هنگاميكه آقاي خامنه اي به مداحان اهل بيت توصيه ميكند كه صحابه و امهاتالمؤمنين را سب و لعن
نكنند!............
هنگاميكه تسخيري در جمع دهها نفر از علماي اهل سنت و در مقابل انظار ميليونها بينندة تلويزيوني به صراحت اعلام ميكند كه در تهران بيست مسجد متعلق به اهل سنت وجود دارد!؟..............
هنگامي كه شاهرودي در جمع علماي اهل سنت داخل كشور تصريح ميكند كه مسجد شيعه و سني ندارد!............
و آنگاه كه سالانه صدها هزار جلد كتاب چاپ و منتشر، دهها فيلم و برنامة تلويزيوني پخش و منتشر مي شود كه در آنان مستقيم و غير مستقيم به صحابة رسول الله و امهات المؤمنين و چه بسا پيامبر عظيمالشأن اهانت ميشود ...........بايستي توصيه رهبر شيعيان جهان را جدي گرفت!
آنگاه كه سخن شاهرودي و تسخيري را مقايسه كني وبداني كه اهل سنت ايران در تهران نمازخانهاي براي خواندن نماز ندارند در حالي كه يهوديان كنيسه و نصاري كليساي با شكوه ساختهاند....خواهي فهميد كه اين سخنان تقيه و دروغي بيش نيست.
ادامه مطلب
۲- دعوت از برادران مهاجر ايراني براي بازگشت به وطن
۳- اعزام هئيتهاي تبليغي به مناطق اهلسنت:
سخن پاياني
ادامه مطلب
بسم الله الرّحمن الرّحيم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ
اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا...
شرط لازم و اساسی براي بنیاد نهادن يك تمدن و فرهنگ بالنده اهتمام به علم و انديشه و بكارگيري آن در تمام ابعاد زندگی است. جوامع اسلامي بالأخص ايرانيان همواره به دانش و فكر مباهات ورزيده و آن را ماية پيشرفت دنيوي و سعادت اخروي دانستهاند.
از اين روي علما و انديشمندان در ميان اين جوامع از جايگاهي ويژه و موقعيتي ممتاز برخوردار بوده و در تمام دورانها اعم از دوران صعود و سقوط نقش كليدي و راهگشايي را ايفا كردهاند.
انقلاب 57 كه نقطة عطفي در تاريخ سرزمين ايران بود يكي از دورانهاي حضور پر رنگ و گستردة علما و انديشمندان در تمام ابعاد انقلاب بود به طوري كه ميتوان يكي از دلايل عمده و و اساسي پيروزي انقلاب را به پيشقدم شدن آنها نسبت داد.
بعد از روي كار آمدن حكومتي بر مبناي انديشههاي افراطي خميني و اعوان او، علما و متفكران به تدريج از صحنة سياسي كشور رانده شدند و جاي خالي آنان را عدهاي روحانينما و فيلسوفنما پر كرد.
وضعيت پيش آمده و التهاب روزهاي آغازين انقلاب زمينه را جهت تصفيه علما و مشاهير و ابقاء عدهاي تندرو فراهم آورده بود به طوري كه در اين مدت بسياري از آنان اعدام وبعضاً روانة زندانها و تبعيدگاهها شدند.
در اين برحه از زمان جامعه ايران بويژه اهل سنت با از دست دادن بسياري از علما و انديشمندان صدمات حبران ناپذيري را متحمل گشت.
بعد از سالهاي جنگ كه ديگر رژيم خود را در در ميداني خالي از رقيب و در جايگاهي دور از قدرت مافوق ميديد پروسة قتلهاي زنحيرهاي را به اجرا گذاشت اين دوران – مصادف با دورة رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني-نقطة اوج بربريت رژيم در حق علما و متفكران بود.
بعد از آنكه رژيم در خاموش كردن چراغ مبارزه ناكام ماند سعي كرده از طرق مختلف و به شيوه هاي نرم افرازي نقش مثبت وضروري اين قشر را از بين برد.
در حال حاضر موقعيت علما و انديشمندان از دو ناحيه مختلف و مهم به خطر افتاده است از يك طرف رژيم با سوءاستفاده از مفاهيم ديني چهرة واقعي اسلام -كه ضرورت وجود علما و انديشمندان است- را در اذهان و افكار عمومي مخدوش ساخته است. رژيم در عوض ترويج فرهنگ "رحماء بينهم" در بين جامعه ايراني اختلافات قومي و مذهبي را عميقتر كرده و فضاي رعب و وحشت اسلامي به جاي رأفت اسلامي حاكم ساخته است. جهان خارج نيز با مشاهده افعال و اعمال اين نظام نفاق پيشه هيچ كه تمايلي به اسلام نشان نداده بلكه با انزجار از اين دين پاك، آن را خطري جدي و پديدهاي وحشتزا احساس كردهاند.
از طرف ديگر رژيم با درك موقعيت و توانايي آنان در جهت دادن و رهبري كردن طيفهاي مختلف جامعه همواره سعي نموده كه با سوءاستفاده از نقش محوري آنان، مردم و حركتهاي مبارزاتي را به سكوت وا دارد.
به عبارتي رژيم با در دست گرفتن نقطة استراتژيكي اجتماع، تمام حركات و فعاليتهاي مبارزاتي را در كنترل خود قرار داده است.
رژيم براي كنترل علما و متفكران جامعه چندين شيوة متفاوت را اتخاذ كرده است. از جمله برنامههاي رژيم ايجاد ديوار بياعتمادي بين مردم و علما بوده است تا بدين وسيله از قدرت و نفوذ آنها جلوگيري كند.
يكي ديگر از برنامههاي رژيم در تنگنا قرار دادن علما( مخصوصاً) با دواير و دفاتر گوناگون چون دفتر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت، دادگاه ويژة روحانيت و...ميباشد.
دخالت در امور مساجد، حوزههاي ديني و مناسبتهاي اهل سنت، دستگيري و زنداني كردن علماي مخلص و........از برنامههاي رايج اين سالهاي اين دواير بوده است .
در هفتههاي گذشته مناطق اهل سنت با دو رويداد مهم دست به گريبان بوده كه با علماي كرام در ارتباط است :
اخيراً ( مرداد 86) رژيم در كردستان با دستگيري و بازداشت چندين عالم و ممنوع خطبه كردن بعض ديگر باز فضاي رعب و وحشت سالهاي آغازين انقلاب را در اين مناطق زنده كرده است و با دامن زدن تفرقه در اين مناطق بسياري از برادران ما به شدت در تنگنا قرار داده است.
شوراي مكتب قرآن كردستان كه از برجستهترين حركتهاي ديني در اين مناطق ميباشد وكادر رهبري آن را دوستان نزديك علامه مفتي زاده ( امثال كاك حسن اميني) را تشكيل ميدهد به شدت مورد تهديد واقع گشته است تا جايي كه بسياري از بزرگان آنها مورد ضرب وشتم قرار گرفتهاند.
