا آن اندازه با احساسات مذهبی مردم بازی می کنند، و آشکارا و در روز روشن قانون مملکت را زیر پاگذاشته و بدان پشت می کنند؟ مگر همین قانون به آنان قدرت واختیار نبخشیده؟ مگر به واسطه همین قانون نیست که آنان خواص جامعه گشته اند؟ مگر قانون اساسی نیست که می گوید پیروان مذاهب اسلامی اعم از شافعی و حنفی و ... آزادند تا در مناطق خویش بر اساس مذهب خود عمل نمایند؟ پس چگونه است که افراد غیر سنی در مناطق سنی نشین اراده خود را بر آنان تحمیل می کنند و برای آنان قانون و جرم و دادگاه و غیره تعیین می نمایند؟! راستی تا کی نمی خواهند حقیقت دین وحقوق بندگان خدا را بپذیرند؟ددمنشی بیش از 30 سال رژیم بعث با مسلمانان و مردم عراق به کجا کشید و بازنده میدان بالأخره چه کسانی بودند؟ بیش از نیم قرن جنایت و توحش اشغالگران قدس علیه مسلمانان فلسطین آیا توانست آنان را از شرکت در نماز و دیگر شعائر اسلامی منصرف سازد؟ماموستایان دستگیر شده به لحاظ زهد و تقوا، شجاعت و ایثار شهره خاص و عامند، و این موضوعی است که حتی دشمنان آنان قادر به انکار آن نیستند. و در طول سالهای طولانی منشاء خدمات و مجاهدتهای ارزنده ای برای مسلمانان منطقه بوده اند. مردم جوانرود هم با اقتدا به ائمه خویش قطعاً از برگزاری شعائر دینی خویش صرف نظر نخواهند کرد ومصمم تر از گذشته حقوق مسلم و تضییع شده خود را مطالبه می نمایند و هیچگاه چنین برخوردهای ناسنجیده و غیر قانونی و غیراسلامی اراده آنان را سست نخواهد کرد.جمعه گذشته و در واقع اولین جمعه ای که آن دو امام جمعه مسجد پمپ بنزین جوانرود ـ ثلاث باباجانی غایب بودند مردم با حضور جدی تر و مصمم تر نشان دادند هیچگاه حاضر نخواهند بود ارزشهای دینی خویش را به خاطر هیچ ملاحظه ای نادیده بنگارند. و علیرغم بستن درب مسجد، در زمینهای اطراف با حضوری چشمگیرتر نماز جمعه را اقامه نمودند.امید است مسئولان حکومتی به خود آمده و این خصلت نامشروع و خودخواهانه را در خود بمیرانند و هیچگاه چنان انتظاری نداشته باشند که مردم اهل سنت جهت ادای فرایض دینی خویش از آنان اجازه بگیرند. عبادات تکلیفی است الهی و تنها «اله» و آفریننده انسان لیاقت و شایستگی آن را دارد که از او کسب اجازه شود و او نیز این اجازه را به بندگان خویش عنایت فرموده؛ و اگر کسانی باشند که توقع داشته باشند مسلمانان بابت ادای فرایض الهی و ایمان و اسلام خویش از آنان کسب اجازه کنند باید بدانند این خصلت ناپسند و طاغوتی است. این همان خو و خصلت مردود فرعون بود که به ساحران ایمان آورده به موسی می گفت: «ءامنتم قبل أن ءاذن لکم...»؟! آیا ایمان آوردید قبل از این که من به شما اجازه بدهم... فاعتبروا یا اولی الأبصار
نقل از اسلام کورد
با سلام و آرزوی سلامتی ؛ و اقتدار برای مجاهدین واقعی اسلام و شیفتگان شریعت ناب محمدی (صلی الله علیه وسلام )و آورگان سر به بیابان زده و فدائیان ملت غیور بلوچ که همچون خاری در چشم بد خواهان و دشمنان اسلام و مسلمین پیوسته قرار داشته و دارند.
ای غیرتمندان وهجرت کنندگان از خاک وطن بی تکلف و بی پرده می خواهم با شما سخن بگویم سخنی از دل ؛سخنی که حرف دل صد ها هزار جوانان مظلوم بلوچ در حصار زنجیرهای تنیده شده دژخیمان زمان بر پیکره ی این ملت بی ادعاست
ای جوانان بی پناه ی که آواره ی کوهها و بیابانها شده اید تا ملت خودرا آگاه کنید که انسانند و حق دارند در این کره خاکی با عزت و سربلندی زندگی کنند. افسوس که حرف و عمل بحق شما را مدعیان آزادی و دموکراسی در دنیا کنونی نخواسته و نمیفهمند.
ما جوانان و احادملت بلوچ از زن و مرد و پیر و جوان و شهری و روستای و آنهای که ذره ای ایمان و آگاهی از زندگی انسانی دارند ؛ خوب حرف تان را می فهمند ؛ ای مجاهدین سرافراز بادل و جان با شما سخن می گوییم بشنوید صدا ی مارا و بفهمیدو قبول کنید حرف مارا دلهای پرخون جوانان بلوچ و اهلسنت ایران در سرتاسر کشور دعا گوی شما هستند ؛ ما می فهمیم و درک می کنیم درد شما را ؛ آوارگی شما بخاطر این مردم را ؛ گرسنگی و تشنگی شمارا ؛ دوری از وطن و خانواده و قوم و خویش را ؛ درک می کنیم سردی و گرمی و شب بیداری و ترس از اسارت و.....شمارا به خدا قسم دلهای ما با شما است.