هرچند امثال اين اعمال در گذشته نيز بسيار بوده اما چيزي كه مشخص است دستان پليد و تفرقه افكنانه رژيم بوده است.
شوراي مركزي با تقبيح اين اعمال غير اسلامي مردم باشهامت كردستانات را به وحدت و رسوا كردن بانيان تفرقه دعوت ميكند و بايستي مردم شريف ايران بويژه اهل سنت اين مطلب را مورد دقت قرار دهند كه تاكنون بزرگترين حربه رژيم در ناكام كردن مبارزات مردمي همان ايجاد تفرقه است كه متأسفانه در اين راستا نيز بسياري از برادران ناخواسته ياريگر دشمن بودهاند.
برادران:
امروزه ما به وفور شاهد قتل و غارت اهل سنت در جاي جاي اين كرهخاكي هستيم اگر بخواهيم تمام مشكلات خود را به گردن ديگران بيندازيم و شانه هاي خود را از زير بار مسئوليت خالي كنم نتيجهاي نخواهيم گرفت و اصلاً معقول نخواهد بود.
اين دوري از قرآن و سنت و تفرق ماست كه راه را براي تجاوز دشمنان باز كرده است.
ما مطمئن هستيم كه روح طيبه علامه مفتي زاده از اين تصادمهاي ناشايست در عذاب است، چگونه آسوده باشد در حالي كه فرزندان روحاني و ياران وفادار وي را آماج چوب و چماق قرار دادهاند!
پس بايد برادران اين نكته را مورد نظر داشته باشند چنين حركتهايي درشأن رهروان راه كاك احمد نخواهد بود و با اين گونه اعمال بيزاري از دين و نفرت از حركتهاي ديني را توجيه خواهد كرد.
شورا بار ديگر با اظهار همدردي با برادران مكتب قرآن از جمله كاك حسن اميني، همگي آنها را به صبر و بردباري و عدم پاسخ نادرست دعوت ميكند، اميد است برادران با ياري و همفكري علماء منطقه اين مشكل را حل و اين زخم عميق را التيام بخشند.
اما رويداد دوم:
مدت مديدي است كه سيستان و بلوچستان به صحنه مانور قدرت رژيم (غير اسلامي ) تبديل گشته تا جايي كه بسياري از هموطنان ما در اين استان از ادامه زندگي روزانه خود عاجز گشته و در يك فضاي رعب و وحشت به سر ميبرند.
فراتر از اين حوادث ناگوار اكنون رژيم توسط عمال خود يك جنگ تبليغاتي گسترده را عليه مردمان اهل سنت اين استان به راه انداخته است به طوري كه در اين اواخر امام جمعه اهل تشيع زاهدان كه يكي از مهرههاي سرشناس اطلاعات رژيم است در سخناني تهديد آميز طلاب وعلماء اهل سنت را به ناداني و تشكيل دولت در دولت متهم كرده است.
گرچه اين سخنان تازگي ندارد و خود رژيم بارها با نشر كتب و پخش رايگان آنها همه اهل سنت جهان را به گمراهي و كفر نسبت داده است اما اين اظهارات در چنين موقعي كه استان از دو ناحيه مهم( سيل و نا امني) صدمه ديده حائز اهميت است.
اگر تاكنون اهل سنت زنده است اين حاصل خون علماي شهيد و هم چنين علماي شجاع و حق گو بوده است.
اهل سنت هيچگاه رهبريت فرد يا عدهاي را كه در خون هزاران بيگناه دست داشته و دارند قبول نكرده و نخواهد كرد. رهبري كه حكم تخريب مساجد، قتل و شهادت علما ( در داخل و خارج ) را صادر كرده چگونه ميخواهد مقام رهبريت خونخواهان آنها را داشته باشد.
رهبريت مافوق آقاي سليماني از جانب خود علماي شيعه ( امثال آقاي قمي، منتطري، بروجردي و ....)زير سوال است چرا كه ايشان شايستگي رهبريت ملت شريف ايران را ندارند.
بايد گفت اهل سنت اين حكومت را نه اسلامي و نه جمهوري ميداند حال چه رسد به اينكه رهبريت آنها را قبول كند.
چگونه رهبريت فردي را قبول كند كه اهل سنت را بزرگترين دشمن خود ميپندارد و با انواع ترفندها در صدد از بين بردن آنها ميباشد
اين فرد در ادامه اظهاراتش گفته كه چند طلبه نادان شعار داده اند كه مولانا عبد الحميد ( امام جمعه اهل سنت زاهدان ) رهبر ماست.
اين فرد چنين افترائاتي را درحالي بيان ميكند كه عدهاي از زابليهاي افراطي دور و بر ايشان را گرفتهاند و با اين تلقي كه علماي اهل سنت پشتيباني ندارند اين سخنان را به زبان رانده است. اهل سنت با وفاداري به علماي نستوه خود هيچ نيازي به رهبريت آقايان ندارد و تا پاي جان به دفاع از علماي خود در هرجاي اين سرزمين ميپردازد.
ايشان گويا اينكه ميخواهد عراق ديگري را در استان به نمايش گذارد، اگر استان ناامن گشته اين حاصل و دستاورد عاليجنابان ميباشد.
به چه جرمي روزانه دهها جوان بيگناه در اين استان اعدام ميشوند چرا تمام امكانات اين استان در دست عدهاي خاص و تندرو قرار گرفته، پس آنچه شما امروز ميبينيد ميوههاي درخت شقاوت و تبعيض شماست.
از يك سو شعار تقريب و وحدت سر ميدهيد از ديگر سو تاب تحمل توشتن امام و امام الاعظم براي اسم امام ابوخنيفه و امام شافعي را نداريد، صحابه و امهات المؤمنين را سب و لعن ميكنيد.
تهران تنها پايتختي است كه اهل سنت مسجد ندارد كدام كشور حتي اسرائيل چنين به اهل سنت ظلم روا داشته است.
پس بايد شما و مافوق شما بداند كه اگر استان بيش از اين ناامن گردد و اين آتش عداوت بيش از اين زبانه كشد دود آن به چشم شما نيز خواهد رفت و ناامني نيز زندگي شما را دربرميگيرد.
دشمنان اهل سنت بايد بدانند كه فرزندان اهل سنت در عالم اسلامي امتحان خود را پس دادهاند و پيروزمندانه ميادين مبارزه و جهاد را فتح كردهاند، اگر پاي عقيده و باور را به ميان آوريد اهل سنت از مرگ در راه خدا هيچ ابائي ندارد و بلكه آن را يك افتخار و سعادت ميداند.
شما ميخواهيد ملت ايران را رودرروي يكديگر قرار دهيد و از آب گل آلود ماهي بگيريد.