ای جوانان بی ادعا و فداشده ی آزادی این ملت در بند و اسیرشد ه در حصار حکومت ظالمانه این ظالمان ؛ ما شمارا فراموش نکرده ایم ؛ هر لحظه منتظر پیروزی و نصرت الهی برای شما و شنیدن خبر ظفرمندی وپیروزی شما برستمگرانیم ؛ اما شما اگر از ما حرکتی نمی بینید و نمی شنوید ؛ نه بخاطر فراموش کردن شماست ؛ نه بخاطر راحتی ماست ؛ و نه بدلیل بی تفاوتی ؛ بخاطر گیج شندن ماست ؛ بخاطر نداستن و نشناختن راه است بخاطر گرفتار کردن ما در زندگی فلاکت بار روزانه است ؛ بخاطر موقعیت مکانی و زمانی منطقه است بخاطر نبود ویا کمبود ایمان است و...........
ای مجاهد بیست و چند ساله آفرین بردور اندیشی و سخنان صادقانه و مخلصانه و بی ادعایت ؛امروز صدا و تصویر بی غل وغش تورا امیدوارنه ما در منازلمان که از هرطرف در محاصره دشمن کینه توز است نظاره می کنیم و امیدبه سلامتی وعزت شمارا از الله ذوالجلال طلب می کنیم
و السلام علیکم
جمعی از جوانان بلوچستان
دوستی از بنده خواسته بود که به نوشته یک زابلی افراطی که در آن به ملت بلوچ اهانت کرده بود پاسخ دهم اگر چه چنین مطالبی ارزش پاسخ ندارند و نگارندگان چنین مطالبی ماموران وزارت اطلاعات هستند که می خواهند با چنین نوشته هائی موجبات تفرقه قومی و مذهبی را در بلوچستان پدید بیارند و همچنین این وبلاگها روزانه بیش از 10 بازدید کننده ندارند ولی چون یک وبلاگ نویس بلوچ مطلب این زابلی را در وبلاگش منتشر کرده است لازم دیدم جهت روشن کردن حقائق چند کلمه ای برشته تحریر در آورم.
ادامه مطلب
نامه دختر بلوچ به رهبر جنبش مقاومت(جندالله)
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الذین آمنو والذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله والله غفور رحیم.
با عرض سلام و ادب خدمت برادر بزرگوار محترم و دلسوز جناب امیر صاحب
امیدواریم همیشه خوش و خرم باشید از اینکه این نامه را برای شما می نویسم بسیار خوشحالم ما جمعی از خواهران هستیم و همیشه برای شما دعای خیر می کنیم و از اینکه خداوند بر ما لطف و کرم فرموده و چنین رهبری برای ما برگزیده است او تعالی را شاکریم واقعا ما لیاقت این را نداشتیم که خداوند در حق ما چنین لطفی بکند اما این فضل و کرم خداست که شامل حال ما گناهکاران شده است.
واقعا نمی دانم چه برای شما بنویسم امیدوارم که در تمام کارهایتان موفق باشید و ان شاء الله پیروز چون خداوند فرموده است (جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا) حق همیشه پیروز است و باطل نابود می شود ان شاء الله.
برادر بزرگوار برای ما دعا کنید برای این دین فروشان دعا کنید که دین خود را برای دنیا فروختند و به خاطر دراهم و دنانیر دنیا جهنم را خریدند.
این را بدانید که با کمک و مدد الله تمام کارها درست می شود شرط اول یقین و ایمان مستحکم است که شما از بنده این را بهتر می دانید و ما سعی می کنیم چنان ایمان و یقینی همراه با عشق و محبت الله و رسول الله صلی الله علیه و سلم در دل خود و مردم پیدا کنیم .
ما با تمام وجود از شما حمایت می کنیم و هر صبح تمام خواهران را جمع می کنیم و برای آزادی زندانیان و برای سلامتی و پیروزی شما از ته دل دعا می کنیم و مطمئنیم که صد در صد الله دعای ما گناهکاران را قبول می کند گر چه گناهکاریم اما مسلمانیم و از نعمت ایمان الحمدلله برخورداریم.
آرزوی ما این است که مانند زنان صحابه رضی الله عنهن در میدانهای جنگ روبروی کفار ستمگر و متجاوز بایستیم و با تمام قوا بجنگیم ان شاء الله
در ضمن اگر از ما کاری بر می آید با جان و دل حاضریم انجام دهیم ما خوشحال می شویم از اینکه به شما کمک کنیم.
بعضی وقتها فکر می کنم که کاش من هم همراه شما در میادین بودم اما حیف که همه اینها خیال است و بس که خدا کند هرچه زودتر به حقیقت بپیوندد.
البته خیلی چیزهای دیگر می خواستم بنویسم که نمی شود چون در راه خطر موجود است و حامل نامه شاید از بردنش امتناع کند ان شاء الله اگر آنجا آمدم تمام حرفهایم و درد دلهای مردم مظلوم را به شما خواهم گفت.