پس نداي اهل سنت را بشنويد كه يك صدا فرياد ميزنند ما با ملت ايران مشكلي نداريم و حسن همجواري را به قتل و غارت ترجيح ميدهيم، مشكل ما با جلادان و خونخواران است، آنهايي كه ميلونها نفر از مردم ايران بويژه اهل سنت را مجبور به ترك ديار كردهاند ، هزاران بيگناه را به خاك و خون كشيدهاند و بسياري از هموطنان ما را با كفريات و خرافات خود از دين پاك اسلام راندهاند تا جايي كه به هر دين و مذهب ساختگي پناه ميبرند.
در ضمن اين شعار تنها چند طلبه نيست اين شعار تمام اهل سنت استان است اگر آقاي سليماني باور ندارند پس امسال حتماً در مراسم ختم بخاري شركت كند.
در پايان شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران شما مردم مسلمان را به وحدت، هوشياري و پشتيباني از علماي خود فرا ميخواند تا بلكه با ياري يكديگرحقوق از دست رفته خود را باز بيابيم.
اگر چه وحدت و اتحاد كاري بسيار سنگين و سخت خواهد بود و حتي بعضيها آن را ناممكن مي دانند اما بايد دانست كه ما چارهاي جز وحدت نخواهيم داشت.
هنگامي كه خداوند متعال به امري دستور ميدهد پس آن كار شدني است گر چه موانع نيز زياد باشد و او به امري فرمان نميدهد كه در وسع و توانايي ما نباشد.
علماء شجاع و حقگو آنهايي كه زير بار ناحق نرفتهاند، همواره غمخوار ملت خود بوده اند و براي هيچ احدي جز خداوند كرنش نكردهاند نور چشم جامعه اهل سنت ايرانند و شورا مركزي جامعه اهل سنت از هيچ گونه پشتيباني و دفاع از آنان دريغ نخواهد كرد حال چه در كردستان باشند يا در بلوچستان، گلستان (تركمن صحرا)، خراسان، بندرها و ساير مناطق ايران.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شوراي مركزي جامعه اهل سنت ايران
http://shurasonnat2.blogfa.com/
محبعلی آبسالان
حسین آتشی کاشی
مجید آذرنگ
عباسعلی آذرنیوشه
علیرضا آقائی
میرمهدی آل داود
عباسعلی آهنگر
حمید رضا آویشی
محمدرضا آکار
عیسی ابراهیم زاده آکباد
علی ابراهیمی
ادامه مطلب
برنامه ويژه تلويزيوني در مورد نقض فاحش حقوق بشر در بلوچستان
عليرغم سكوت خيانت بار بنگاه هاي خبري نظير بي بي سي و صداي آمريكا و غيره در مقابل نشر گزارش عفو بين الملل، يك برنامه ويژه يك ساعت و نيمي تلويزيوني در مورد نقض فاحش حقوق بشر در بلوچستان توسط رژيم جمهوري اسلامي در تلويزيون تيشك ( حزب دمكرات كردستان ايران) در غروب روز شنبه صورت خواهد گرفته. اين برنامه در مورد گزارش اخير عفو بين الملل در مورد جنايات رژيم در بلوچستان است.
شنبه سي و يكم شهريور مطابق با 22 سپتامبر 2007
ساعت 10 شب بوقت ايران ؛ ساعت 8.30 بوقت اروپاي مركزي ؛ ساعت 7.30 بوقت انگلستان
TISHK Television
اين سوألى است که ھمه ما با آن درگير ھستيم و به گمان من جواب درستى براى آن نيافته ايم٬ ما بلوچ ھا اعتقاد به مبارزه مسالمت آميز براى رسيدن به حقوق خود داريم و تا حد امکان از اصول آن نيز پيروى کرده ايم و ميکنيم٬ زيرا پيروى از اصول مبارزه مسالمت آميز منطقى ترين راه حصول حقوق سياسى اجتماعى است. مسلمانان بوسني و ھرزگووين در سالھاى ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳ نيز از اين اصل پيروى کردند٬ و به مدت ۳ سال قربانى سربھاى ناسيوناليست شدند٬ تا جايى که نزديک به دويست ھزار نفر از مردم بوسنى بدست جلادان ناسيوناليست سرب قتل عام شدند و اتحديه اروپا و امريکا به تحريم تسليحاتى مردم بوسنى ادامه داد٬ وقتى که اتحاديه اروپا و امريکا دست از تحريم تسليحاتى مردم بوسنى برداشت ديگر خيلى براى قربانيان اين جنگ جھنمى دير شده بود ولى مردم بوسنى با امکانات تسليحاتى اندکى که داشتند توانستند جلوى قتل عام صدھا ھزار انسان ديگر را بگيرند. مسلمانا بوسنى به مبارزه مسلحانه روى نياورده بودند که يک ديکتاتور را براندازند بلکه از جان خود دفاع ميکردند و کسى نميتوانست آنھا را تروريست بخواند چونکه مبارزه مسلحانه نميکردند بلکه مسلحانه از مردم خود در مقابل ھجوم و حمله ناسيوناليستھاى سرب دفاع ميکردند. بنابر اين براى جھان و سازمان ملل متحد منطقى بود که حق دفاع مسلحانه مردم بوسنى را به رسميت بشناسند. ما بلوچھا در ايران سرنوشت مشابھى با مسلمانان بوسنى داريم٬ ما به ايران حمله نميکينيم و نکرده ايم بلکه تشيع٬ امامت و امت به مردم بلوچ يورش آوارده است که بنياد بلوچ و مذھب سنى را در بلوچستان بيخ بکند. ما مردمى صلح طلب٬ قانع به آنچه که درايم و دور از دغدغه ھاى سياسى ھستيم٬ اين رژيم ملايان امام زمان است که به خانه و مسجد ما ھجوم آورده است٬ اين سربازان گمنام امامت و امام زمان ھستند که جوانان بلوچ مارا به جوخه اعدام و چوبه دار ميفرستند. اين شياطين ولى فقيه ھستند که کودکان بلوچ را به رگبار مسلسل مي بندند٬ اين مأموران ولي فقيھ ھستند که کشتن بلوچھا را مصلحت نظام ميدانند. ھر انسانى حق دارد از خانه خود٬ زندگى خود٬ از خانواده خود٬ از سرزمين خود دفاع کند٬ چه اين دفاع مسلحانه باشد يا مسالمت آميز. قانونھاى جنايى غربى اعم از آمريکا و اروپا به شھروندان خودشان حق دفاع مسلحانه را ميدھند٬ به عنوان مٽال در آمريکا اگر به منزک کسى تجاوز شود٬ صاحب خانه حق دارد که مھاجم را به رگبار ببندد و محاکمه نيز نشود. براى دفاع از حقوق شھروندان است که در آمريکا شھروندان اجازه حمل سلاح دارند. اين نوع دفاع٬ مبارزه مسلحانه ارزيابى نميشود. آمريکا و اروپا به خود اجازه ميدھند که تروريستھا را د ھر کجاى دنيا که باشند نابود کنند٬ چرا؟ براى اينکه از کشور خود٬ شھروند خود و از خانواده خود دفاع کنند. پس چرا بلوچ اجازه دفاع از سرزمين٬ شھروند و خانواده خود را نداشته باشد.
ما بلوچھا به ايران حمله نکرده ايم٬ ما ھيچ بخشى از خاک ايران را اشغال نکرده ايم بلکه رژيم ولايت سفيه است که به ما حمله ور شده و
قانونھاى جھل و عصر حجر را بر ما تحميل ميکند و ھيح راھى براى اعتراض مسالمت آميز و مذاکره براى ما نگذاشته است٬ ھمه راھھاى گفتگو را بسته است٬ بنابر اين تنھا راه گفتگو با اين رژيم جھل وجنايت٬ مقاومت مسلحانه است٬ به فعاليتھاى بلوچھا در اعتراض به ستمھاى ملى٬ مذھبى٬ فرھنگى٬ اجتماعى و سياسى مبارزه مسلحانه نميشود گفت بلکه مقاومت مسلحانه گفت٬ چونکه اين رژيم سفاک فقط
به مقاومت مسلحانه جواب ميدھد.
تا امروز تنھا راه گفتگو با سردمداران رژيم ولايت سفيه مقاومت مسلحانه است. دولت جمھورى اسلامى حتى اجازه فعاليت خيريه و امدادى به بلوچھا براى کمک رساندن به افراد آسيب ديده طوفان گونو را در بلوچستان نداد٬ که تصور چنين رفتارى براى ھر انساى که از ھر مسلک و مرامى باشد امکان بذير نيست. چرا به سازمانھاى امدادى و خيريه بلوچ اجازه فعاليت کمک رسانى نميدھد؟
مقاومت مسلحانه بلوچھا تحت ھيچ منطقى قابل محکوم کردن نيست٬ تا زمانى که مقاومت مسلحانه بلوچھا شکل تھاجمى بر عليه دولت ايران نگيرد به اين معنى که بلوچھا وارد نبرد مسلحانه براى تسخير شھرھاى ايران فارس نشين ايران نشوند٬ مقاومت مسلحانه بلوچھا
طبيعت تدافعى خواھد داشت و ھيح دولت و سازمانى آنھا را مقصر براى دفاع از خود نخواھند دانست. و بلوچھا امکانات حمله تھاجمى به
شھرھاى ايران نيز ندارند.
اين بايد دليل ما بلوچھا باشد که جنگ ما با جمھورى اسلامى مقاومت بر عليه ستم ملى٬ مذھبى٬ سياسى٬ اقتصادى و اجتماعى است و يک
مقاومت دفاعى است و نه تھاجمى٬ و مقاومت مسلحانه حق طبيعى ماست.
پيام اميد
سپتامبر ۲٠٠۷
اما در بعضى از کشورھا ديوراھايى بالا ميروند که ملتھا را از ھم جدا کنند٬ بستن و بالا بردن ديوار دور فلسطين به دليل دشمنى اسرايليھا با اعراب فلسطين است و به دليل تبعيض صھيونيستى که فقط براى خود صھيونيسھا قابل درک است٬ ولى اگر بگوييم که ديوار دور فلسطينھا بدليل اپارتايد نژادى و مذھبى بر عليه فلسطينيان بالا ميرود٬ غلو نکرده ايم
از طرفى دولت جمھورى اسلامى ايران صحبت از برادرى و اتحاد مسلمانان ميکند و از طرفى ديگر مسلمانان جھان را تقسيم ميکند٬ اين شيوه تقيه سران جمھورى اسلامى است که شمشير دو تيغه را ھميشه متوجه مسلمانان سنى مذھب کنند خصوصٲ مسلمانان سنى مذھب بلوچ.
تقيه شيعه سران جمھورى اسلامى اگرچه از سال ١٣٥٧ بر عليه بلوچ٬ کرد و ترکمن براه افتد٬ ولي تيغ شمشير تقيه شيعه سران جمھورى اسلامى بر عليه بلوچھاى سنى مذھب در اين دو سال حکومت ولايت فقيه محمود احمدى نژاد تيزتر و برنده تر شده است.
جمھورى ولايت سفيه به بھانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مبارزه با قاچاق کالا٬ ديوارى به طول ٧٠٠ کيلومتر در دست اجرا دارد که اين ديوار از دھکده تفتان بلوچستان ايران شروع ميشود و به شھر پيشين و مند متھى ميشود٬ از شواھد چنين بر مي آيد که اين ديوار براى جلوگيرى از ترانزيت مواد مخدر و قاچاق کالا نيست بلکه ھدف آن ادعاى مالکيت بر سرزمين بلوچستان و بلوچ است که مرز داٴيمى براى ادعاى شيعه اٽنى عشرى ايجاد کند و ملت بلوچ را بة ورطه نابودى بکشاند٬ بلوچھا را بر جان ھمديگر بيندازد و از
آب گل آلود ماھى بگيرد٬ در جوار اين ديوار و در دو طرف آن مين زمينى ضد نفر کاشته شده است که بلوچھايى را که به دامدارى مشغولند ھدف قرار دھد و تلفات بيشترى بر بلوچ وارد کند.
اين جبھه ديگرى است که جمھورى اسلامى بر عليه اين انسانھاى بى پناه بلوچ باز ميکند٬ يکى جبھه دستگيرى و اعدام بلوچھاى ايران در شھرھاست و ديگرى ايجاد راھبندان و گردنه گيرى
افراد سپاه٬ بسيج و تير اندازى به بلوچھاى عبورى است. دستگيرى و اعدام بلوچھا در شھرھا براى جمھورى اسلامى ايران کافى نيست زيرا اين نوع جنايت به تنھايى در ظھور امام زمان کمک نميکند٬ براى تسريع بخشيدن به ظھور امام زمان اياديان امامت و امت بايد جان بلوچھاى بيشترى را بگيرند. اين اٽر نژاد پرستى و تبعيض بر عليه بلوچ آٽار مخربى بر اقتصاد٬ روابط
عشيرتى٬ خانوادگى٬ فرھنگى بلوچ براى ھميشه خواھد داشت که اگر جلوى آن گرفته نشود بايد دست از روابط فرھنگى٬ خانوادگى٬ اقتصادى کشيد و به انتظار بيگانگى بلوچ از يک ديگر نشست.