در آخر برای شما آرزوی سلامتی می کنم و این را بدانید که چیزی دیگر نداریم ولی دعای ما همیشه همراه شماست.
الله هم شما را دوست داشته که برای این کار بزرگ انتخاب کرده است ما هم شما را از جان و دل دوست داریم و حاضریم جان خود را برای شما فدا کنیم.
شما خودتان برای هیچ عملیاتی نیائید می دونیم شما شهادت را دوست دارید اما امروز مردم به شما نیاز شدید دارند و برای بر افراشتن پرچم حق کسی دیگر مثل شما پیدا نمی شود هنوز برای شهادت خیلی زود است ما از شما خواهش می کنیم که کارهایتان را به بقیه مجاهدان بسپارید باز هم به عنوان یک خواهر از شما خواهش می کنم که این پیشنهاد ما را رد نکنید.
ما هم در خدمت شما هستیم و اگر دستور دهید گوسفندی (مامور) برای شما بفرستیم و یا همینجا به درک واصل کنیم در ضمن فکری برای این ماشینهای زرد و سفید و آبی (خودروهای سپاه و مرصاد) هرچه زودتر بردارید.
با آروزی سلامتی و پیروزی مجاهدان و مبارزان
خواهر مخلص و دوستدار شما
از بلوچستان
بیش از 29 سال از عمر انقلاب اسلامی می گذرد و 29 سال است که بدنبال دشمنان تفرقه افکن و نوکران حلقه بگوش آمریکا و کشورهای غربی می گردیم که عامل شهادت علمای اهل سنت (همچون مولوی عبدالملک- مولوی نعمت الله - شیخ ضیایی - مولوی عبدالحکیم –مولوی عبدالله- و حتی مولوی عبدالعزیز و سایر بزرگان که با روش های بزدلانه همچون سم و تصادف ساختگی و ترور بشهادت رسیدند ) و بدنبال عاملین تخریب مساجد اهل سنت همچون مسجد شیخ فیض و تیر باران مسجد مکی هستیم . تا اینکه در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی و با شهادت عالم وارسته جهان اسلام شیخ التفسیر مولانا محمد عمر سربازی و رسوایی زود هنگام عاملین شهادت این بزرگوار و اعترافات تکان دهنده آنها که اخیرا در سایت رادیو بلوچی قرار داده شده دیگر اگر چشم ها و گوش ها را به بندیم باز هم چهره کریه دشمن خیالی را خواهیم دید اما نه در خفا بلکه آشکار و عیان . از کسانی که هنوز دشمن را نمی بینند می خواهم این فیلم را که 3 مگابایت بیشتر حجم ندارد و با برنامه real player (که به روز شده باشد ) قابل مشاهده است و دانلودش با کمترین سرعت ایران بیش از 15 دقیقه طول نمی کشد را به بینند . تا جستجوی 29 ساله به پایان رسد
در فراق شهید مولانا محمد عمر سربازی:
از ملک ادب حکم گزاران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که در دامن صحراست
گوید چه نشینی که سواران همه رفتند
افسوس که افسانه سرایان همه خفتند
اندوه که اندوه گساران همه رفتند
خون بار بهار از مژه در فرقت احباب
کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند
فیلم اعترافات دو طلبه منافق و خائن که به خاطر چند تومانی ایمان خود را فروخته و بدستور وزارت اطلاعات رژیم پلید ولایت فقیه مولانا محمد عمر سربازی ره را به شهادت رساندند.
این فیلم توسط شاخه فرهنگی جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) تهیه شده است و دارای سه قسمت سرود و سخنرانی رهبر جنبش و اعترافات منافقین می باشد که فقط قسمت اعترافات در سایت رادیو بلوچی منتشر شده است.
جهت مشاهده قسمت اعترافات منافقین بر ببینید کلیک نمائید:
رادیو بلوچی
این در حالی است که خانواده این دو نوجوان می گویند ماموران نظام که به امید سی دی و نوار به خانه آمده بودند هیچ چیزی در خانه نیافتند و بدون هیچ مدرکی دو برادر موجود در خانه را با خود بردند.
بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران اهانت به عقائد اهلسنت توسط شبکه سوم سیما را به شدت محکوم می نماید و چنین اقداماتی را موجب تفرقه و اختلاف بین مردم ایران می داند که رژیم ولایت فقیه جهت حقظ و بقای حکومت ننگین خود بدان می پردازد.
البته اهانت به عقائد و مقدسات مسلمانان شیوه دولتمردان ولایت فقیه بوده است و دولتمران رژیم همیشه با اهانت به اعتقادات بیست ملیون اهلسنت ایران و یک ملیارد مسلمان جهان قلوب مسلمانان را جریحه دار کرده اند که به چند نمونه آن اشاره می کنیم:
بنیانگذار انقلاب شوم ولایت فقیه ؛ خمینی در کتابش کشف الاسرار مقدسات یک ملیارد مسلمان را با بدترین الفاظ یاد کرده است و اصحاب و همسران پیامبر صلی الله علیه و سلم را( العیاذ بالله ) منافق و زندیق معرفی کرده است.