جمھوري اسلامى ايران بدون اخطار قبلى٬ ساکنين دھکده سوراپ در نزديکى شھر مند را مھاجرت داده و ھيچ نوع غرامتى پرداخت نکرده است٬ دولت گداى پاکستان که بلوجستان شرقى را در اشغال خود دارد نيز ھيچ عکس العملى از خود نشان نداده است٬ حال آنکه سوراپ متعلق به بلوچستان شرقى است.
طبق گزارشات رسيده دولت ولايت سفيه قصد دارد که اين ديوار را دو کيلو متر داخل خاک بلوچستان شرقى که در اشغال پاکستان است احداٽ کند.
اما عکس العمل بلوچھا جه بوده است و جنبشھاى سياسى بلوچستان چه اقداماتى براى جلوگيرى از احداٽ اين ديوار انجام داده اند.
مين گذارى در معابر عمومى بر عليه مردمى که درگير ھيچ جنگى نيستند٬ غير انسانى و غير اصولى و بر خلاف اصول پذيرفته شده انسانى است. بازار قاچاق مواد مخدر و قاچاق کالا فقط بدست سپاه و بسيج است٬ و بلوچھاى خرده فروش کمترين سھمى در اين قاچاق دارند و آنھم اگر داشته باشند که اين يک اگر ناممکن است.
سازمان ملل متحد در سراسر دنيا مشغول جمع آورى مينھاى زمينى است که جان انسانھاى بيگناھى را که گرفتار انفجارات مينھاى زمينى ميشوند نجات دھد٬ سازمان ملل متحد مليونھا دلار خرج پاکسازي مينھاى زمينى
در افغانستان٬ کامبوج و افريقا ميکند که جان کودکانى را که با خطر مينھاى زمينى مواجه ھستند نجات دھد. ولى مين گذارى مرز بلوچستان ايران ھمچنان ادامه دارد و ديوار نيز به سرعت بالا ميرود که ملت بلوچ را از ھم جدا کند٬ جان کودکان٬ زنان و دمداران بيگناه بلوچ را فقط به جرم بلوچ و سنى مذھب بودن بگيرد٬ اين سفاکترين جنايت حاکمان ولايت سفيه بر عاليه ملت بلوچ است٬ سفاکترين جنايت تقيه شيعه بر عليه مسلمانان سنى مذھب است.
اما بلوچھا چه اقدامى انجام داده اند٬ در فلسطين٬ فلسطينيان با سنگ٬ تير کمان٬ مشت و لگد در مقابل جدا ساختن فلسطينيان از بقيه فلسطينيھا ايستاده اند٬
اگر جه ھزاران فلسطينى جان خودرا در اين راه از داده اند ولى خون فلسطينيانى که در اين مبارزات بر زمين ريخته شده٬ رشته اتحاد٬ يکپارچگى٬ نوع دوستى را آبيارى ميکند و امروز شاھد تکميل نشدن اين ديوار آپارتايد در فلسطين ھستيم٬ حال آنکه بلوچھا امکانات بيشترى در اختيار دارند که جلوى تقسيم ملتى را که براى ھزاران سال يکى بوده است بگيرند٬ بلوچھا ميتوانند اعتراضات ھاماھنگى را در ايران و پاکستان ترتيب دھند٬ اعتراضاتي را در اروپا به راه بيندازند٬ بلوچھا ميتوانند مسلحانه به کارگران اين ديوار و مٲموران ساختن اين ديوار حمله کنند٬ حملات مسلحانه به ديوار آپارتايد موجه است و بايد قابل قبول براى ھمه بلوچھا باشد٬ زيرا جدايي مادر از فرزند٬ فرزند از پدر٬ جدايي برادر از برادر٬ پدر از پدر براى ھيچ ملتى قابل قبول نيست و بايد در مقابل آن ايستاد٬ بايد اين عامل تبعيض نژادى٬ مذھبى را از بين برد٬ و مينھاى زمينى ضد نفر رژيم را منفجر کرد که ديگر نتواند بلوچھا را به سان مرغى در قفس بگذارد٬ حمله مسلحانه به اين ديوار جدايى ضرورى و موجه است٬ حمله مسلحانه به اين ديوار تبعيض نژادى و اپارتايد٬ مقاومت مسلحانه است و نه مبارزه مسلحانه که سازمانھاى بلوچ طرفدار مبارزه مسالمت آميز به آن اعترض کنند و تھمت بيجا براى نجات جان بلوچھاى مرزنشين بزنند.
ما بايد از ھر وسيله اى براى تخريب اين ديوار جدايى استفاده کنيم٬ اين وسيله و اھرم چه RPG باشد و چه گلوله کلاشنيکف٬ چه تيرکمان٬ چه سنگ و چوب٬ از ھمه اينھا بايد استفاده کرد.
بلوچھاى نزديک به اين ديوار و احداٽ آن نبايد مواد غذايى به اين جانيان بفروشند٬ آب به اين جانيان ندھند٬
آنھا را راھنمايى نکنند٬ از آنھا نيز خريد نکنند. اين کمترين اقدامى است که بلوچھاى اطراف اين ديوار ميتوانندبکنند.
پيام اميد
سپتامبر ۲٠٠۷
واکنون پای بی حرمتیتان چنان از گلیمتان درازتر که کلام خدا به زیر
چکمه هاتان اینگونه لگدمال و پاره پاره میکنید و نامتان مسلمان می نهید
ای بی شرفان، می پندارید غیرت دارید که دست بر روی زنان و دختران
بلند می کنید مگر توان رویارویی با دلاورمردان بلوچ ندارید .کلام خدا به
کمرتان زند که اینگونه بی شرمانه به آن لگد می زنید.
بدانید این اشتباهتان پاسخی بس سنگین خواهد داشت.
به خدا سوگند از خونتان نخواهیم گذشت وبند بندتان آنچنان جدا خواهیم
کرد که دیگرتوان ماندن خون در رگانتان نباشد چنان تکه تکه های تنتان
ماران سمی بیت رهبری به آسمان بفرستیم که باران نامردی بر بلوچستان
ببارد و از رحمتش سایه ظلمت تا ابد از سر بلوچستان رخت بربندد.چه
زود عاقبت کاوه های ماربردوش و شیبک های جلاد دیروز از خاطر
نکونام ها و شهریاری های امروز رفته که اینگونه گستاخانه به حریم
خانه که هیچ به کلام خدا بی اهانتی می کنید .
شاید می پندارید کس نمی داند از یکسو سنگ اسلام به سینه میزنیدواز
سوی دیگر آنرا بازیچه ای برای چپاول و زورگوی قرار داده اید و تفرقه
بین مسلمین (شیعه و سنی) سرلوحه کار خویش قرار دادید .
سنگ علی به سینه میزنید ای بی شرفان و قرآنی که در سینه اش جاوید
به زیرچکمه پاره پاره.
به خدا سوگند اگر علی می بود لحظه ای برای جهاد درنگ و ذولفقارش
غلاف نمی کرد و خونتان چنان می ریخت که جوی خون نامردان سراسر ایران بپیماید و ازعمان به خزر سرازیر.