هنگام تدوین قانون اساسی این نظام شوم مذهب شیعه اثنا عشری به جای اسلام به عنوان مذهب رسمی ایران اعلامی می شود و پیروان مذهب اهلسنت به عنوان اقلیت معرفی می گردند.
شبکه سراسری با منتشر کردن سریالهای موهنی همچون سریال امام علی قلوب مسلمانان جهان و ایران را جریحه دار کردند و هر چند علما و اندیشمندان اهلسنت به پخش این برنامه ها اعتراض کردند باز هم صدا و سیمای ولایت فقیه بدون توجه به اعتراضات به پخش آن ادامه دادند.
از انقلاب خمینی تا کنون دهها مسجد که مکان مقدس و محل عبادت الله هستند توسط رژیم تخریب و صحف قرآنی و احادیث نبوی زیر آوار دفن شدند.
برگزاری نمایشگاه کتاب در بلوچستان و نمایش کتابهائی که بهترین یاران پیامبر اسلام را که از مقدسات مسلمانان هستند را به باد توهین و استهزا گرفته اند.
پخش کتب موهن در مناطق سنی نشین ایران به صورت مجانی تا به خیال خود سنیان ایران را به اسلام راستین دعوت نمایند.
دشنام دادن به اصحاب پیامبر خصوصا به فاروق اعظم حضرت عمر رضی الله عنه در دانشگاهها و پایگاههای ارتش تا دانشجویان و سربازان سنی را بدین طریق آزار دهند که در برخی جاها مثل دانشگاه زاهدان و پایگاه ارتش در کرمانشاه چنین اهانتهائی واکشنهای جوانان اهلسنت را به دنبال داشته است و به زد و کوب فیزیکی و زندان و بازداشت دانشجویان و سربازهای سنی منجر شده است.
و صدها مورد دیگر و این مورد اخیر هم توسط صدا و سیما که برای باری دیگر صدا و سیما با دعوت کردن از فردی بنام تیجانی که خود را یک سنی سابق معرفی می کرد دشمنی و عداوت رژیم ولایت فقیه را با اهلسنت ثابت کرد و به جامعه اهلسنت ایران نشان داد که این استکبار جهانی نیست که می خواهد بین مردم ایران اختلاف بیاندازد بلکه دولتمردان متحجر و متعصب ولایت فقیه هستند که خواهان اختلاف هستند تا به نفع خود بهره برداری نمایند.
اهلسنت باید بدانند که در رژیم ولایت فقیه دارای هیچ جایگاهی نیستند و هیچ انسان به شما نمی آیند و صراحتا و از صدا و سیما به عقائد و مقدساتشان اهانت می شود و به اعتراضها و انتقادها نه تنها که هیچ توجهی نمی شود بلکه معترضان تهدید و سرکوب می شوند.
جامعه اهلسنت خوب به یاد دارند وقتی مجاهد بزرگ و عالم اندیشمند مولانا ابراهیم دامنی در یک سخنرانی همین تیجانی را مورد انتقاد قرار داد بازداشت و به زندان انداخته شد و بعد از شکنجه های وحشیانه بعد از نه سال آزاد شد که باز هم در یک توطئه تصادف جام شهادت نوشید و به جامعه اهلسنت و خصوصا به علمای اهلسنت آموخت که در ایران دیگر امکان بیان حق و حقیقت وجود ندارد و باید راه جهاد و مبارزه برگزیده شود تا جامعه اهلسنت از چنین اهانتهائی محفوظ گردند و هم به حقوق سیاسی ، اجتماعی و مدنی خود برسند.
در آخر جنبش مقاومت مردمی (جندالله) به رژیم زبون ولایت فقیه و مزدورانش در مناطق اهلسنت هشدار می دهد که اهانت به مقدسات و عقائد اهلسنت بی پاسخ نخواهد ماند و جوانان اهلسنت چنان بی غیرت نشده اند که در برابر این اهانتها سکوت پیشه کنند بلکه هر یک از جوانان مومن و مسلمان اهلسنت برای دفاع از دین و عقیده اش از فدا کردن جان خود ابا نخواهد کرد و برای دفاع از اصحاب و همسران نبی هزاران جان را فدا خواهند کرد حتی جوانان اهلسنت در راستای حفاظت دین و عقیده شان از حملات استشهادی هم دریغ نخواهند کرد.
جنبش مقاومت مردمی ایران ( جندالله)
فرمانده نیروی انتظامی را ترس فراگرفته است
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا فرمانده نیروی انتظامی بلوچستان غفاری که یکی از جنایتکاران مشهور بلوچستان است و دستش به خون هزاران جوان بلوچ آلوده است طی گفتگوئی از ورود مبارزان به شهرهای بلوچستان خبرداد اما طبق عادت همشیگی و به اقتدای امام راحلش این خبر را با دورغهای بزرگی در هم امیخت و گفت مبارزین قصد ترور علما و ریش سفیدان شیعه و سنی را دارند!
اما این دروغگوی جاهل فراموش کرده است که مبارزین جان خود را فدای علما و ریش سفیدانشنان خواهند کرد و این رژیم پلید و همکاران و خود غفاری بوده اند که طی تاریخ بیست و هفت ساله شان علما و ریش سفیدان بلوچ و اهلسنت را به طرق مختلفی به شهادت رساندند.