و آنانی که مردانگی علی سرمشقتان است اینگونه خموشید؟
اما بدانید که دلاورمردان بلوچ فریب این شیادان نمی خورند وهمچنان از
کشتن این سگهای هار ابایی ندارند.
ای بی خردان مگر از تکه تکه های تن پاسداران سپاهی پایگاه میرحسینی
در آن اتوبوس فروزان چند روزی گذشته که اینگونه فراموش کرده اید و
چون سگهای هار پاچه هر مسلمانی می گیرید.
به خدا سوگند تا قطره ای خون در رگانمان باشد
باشد که از خونتان ریزیم تا که حریمی امن برای ایران فردا به ارمغان
آورد.
یارمحمدزهی(خاش)
خبرنگار تفتان می گوید این نیروها که غالبا دنبال مظنونی بودند بعد از ناکامی در مهمشان چون هیچ مردی در روستا نبود زنان و کودکان را مورد اذیت و آزار قرار داده و چند زن بلوچ را دستگیر کرده و با خود بردند.
انتظار مرگ
و براستی این است حق نجیب مردمان بلوچ که به جرم اسارتشان به سویشان بی درنگ گلوله باران است و خون پاکشان مظلومانه بر زمین .
کنون چگونه باید فریاد زد بی شرمیتان ، چگونه می توان نگاشت جنایتتان ، چگونه می توان گفت که بی حرمتیتان تنها به جرم بلوچ بودنمان است و بس .
و اگر اینگونه سزاوار مرگیم بگذارید بمیریم و اگر مردانگی در وجودمان اندک سو سوئی زند که آتش خشممان برانگیزد ، پس باشد که بی حرمتیمان بینید و خشممان بشناسید و خون گرمتان لمس کنید
باشد که سردارانتان را به سوی دوزخ ابدی رهسپار کنیم که شاید تکه های پاره پاره تنشان اندکی از گرمایش بکاهد .
باشد که خون گرمتان بریزیم چرا که حرمتمان بردید ، جوانانمان کشتید ، خونمان ریختید ای بی حرمتان و بی رحمانه بر افراشتید چوبه های دار را در زندان و صدها تنمان بر دار آویختید .
آری ، خوب می دانیم چرا و خوب می دانید که سزایتان چیست و اگر کنون خموشیم جوابتان با گلوله باران است بر فرق سرتان که دیگر جایی برای رحم نمانده در دل .
و باشد ای سردارانی که راه تهدید پیش گرفته اید بدانید که با جانتان به بازی نشسته اید و عاقبتتان همچون شیبک است و کاوه .
و اگر کنون گریختید و جان کثیفتان در بردید که هیچ ، اما نه ، هر جا که بگریزید در امان نیستید چرا که اینگونه کردید با مردم بی گناه و مظلوم بلوچ .
این بار دیگر نمی توانید بگریزید و هر کجا روید بدانید که مبارزان برای گرفتن جان بی ارزشتان به فراسوی مرزهای بلوچستان آمده اند و جای جای ایران کنون می پاشند خون داغتان بر زمین .
پس منتظر باشید ای نکونامهای بد نام .
یارمحمدزهی
بسم الله الرحمن الرحیم
آغاز ماجرا
ماجرا از آنجا آغاز شد که پس از وفات مرحوم مولوی محمد گل بنیانگذار حوزه علمیه اسلام آباد لوتک در سال 76، فرزند وی مولوی عبد الله حسن زهی به تحریک عده ای خارج از محدوده حوزه های اهل سنت، ادعای میراث بردن حوزه علمیه اسلام آباد زابل را مطرح کرد و بر اساس آن شکوائیه ای علیه مولوی حافظ محمد علی شه بخش که از زمان حیات مولوی محمد گل ، اداره حوزه را بر عهده داشتند به دادگاه ارایه نمود.
ادامه مطلب
به طور خاص، یک گروه مسلح بلوچ به نام جندالله که به جنبش مقاومت مردم ایران نیز معروف است، از سال 2005 به چندین حمله و از جمله حملات مسلحانه (گاه مرگبار) علیه مسئولان و اعضای نیروهای امنیتی، گروگانگیری و کشتن گروگانها دست زده است. حملات دیگری علیه افراد غیر نظامی از سویمقامات به جندالله نسبت داده شده، ولی جندالله مسئولیت آنها را تکذیب کرده است. در پاسخ، نیروهای امنیتی ایران به دستگیری افراد مظنون به ستیزهگری پرداختهاند و با کاربرد شکنجه از آنان «اعتراف» گرفتهاند، که برخی از این اعترافات در تلویزیون نشان داده شده است، و به قتلهای غیر قانونی دست زدهاند. رویههای قضایی جدیدی اتخاذ شده که حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه را بیشتر تضعیف کرده است، و کاربرد مجازات اعدام، با افزایش شدید تعداد اعدامهای بلوچها، شدت یافته است.
ادامه مطلب
دشمنان تاريخی بلوچستان دردوران حکومت پهلوی، بخشهای وسيعی ازسرزمين پهناوربلوچستان را جدا وبه استانهای خراسان، کرمان وهرمزگان ضميمه ساختند. نام بلوچستان درکتب ونقشه های ايرانی به "بلوچستان وسيستان" وسپس به "سيستان وبلوچستان" مبدل گشت، بدون آنکه هيچ بلوچی با آن توافق داشته باشد.
پس ازسرنگونی حکومت شا ه درسال ۱۳۵۷زمزمه های شوم ديگری مبنی برتقسيم مجدد بلوچستان به دواستان "سيستان!" و"بلوچستان" به گوش ميرسيد.
درشمال بلوچستان شهرکوچکی بنام زابل موجود است که با ولايت نيمروز(بلوچستان افغانستان کنونی) مرزمشترک دارد. سيستان افسانه ای معروف درافغانستان است وعلم کردن آن دربرابربلوچستان، صرفاً دارای اهدافی سياسی ميباشد.
حسينعلی شهرياری نماينده به اصطلاح زابليهای مقيم زاهدان وحبيب الله دهمرده استاندارتحميلی تهران بربلوچستان، اين تفکرضد بلوچستانی را تبليغ وترويج ميکردند. آنها که اهرمهای قدرت را درمنطقه، با توجه به فارس وشيعه بودن دردست داشتند، نا جوانمردانه به پاکسازی واخراج بلوچها ازارگانهای دولتی وآموزشی بلوچستان پرداخته وزابليهای وابسته به باند خويش را جايگزين آنان ساختند.