این رژیم بود که حاجی بلوچ خان اسماعیل زهی را به شهادت رساند
این رژیم بود که مولوی عبدالملک ملازاده را به شهادت رساند
این رژیم بود که مولوی نعمت الله را با توطئه تصادف به شهادت رساند
و این رژیم بود که بدست عواملش مولانا محمد عمر سربازی ره را به شهادت رسید
و صدها عالم و اندیشمند و سفید ریش بلوچ بدست غفاریها و یا عوامل خود فروخته جام شهادت نوش فرمودند و با خون خود درخت آزادی و عدالت و حق و حقیقت را آبیاری کردند و امروز از خون همان بزرگان جوانانی برخواستند و راه ان بزرگان را ادامه می دهند.
غفاری خوب می داند که امروز بلوچستان اعم از زن و مردش و خرد و کلانش به برکت خون شهدای این سرزمین بیدار شده اند و اماده نبرد با ظالمان و متجاوزان هستند و هرگز تسلیم نخواهند شد و این گونه افتراها و دروغها دیگر تاثیری بر مردم بلوچستان ندارند و این نبرد تا آزادی و برقراری عدالت و برابری ادامه خواهد داشت.
غفاری در این گفتگو علما و دیگر جوانانی را که حقوق مردم را مطالبه می کنند را تهدید کرد ولی این بیچاره نمی داند که این تهدیدها به نفع نبرد بلوچستان می باشد و مردم پی خواهند برد که راهی برای رسیدن به عدالت و برابری جز برداشتن اسلحه وجود ندارد.
وقتی در یک جامعه خفقان چنان حاکم باشد که یک جوان به خاطر یک انتقاد به سیاه چال افتد و یک جوان به خاطر یاد دهانی قانون اساسی به حکومت مورد تهدید قرار گیرد و یک عالم به خاطر دفاع از مردم و بیان حقوق مردم تهدید و ترور گردد دیگر مبارزه مدنی معنائی ندارد و تنها راه باقی مانده اسلحه می باشد و باید پاسخ غفاریهای را با همان چیزی داد که خودشان بدان متوسل می شوند.
آری وقتی در یک مملکت به جای نمایندگان مردم نظامیانی مثل غفاری دارای قدرت هستند و مردم را تهدید می کنند و با زور اسلحه بر مردم حکومت می کنند باید مردم هم نظامیانی تربیت و پرورش دهند تا قدرت را از دست این نظامیان متجاوز گرفته و به نمایندگان مردم تحویل دهند.
غفاری را ترس و وحشت فرا گرفته است چون بنای دیوار چین و حفر خندق و نصب چشم الکترونیکی در مرز نتوانست جلوی مبارزین را بگیرد و مبارزین داخل شهرها هستند و هر روز سی دی و نوارها و اعلامیه های مبارزین در شهرها منتشر می شود و شورای تامین شرق کشور با تمام امکانات در برابر مبارزین شکست خورد الان آقای غفاری فریاد می زند که در بلوچستان بیست و پنج گروه مسلح فعالیت می کنند و هر آن ماموران رژیم را خطر تهدید می کند.
آقای غفاری بداند که با بیست و پنج گروه طرف نیست بلکه با یک ملت زجر دیده و ستمدیده مواجه است که تا دمار از روزگار غفاریها در نیاورند آرام نخواهند نشست و غفاریها باید فردا در دادگاه عدالت بلوچستان محاکمه شوند و به سزای اعمال ننگین خود برسند.
دلاور بلوچ
قاتل رویا سارانی را تبرئه کردند
بولاقی بازپرس شعبه دوم دادسرای نظامی استان سیستان و بلوچستان قاتل رویا سارانی (بنفشه) را تبرئه و آزاد کرد و در رای صادره که در مهرماه 1386 صادر نموده از اولیای دم خواسته، درصورتی که خواهان دریافت دیه از بیت المال می باشند، درخواست خود را اعلام نمایند . البته انتظاری بیش از این از بازپرس زابلی پرونده که قاتل هم زابلی است نبود. گرچه بولاقی می خواهد پرونده بلوار برق زاهدان را مختومه نماید، اما در دادگاه عدل الهی بولاقی و ستوان کشته گر (قاتل) به سزای عمل ننگینشان خواهند رسید.
لازم به یادآوریست رویا سارانی دختر نوجوان 12 ساله (بلوچ) اردیبهشت ماه 1386 در بلوار برق زاهدان توسط مامور نیروی انتظامی به قتل رسید. رویا سوار خودرویی به رانندگی برادرش بوده که برادرش بدلیل نداشتن گواهینامه، از ترس ضرب و شتم ماموران نیروی انتظامی اقدام به فرار می کند و هنگامی که خود را به مقابل منزلشان می رساند مامور نیروی انتظامی در مقابل دیدگان همسایه ها و الدین وی اقدام به تیر اندازی می کند و در نتیجه رویا سارانی 12 ساله (دانش آموز سال دوم راهنمایی) بروی صندلی عقب خودرو بر اثر اصابت گلوله ستوان کشته گر زابلی در دم جان می سپارد.
براستی بولاقی حکم این پرونده را بر اساس چه مبنای قانونی صادر کرده است؟
آیا اگر رویا زابلی و یا غیر بلوچ بود باز هم چنین حکمی صادر می شد؟
آیا اگر حکم بر علیه کشته گر صادر می شد این حق را برای دیگر افرادی که به طور مشابهی با رویا توسط نیروی انتظامی به قتل رسیده اند ایحاد می کرد؟
آیا بولاقی فکر نمی کند که این مصلحت اندیشی را باید در روز قیامت پاسخگو باشد؟
اگر در قضاوت قاضی باید مصلحت اندیشی کند، چرا قاضی در زمان حضرت علی در برابر یهودی مصلحت اندیشی نکرد مگر نه اینکه علی امیر مومنان بود؟
بولاقی بازپرس شعبه دوم دادسرای نظامی استان سیستان و بلوچستان قاتل رویا سارانی (بنفشه) را تبرئه و آزاد کرد. البته انتظاری بیش از این از بازپرس زابلی پرونده که قاتل هم زابلی است نبود. از شما عزیزان که قلم بدست دارید این انتظار را داریم که با اطلاع رسانی و رسوایی این مدعیان دروغین عدالت مرهمی بر دل خانواده داغدیده این عزیز از دست رفته بگذارید. گرچه بولاقی زابلی می خواهد پرونده بلوار برق زاهدان را مختومه نماید اما در دادگاه عدل الهی بولاقی و ستوان کشته گر (قاتل) به سزای عمل ننگینشان خواهند رسید
علی از زاهدان
نقل از وبلاگ تفتان
به نام خدا
جایگاه اهل سنت در ایران
متن سخنرانی محمود براهویی نژاد در مراسم نماز عید فطر زاهدان
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، جامعه اهل سنت ایران که پس از سیطره استبداد صفوی ، از ظلم و ستم
بیشمار حکومتهای زمان در این کشور رنج برده بودند ، به امید روزهای بهتر در پناه یک حکومت دینی و داعیه دار اسلام
متحد ، با این انقلاب همراه شدند . رهبران اهل سنت ایران از نقاط مختلف 10 روز قبل از پیروزی انقلاب و در بدو ورود امام خمینی به کشور ، پیام تبریکی را برای ایشان ارسال کرده واز انقلاب اسلامی ایران اعلام حمایت کردند.
شادروان مولانا عبدالعزیز و شهید احمد مفتی زاده تلاش بسیار کردند تا جامعه اهل سنت را با انقلاب اسلامی همراه و همگام کنند تا مگر در سایه نظامی اسلامی به حقوق مشروع و اساسی خود دست یابند.
بر این اساس ، آنان در تدوین قانون اساسی کشور که آن را متکی بر آزادی جمهور خوانده و مردم ایران به جمهوری و اسلامی بودن آن رای آری داده بودند ، مشارکت جستند، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد رسمی کردن مذهب شیعه بجای دین اسلام و تاکید بر عدم تغییر این اصل بود.
اعتراضات گسترده ی جامعه ی اهل سنت که به گواهی روزنامه اطلاعات سال 58 یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می دادند ، مخالفت شدید مولانا عبدالعزیز و یارانش و حتی وعدهی امام خمینی در پاسخ به این اعتراضات مبنی بر افزودن متممی به این اصل برای جلب رضایت سنی مذهبان ایران ، کارگر نیفتاد و جناح تند رو و افراطی مذهبی همچنان بر تصمیم خود پای فشرد و آن را به کرسی نشاند.
با این همه جامعه اهل سنت بدلیل پرهیز از تنش و اختلاف،در نهایت پذیرفتند که به امید اصلاح چنین اشتباهاتی در آینده و اجرای دیگر اصول قانون اساسی که بر حقوق مشروعشان تاکید ورزیده است ، در جهت سازندگی و حفظ امنیت کشور بکوشند.
بند 9 اصل سوم قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف کرده است تا نسبت به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه ، در تمام زمینه های مادی و معنوی بکوشد.
اما آنچه در عمل اتفاق افتاده است گسترش این تبعیضات ناروا و ایجاد و توزیع نا عادلانه امکانات در مناطق سنی نشین در همه ابعاد است . تا آنجایی که 29 سال پس از پیروزی انقلاب استان های سیستان و بلوچستان ،کردستان و هرمز گان و دیگر مناطق سنی نشین کشور در آمارهای رسمی جزو فقیر ترین و محرومترین استان های ایران قرار دارند، نرخ رشد بیکاری در این استان ها همچنان سیر صعودی دارد ، به طور مثال در آمار های سال 81 از کل جمعیت استان سیستان و بلوچستان 1/11 در صد بیکار بوده اند، این آمار در سال 86 به9/21درصد رسیده است و البته این آمار های رسمی با توجه به مشاغل کاذب و ارایه آمارها و گزارش های غلط ، واقعی نیست و نرخ واقعی بیکاری در استان بمراتب بیش از این است . از نظر شاخصه سواد این استان ها در گزارش های رسمی بیسواد ترین و کم سواد ترین استان ها معرفی شده اند .
تبعیض در استخدام ها و مدیریت ها در مناطق سنی نشین چنان فاحش و آشکار است که در کل کشور نمی توان حتی یک استاندار و یا مقام عالی رتبه سنی را یافت . بیشتر نیرو های سنی مذهب در گزینش های ادارات و استخدام ها و حتی در عرصه های انتخابی فعالیت های اجتماعی و سیاسی رد صلاحیت می شوند و حضور نیروهای اهل سنت در مراکز تصمیم گیری در حد صفر است.