اينجاست که طرح تقسيم بلوچستان به دواستان سيستان وبلوچستان، جای خويش را به تصرف کامل بلوچستان وتغييرنام آن به سيستان ميدهد. آنها دررسانه های جمعی خود، تا جائی که امکان داسته باشد، تلاش ميکنند تا نامی ازبلوچ وبلوچستان نبرند و واژه های سيستان وسيستانی را جايگزين آنان سازند و....
سياست بلوچ ستيزی توسط باندهای افراطی زابلی درپناه حاکميت ارتجاعی تهران، ساليان متمادی است که دربلوچستان ادامه دارد و با اعدامهای ناجوانمردانه دسته جمعی فرزندان برومند ملت بلوچ که اينروزها درشهرهای مختلف ايران صورت ميگيرند، وارد فازجديدی گشته است.
اين کوردلان بايد دريابند که اين آتش خاموش شدنی نيست. شرايط کنونی با ۲۵ـ ۳۰ سال پيش تفاوتی آشکاردارد وجوانان وروشنفکران بلوچ به حقوق پايمال شده ملت خويش آگاهی کامل دارند وجهت برقراری واجرای عدالت اجتماعی درمنطقه که توسط باندهای مزدورزابلی لگدمال شده وبه تمسخرگرفته شده است، اسلحه بدست گرفته ومبارزه ميکنند.
تشديد سرکوب وکشتاردربلوچستان طی سالهای اخير، برای جلادان حاکم نتيجه ای معکوس داشته ودرعوض برآگاهی عمومی وسهم خواهی !!! مردم بلوچ به نحوبی سابقه ای افزوده است.
برنيروهای سياسی ومبارزبلوچ است تا به سازماندهی هرچه بهتراوضاع کنونی بپردازند ودسايس باندهای جنايتکارضد بلوچ را درهرشکل ولباسی خنثی سازند. دراين راستا ازتمامی نويسندگان، شعرا، روشنفکران ونيروهای سياسی بلوچ انتظارميرود تا بعد ازاين درنوشته ها وگفته های خويش کلمه سيستان را، جائی که منطقه بلوچستان مورد نظرميباشد، بکارنبرند. سيستان درافغانستان است ودرشمال بلوچستان فقط شهری بنام زابل وجود دارد وبس.
اميربلوچ
۲۶ شهريور۱۳۸۶
سهم ملت بلوچ در دانشگاهای بلوچستان
روز دوشنبه 19 شهریور شهر زاهدان مرکز بلوچستان مهمان نهمین کنفرانس ریاضی کشور بود، این کنفرانس در راستای گسترش فرهنگ ریاضی تبادل آراء ریاضی دانان کشور و شیوه تدریس ریاضی برگزار شد.
ولی هدف اصلی از برگزاری این کنفرانس در بلوچستان پرده نهادن بر تبعیض و بی عدالتی آشکار در بلوچستان و عطف نمودن اذهان به فعالیتهای فریبکارانه رژیم در بلوچستان می باشد که مدتی است در بلوچستان آغاز شده است و رژیم با تبلیغ برنامه های دروغین دنبال سیاستهای استعماری خود با روشی نوین در این نقطه حساس جهان می باشد.
این گونه برنامه ها در بلوچستان برای اولین بار برگزاری می شوند تا به جهانیان چنان وانمود نمایند که بلوچستان مراحل رشد و ترقی را می پیماید و حقائق وحشتناک رژیم و جنایتهای نابخشودنیش از انظار جهانیان و مردم مخفی بمانند.
این کنفرانس در حالی برگزار شد که جامعه اهلسنت بلوچستان از ابتدائی ترین امکانات آموزشی محروم هستند و فرزندان بلوچ که علاقه وافری به تحصیل علم و دانش دارند در زیر شاخه های نخل با سخت ترین وضعیت مشغول تحصیل هستند.
چنین کنفرانسها ئی در حالی برگزار می شود که دانش آموزان بلوچ بنابر وضعیت مملوء از تحقیر و توهین و ضرب و شتم در مدارس از تحصیل مایوس شده و مدارس را به قصد بازارهای بی بنیان ترک می دهند و از سوئی جو مدارس و جامعه طوری در دست یک عده افراطی گرفتار امده که کودکان بلوچ در تحصیل دانش هیچ آینده ای برای خود نمی بییند و چون آموزگاران از همین قشر افراطی هستند که رشد جامعه بلوچ را تهدیدی برای آینده خود می دانند چنین در رشد چنین وضعیت سرکوب تلاش می کنند.
این کنفرانسها در حالی برگزار می شود که جوانان بلوچ که با هزاران مشکلات تحصیلات متوسطه را به پایان می رسانند ومی خواهند وارد دانشگاه شوند با دیو گزینش مواجه می شوند و خود را در برابر دادگاههای تفتیش عقائد قرون وسطائی می یابند که بنابر بر عقیده و مذهب و ملیتشان از ورود به دانشگاه باز می مانند و در نتیجه در دانشگاههای بلوچستان که بیش از هفتاد هزار دانشجو مشغول تحصیل هستند هزار بلوچ به مشکل می توان یافت و اینها هم فقط برای این است که کسی نگوید جوانان بلوچ را به دانشگاه راه نمی دهند ورنه همین عده قلیل هم جائی در دانشگاه نداشت و این عده قلیل هم مورد اذیت و آزار بسیجیان دانشگاهی قرار دارند و ذهنا و فکرا سرکوب می شوند.
و به همین دلیل در این کنفرانسها و مجالس علمی ملت بلوچ هیچ جایگاهی ندارند و یک بلوچ هم در این کنفرانسها نمی تواند حضور یابد و انگار این کنفرانسها برای مهاجران غیر بلوچ برگزار می شوند و یک باند زابلی متعصب در این میان نقش بومی ها را ایفا می نمایند.
دلاور بلوچ
بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که بعد از رحلت جانگداز شیخ التفسیر و الحدیث مولانا محمد عمر سربازی( رحمة الله علیه) برخی از اعضای جنبش که در تغسیل و تکفین و تشییع جنازه مولانا شریک بودند با دیدن آثار خونین و نشانه های سم بر جسم و چهره مولانا به مسموم شدن ایشان مشکوک شدند به همین خاطر جنبش فورا با تشکیل تیم تحقیقاتی به بررسی علل و عوامل وفات مولانا سربازی (ره) پرداخت چنانچه این شک با تلاشهای چند ماهه تیم تحقیقاتی به یقین مبدل شد و فرد مظنون که از طلاب استان خراسان بود در حال فرار در شهرستان ایرانشهر دستگیر شد و جهت بازجوئی و تحقیق بیشتر به پایگاه جنبش انتقال داده شد.و در بازجوئیهای اولیه اعتراف کرد که با مواد سمی کشنده مولانا را به شهادت رسانده است اما با بازجوئیهای فنی تیم اطلاعاتی این طلبه خائن پرده از یک شبکه گسترده وزارت اطلاعات برداشت که این شبکه برای از بین بردن علمای بزرگ اهلسنت از تهران به مدارس دینی بلوچستان اعزام شدند.و این شبکه قصد داشته است شخصیتهائی همچون شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید ، مولانا عبدالرحمان چابهاری ، مولانا محمد علی لوتکی و .... را با مواد سمی بسیار خطرناکی که وزارت اطلاعات در اختیارشان گذاشته بود ترور نمایند.