اصل 9 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ضمن تاکید بر آزادی، استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی کشور میگوید :"هیچ مقامی حق ندارد به نام استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را ، هر چند با وضع قوانین و مقررات ، سلب کند." اما در بسیاری موارد آزادی فعالیت های مذهبی از اهل سنت سلب گردیده و جماعت های تبلیغی و مبلغان اعزامی اهل سنت که بر پایه مشترکات دینی و وحدت اسلامی به ارشاد مردم میپردازند ، در استان های مختلف مورد اذ یت و آزار قرار گرفته اند ،در حالیکه به گزارش دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم سالانه بیش از 9 هزار مبلغ از سوی این حوزه به سراسر کشور و بویژه مناطق سنینشین اعزام شده و آزادانه فعالیت میکنند.همین دفتر آمار تعداد مبلغان مذهبی اعزامی شیعه را در کل کشور از سوی سازمانها و ارگانهای مشابه بیش از 50 هزار نفر ذکر کرده است. در برخی نقاط از جمله تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران که ام القرآی جهان اسلام اسلام خوانده می شد از ساخت مساجد جلو گیری شده و حتی مدرسه پاکستانیها که مردم اهل سنت تهران به علت نداشتن مسجد بیش از 30 سال نمازهای جمعه خود را در آنجا برگزار میکردند تعطیل شده و مردم تهران نماز جمعه را در خانههای خود و با هراس از برخوردهای حکومتی برگزار میکنند و اصل 9 قانون اساسی در جاهای مختلف نقض شده است . بر خلاف تصریح اصل 9 قانون اساسی بخشنامه ها و قوانین بسیاری برای سلب آزادی ها ی مشروع مردم وضع گردیده و مورد اجرا قرار گرفته است.
در اصل 12 قانون اساسی علیرغم تصریح بر رسمی بودن مذهب جعفری اثنی عشری که در ابتدا به آن اشاره شد چنین می خوانیم : «مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی ، شافعی ،مالکی ، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی ،طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج،طلاق ، ارشاد و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در داد گاهها ،رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات محلی در حدود اختیارات شورا ها بر طبق آن مذهب خواهد بود ، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب .»
پرسش اینجاست که آیا پخش و انتشار دهها فیلم و صد ها کتاب و مقاله و... در صدا و سیما و مطبوعات مورد حمایت و زیر نظر دولت علیه مقدسات اهل سنت ، برگزاری میز گردهای اختلاف برانگیز علیه اهل سنت و حضور امثال تیجا نی در این برنامه ها حتی در ماه مبارک رمضان ، احترام به اهل سنت است ؟ آیا این حرکت ها و اقدامات در تریبون های رسمی و عمومی نظام ، همان چیزی نیست که مسؤلان عالی نظام و رهبری از آن بعنوان خط تفرقه آمریکا و اسراییل یاد میکنند؟ چگونه این خط تفرقه تا عمق رسانه ملی نفوذ کرده و چرا هیچ بر خوردی با آن صورت نمی گیرد و چرا رسانه به اصطلاح ملی ضمن انتقاد از نفاق افکنی های دشمنان ، خود مجری ایده های اختلاف افکنانه آنان شده است ؟ در کدام منطقه سنی نشین ایران رسمیت داد گاه ها در دست اهل سنت است ؟ وکدام مقررات محلی در حدود اختیارات شورا ها بر طبق مذاهب اهل سنت در مناطق آنان تدوین شده است ؟
اصل 15 قانون اساسی کشور تصریح می کند: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است .اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است."
این در حالیست که نه تنها در هیچ یک از مدارس کشور ادبیات زبانهای محلی و قومی تدریس نمیشود بلکه انتشار نشریات و کتابها به زبانهای محلی و قومی با محدودیتهای خاصی روبرو هستند.
تا آنجا که در مورد زبان بلوچی میتوان گفت کشورهای دیگر از جمله پاکستان ، برخی کشورهای حوزه اسکاندیناوی و ... تولیت احیا و حفظ این زبان را در مدارس و دانشگاههای خود بر عهده گرفتهاند ، زبان بلوچی مطمئنا یکی از زبانهای اصیل ایرانی است که واژگان مشترک آن با زبان پهلوی یا فارسی باستان از هر زبان دیگری بیشتر است و حفظ آن به معنای حفظ تمدن و میراث کهن این کشور است.
اصل 19 قانون اساسی بر برابری قومی تاکید میکند و میگوید : " مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود."
اینک چگونه است که در مناطق قومیت نشین ایران که عمدتا سنی مذهب هستند ، اقوام اکثریت از کمترین حقوق و امتیاز برخوردارند. بسیاری از معلمان اعزامی به مناطق جنوبی بلوچستان ، غیر بلوچ هستند ، در حالیکه نیروی واجد شرایط بلوچ در این بخش به حد کافی وجود دارد. از بیش از 400 عضو هیات علمی دانشگاههای استان کمتر از 20 نفر بلوچ هستند ، در کل استان کمتر از 10 نفر مدیرکل و مسئول عالیرتبه بلوچ و سنی وجود دارد و با اینهمه کمترین صدای حقخواهی که از سوی این جامعه بلند میشود به سهمخواهی تعبیر شده و حقخواهان با انگهای وهابی و اشرار و ... روبرو میشوند تا موقعیت اقلیتی که به ناحق و بر اساس معیارهای برتری طلبی قومی و مذهبی قدرت را در این مناطق به دست گرفتهاند خدشهدار نشود.