این ظلبه خائن اعتراف کرد که در خراسان به وزارت اطلاعات فراخوانده شده و از آنجا به تهران اعزام شده است و در تهران همراه چند دوست دیگر آموزشهای لازم را توسط وزارت اطلاعات دیده اند و وزارت اطلاعات یک نوع مواد سمی کشنده که به محض لمس برخورد با جسم انسان جیگر و مغز و چشمان فرد آلوده را از بین می برد در اختیار این افراد می گذارد و آنها را به مدارس دینی مختلف بلوچستان اعزام می کند تا زیر پرده تحصیل ماموریت شوم و ننگین خود را انجام دهند.
جوانان شاخه اطلاعاتی جنبش با تکیه بر اطلاعات دریافت شده از این مزدور یک عضو دیگر این شبکه را نیز دستگیر کردند که به جرم و خیانت خود اعتراف کرده است و اعترافات این دو مزدور در مورد طرح شوم ترور علمای منطقه و همچنین اسامی دیگر اعضای شبکه و اسامی ماموران وزارت اطلاعات به زودی هم در منطقه و هم از شبکه های بین المللی منتشر خواهد شد.
ناگفته نماند که مولانا محمد عمر سربازی( رحمه الله ) شخصیتی بی نظیر ، عالمی وارسته ، عارفی خداشناس ، مجاهدی نستوه ، زاهدی پرهیزگار و شاعری توانا بودند که در علم و عرفان و زهد و تقوا نظیر و مثالی در جامعه اهلسنت ایران ندارند.
ایشان مفتی اعظم اهلسنت ایران بودند که فتاوای ایشان در چندین مجلد بزرگ و ضخیم چاپ شده اند و مردم ایران زمین در دریافت مسائل شرعی از آن بهره می برند.
ایشان یکی از شخصیتهای بزرگ علم و عرفان در جهان اسلام بودند که تشنگان علم و عرفان نه تنها از ایران که از سایر نقاط جهان به کلبه درویشی این مرد بزرگ در منطقه دور افتاده و در میان کوههای سر به فلک کشیده بلوچستان می آمدند و عطش علمی و معنوی خود را دور می کردند.
مولانا سربازی از شاعران بزرگ بلوچستان می باشند که هزاران قطعه شهر در موضوع های مختلف به زبانهای فارسی و عربی و بلوچی سرودند که مجموعه ای از اشعار ایشان در کتابی بنام دیوان عمر منتشر شده اند.
ایشان همچنین بزرگترین نویسنده و مولف جامعه اهلسنت ایران می باشند که بیش از صد جلد کتاب به زبانهای عربی ، فارسی و بلوچی به رشته تحریر در آوردند و یکی از بزرگترین تالیفات ایشان تفسیر گرانقدر و عظیم تبیان الفرقان است که در دهها جلد نوشته و چاپ شده است که به حق از شاهکارهای عظیم جهان اسلام می باشد.
مولانا سربازی (رحمه الله) شخصیتی بودند که از اظهار حق و بیان حقیقت هرگز شانه خالی نکردند و علنا و صراحتا سیاستهای تبعیض آمیز و وحشیانه رژیم را انتقاد می کردند و از جنبش و جهاد و مبارزه علیه بی عدالتی و ظلم دفاع می نمودند. رحمت همیشگی خدا بر ایشان باد
در آخر جنبش به اطلاع مردم بلوچستان می رساند که افرادی که در این رابطه دستگیر شدند بعد از محاکمه به سزای اعمال ننگین خود خواهند رسید و رژیم جهل و جور خمینیسم در برابر این جنایت سبعانه هرگز بی پاسخ نخواهد ماند.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان می رساند که توطئه شوم و ننگین رژیم زبون و پست ولایت فقیه در به شهادت رساندن عالم برجسته و حق گوی بلوچستان شیخ الحدیث و التفسیر مولانا محمد عمر سربازی با دستگیری فرد خودفروخته و خائن افشا شد.
مولانا محمد عمر سربازی رحمه الله یکی از بزرگترین چهره های علمی و معنوی جهان اسلام و خصوصا جامعه اهلسنت ایران و بلوچستان بود که هیچگاه از بیان حق و حقیقت در برابر زورگویان و مستبدان کوتاه نیامد و تنها عالمی بود که علنا و صراحتا از جنبش و جهاد و مبارزه علیه رژیم دفاع می کرد و بارها چه در مجالس خصوصی و چه در محافل عمومی جنبش را بر حق می دانست و از مواضع جنبش بیباکانه دفاع می کرد.
رژیم جهل و جور ولایت فقیه که توان رویاروئی و گفتگو با این اندیشمند بزرگ جامعه اهلسنت را نداشت و از ترس قیام عمومی جرات دستگیری ایشان را هم نداشت به توطئه ای ننگین ، شرم آور ، ناجوانمردانه و رذیلانه دست یازید و فرد مزدور و خود فروخته ای را برای ریختن مواد کشنده سمی در غذای این عالم بزرگوار اجیر نمود و این مزدور وطن فروش و دین فروش این طرح بزدلانه رژیم را به اجرا در آورد که الحمدلله توسط جوانان غیور بلوچستان دستگیر شد و به جرم پلید خود اعتراف کرد و بزودی فیلم اعترافات وی و همکاریش با وزارت اطلاعات در بلوچستان منتشر خواهد شد تا پرده از جنایت وحشیانه رژیم برداشته شود و مردم بلوچستان به عزائم شیطانی رژیم پی ببرند.
جنبش مقاومت مردمی ایران باری دیگر شهادت این دانشمند فرزانه و عالم ربانی بدست طاغوتیان پست فطرت را به مردم بلوچستان و اهلسنت ایران تسلیت می گوید و از مردم و علما می خواهد در افشای این جنایت ننگین رژیم از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نورزند.
همچنین جنبش مقاومت به رژیم پلید ولایت فقیه و مزدورانش هشدار می دهد که جنبش انتقام خون این عالم بزرگوار و دیگر علما و شهدای بلوچستان را خواهد گرفت و بلوچستان را برای جنایتکاران خون آشام رژیم تبدیل به جهنمی سوزان خواهد کرد.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان می رساند که توطئه شوم و ننگین رژیم زبون و خوار ولایت فقیه در به شهادت رساندن عالم برجسته و حق گوی بلوچستان شیخ الحدیث و التفسیر مولانا محمد عمر سربازی با دستگیری فرد خودفروخته و خائن افشا شد.