اصل 23 قانون اساسی میگوید : " تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مواخذه قرار داد ."
اصل 37 این قانون تصریح میکند : " اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات گردد."
و اصل 41 میگوید :" تابعیت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی و دولت نمیتواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند ، مگر به درخواست خود او و یا در صورتی که به تابعیت کشور دیگری درآید."
تک تک این اصول بر حقوق مسلم و اساسی ملت ایران و اقوام و مذاهب تاکید دارند و متاسفانه خلاف آن در بسیاری از موارد اجرامی شود بدون اثبات جرم افراد مجرم معرفی می شوند وشناسنامه بسیاری از ایرانیان بلوچ به بهانه های اندک توقیف می گردد و ... اینها نمونه ای اندک از نقض آشکار قانون اساسی در کشور است.
اینک جامعه اهل سنت پس از 29 سال حضور فعال و یکطرفه در صحنه های مختلف نظام انتظار دارند که
1ـ موانع وحدت اسلامی و همبستگی ملی در قانون اساسی و دیگر قوانین کشور بر طرف گردد و صدا و سیما رسما بخاطر پخش فیلمها و برنامههای اهانتآمیز علیه اهل سنت از مردم ایران و جهان اسلام عذرخواهی کند.
2- اصول مترقی قانون اساسی که اساس خقوق مسلم و آزادیهای اساسی مردم بنا نهاده شده است بطور کامل اجرا گردد.
3- با خاطیان از اجرای قانون اساسی که از هر دشمن خارجی بیشتر به نظام ضربه زده و میزنند بطور جدی برخورد شود و نتیجه این برخوردها به مردم اطلاع داده شود.
4- کلیه تبعیضات ناروا بر طرف شده و کلیه امکانات بصورت عادلانه در مناطق سنی نشین توزیع گردد.
5- جامعه اهل سنت همواره پشتیبان مرزها و حیثیت این مرز و بوم بوده اند و در این شرایط حساس تاریخی که دشمنان ایران از هر سو منافع ما را تهدید می کنند ، نیز هرگز تن به خیانت نداده اند . ما معتقدیم اهل سنت با خویشتتنداری و صبر و شکیبایی و حضور فعال و صاذقانه خود در صحنه های مختلف نظام پشتیبان واقعی نظام هستند و دشمنان و ضد انقلاب واقعی کسانی هستند که با بی توجهی به قانون اساسی و حقوق مشروع این جامعه و با سوء استفاده از ابزارهای رسانه و قدرت در جهت ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی و حذف بخش بزرگی از ملت ایران از حضور در صحنه های مدیریتی ، به نارضایتی و اختلاف دامن می زنند تا پایه های نظام اسلامی را سست کرده و در شرایطی که دشمنان از هجوم خارجی مایوس شده اند کشور را از داخل به نابودی بکشانند .بدیهی است تدابیر مسؤلان عالی و قوه عاقله نظام می تواند از یک فاجعه بزرگ جلوگیری کند.
هیچ قدرتی بهتر از مردم و مرزداران این کشور نمی تواند در برابر هجوم دشمنان ،کشور را پاسداری کند.
در پایان ضمن تبریک عید سعید فطر یاد شهدای اهل سنت ایران را که در مسیر حقخواهی و عدالتطلبی جان باختهاند گرامی میداریم. راهشان پاینده و روانشان شاد باد
به نقل از وبلاگ تفتان
به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران گروگان گرفتن شهروند ژاپنی در شهرستان بم را به شدت محکوم کرده و با دولت و مردم و خانواده دانشجوی ژاپنی ابراز همدردی می نماید.
جنبش مقاومت مردمی ایران رژیم جمهوری اسلامی ایران را مسئول این گروگان گیری می داند زیرا رژیم تهران تحت فشارهای بین المللی به سر می برد و با چنین اقداماتی می خواهد از یک سو از فشارهای بین المللی بکاهد و از سوئی دیگر می خواهد سرکوب و اعدام و جنایت در بلوچستان را موجه جلوه دهد.
جنبش مقاومت مردمی ایران به دولت ژاپن و جامعه جهانی متذکر می شود که گول تبلیغات دروغین رژیم را نخورند و بدانند که رژیم ولایت فقیه با چنین اعمالی بدنبال کاهش فشارها در پرونده هسته ای می باشد و مردم بلوچ اگر چه تحت شدیدترین تهاجم و سرکوب قرار دارند اما هرگز با چنین اقداماتی موافقت نخواهند کرد و این گونه اعمال را منافی فرهنگ و دین خود می دانند .
همچنین گروگان گیری در وسط خاک ایران که صدها کیلومتر با مرز فاصله دارد و با ده ها هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی احاطه شده است فقط می تواند کار خود رژیم باشد.
